پناه پهلوانان

  • کد خبر: ۴۵۱۸۷۵
  • ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۰
پناه پهلوانان
حرم امام رضا (ع)، جایی شبیه به زورخانه‌های ایرانی است. جوری آدم را به خضوع وا می‌دارد که انگار همگی با سری افتاده و قلبی آرام، به آن وارد می‌شوند.

هر قهرمانی روی تشک رقابت، تمام زور خودش را می‌زند تا از هیچ حرکتی جا نماند. او مدام مراقب است. مراقب دستی که جلو می‌آید، پایی که می‌لغزد و لحظه‌ای که می‌تواند سرنوشت یک مسابقه را عوض کند. تمام آنچه تماشاگر از او می‌بیند، قدرت است و تمرکز و ایستادگی.

او میان زمین بازی، شبیه به یک ابرقهرمان شکست ناپذیر به نظر می‌رسد. انگار آمده تا برای همیشه ماندگار شود. اما قصه آدم ها، حتی پهلوان ها، به همان چند دقیقه میان میدان ختم نمی‌شود. گاهی قهرمان ها، بار‌ها پیش از هیاهوی مسابقه، رخت پهلوانی را از تن بیرون می‌کشند و بعد شبیه به تمام آدم ها، راهی مقصدی می‌شوند که قرار نیست کسی در آن برنده یا بازنده باشد.

دست پیروزی برای کسی بالا می‌رود که جواب سلامش را از صاحب آستان عشق گرفته باشد. حرم امام رضا (ع)، جایی شبیه به زورخانه‌های ایرانی است. جوری آدم را به خضوع وا می‌دارد که انگار همگی با سری افتاده و قلبی آرام، به آن وارد می‌شوند. آن وقت می‌توانند مدال هایشان را پشت در بگذارند و مثل هر زائر دیگری، با دلی پر حاجت و دستی خالی به خدمت آقای آستان برسند.

حضور اعضای تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی در حرم مطهر رضوی، تصویری از همین دیدار است؛ دیدار آدم‌هایی که در میدان ورزش، برای بالا بردن پرچم ایران می‌جنگند و اینجا، زیر سایه گنبد طلایی، فارغ از رقابت و نتیجه، کنار هم می‌ایستند. کشتی برای ما فقط یک ورزش نیست.

در حافظه جمعی این سرزمین، پهلوانی همیشه معنایی فراتر از زور بازو داشته است. از پوریای ولی تا جهان پهلوان تختی، آنچه نام بعضی آدم‌ها را از سطح یک ورزش معمولی فراتر برده، فقط پیروزی نبوده است؛ مردم در آن‌ها چیزی دیده‌اند که با سوت پایان مسابقه تمام نمی‌شود.

مرام، فروتنی و دلی که برای دیگران هم جا دارد. شاید برای همین است که تصویر پهلوان‌ها در حرم، این قدر آشناست. انگار میان تشک کشتی و صحن زیارت، رشته‌ای نامرئی کشیده شده است؛ رشته‌ای که یک سرش به تلاش و ایستادگی می‌رسد و سر دیگرش به توکل و پناه آوردن.

در حرم امام رضا (ع)، کسی از زائر نمی‌پرسد چند بار زمین خورده و چند بار حریفش را شکست داده است. اینجا هرکس با قصه خودش می‌آید؛ یکی برای تشکر، یکی برای طلب گشایش و دیگری شاید فقط برای چند لحظه آرام گرفتن در شلوغی روزگار. پهلوان‌ها هم از همین جنس آدم‌ها هستند. آدم‌هایی که بیرون از این صحن‌ها باید محکم بایستند، اما اینجا می‌توانند دلشان را به پنجره‌ای گره بزنند که انگار رو به بی نهایت باز می‌شود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.