ایرانی هوشیار است. ما ملتی نستوه و فرهیخته داریم؛ ملتی که خطِ دشمن را نمیخواند، اما مشت بسته خود را دقیقا میخواند و به فشاری آگاهانه باز میکند و به دنیا نشان میدهد. این ادعا نیست، شرح واقعیت ایران امروز است؛ شرح پرشکوه ملتی که «مبعوث» شدند تا ایران را و انقلاب را و اسلام را نگهبان باشند در همان صراط مستقیمی که رسول اعظم الهی، آن را فلسفه بعثت جهانی خود اعلام فرمود بر مدار «لاتمم مکارم الاخلاق.»
امروز وحدت ملی را باید مکارم اخلاق، معناخوانی کرد و انسجام ملی را در ترجمه «لاتمم» خواند؛ واقعیتی که به حقیقت ارتقا یافت و این حقیقت باید همچنان به عنوان واقعیت میدانی تجمعات بماند تا قدرت و عظمت «یدالله مع الجماعه» را پشتوانه ایران داشته باشیم؛ قدرتی غنی شده به لطف الهی که دشمن را قطعا میشکند، حتی اگر همه قدرتهای باطل پشت به پشت هم داده باشند.
چه شکستنی پرصداتر از اینکه آنان با دو جنگ در یک سال، آن هم از پی نیم قرن تحریم، نتوانستند به هیچ یک از اهداف خود برسند؟ آنان زدند تا عمود خیمه را بیندازند، تا مردم از پا بیفتند، اما نمیدانستند که خون شهید را اعجازی است که برزمین افتادگان را هم قدرت قیام میدهد. چنین بود که دنیا با نگاهی سرشار از تعجب، شاهد بعثت خون در همه پهنه ایران شد. خیابان را که به عنوان راهگشای خود طراحی کرده بود، برایش راهبندانی ایجاد کرد که، چون باطل السحر، جادویشان را برهم زد. با شهادت حضرت سیدعلی، ملت یاعلی گفت و به خیابان آمد، ایستاد و پرچم را به اهتزاز درآورد.
اول گفتند هیجانی است که، چون تندباد برمی خیزد و، چون نسیم فرومی نشیند. ساعت شنی گذاشتند تا با پایان تجمعات، غبار برافشانند و طرحی نو دراندازند، اما هرچه تقویم ورق خورد، ناامیدتر شدند؛ چون امید را در هیئت ملتی میدیدند که شانه به شانه هم داده بودند و باوجود تفاوت قرائت و گوناگونی نگاه و سلیقه سیاسی و قومیت و زبان، توان خود را هم افزا کردند برای ایران.
هیجان به معرفت تبدیل شده تا شاهد تجمعات خیابانی در شکوه «مناسک ملی مذهبی» باشیم که مردم زندگی عادی خود را با محوریت حضور در خیابان تنظیم میکردند، حتی برنامههای نوروزی و محرمی و یک حتی دیگر؛ حتی جشن عروسی و سوگواری ماتم را. در قاب مناسک هم نماند که به معارف ارتقا یافت تجمعات و طرحهای تازه دشمنان را هم ناکام گذاشت.
آنان بارها و بارها کوشیدند تا به اشکال مختلف، بذر اختلاف بیفشانند. زبان تند کردند و قلم در کار کردند و کوشیدند با شعارهای انحرافی، سیبل هدف مردم را عوض کنند، اما اگر در برخی تجمعات، اندک توفیقی مییافتند، بسان کف روی آب، از بین میرفت و همچنان مردم در پرتو هدایتهای رهبر معظم انقلاب، در استمرار منهج رهبر شهید و رهبر کبیر انقلاب، «وحدت کلمه» را مهندسی راه و «کلمه وحدت» را بسان اسلحهای کارا به کار گرفتند تا خیابان، هم میدان را پشتیبانی کند و هم دیپلماسی را.
شعار به باور تبدیل شده و به شعور ارتقایافته همان است که از روزِ اول میخوانیم و تا آخر هم باید تکرار کنیم: «فرمانده بده فرمان، حکم آنچه تو فرمایی!» ما تابع فرمانیم. جنگ یا صلح فرقی نمیکند. هم جنگ را بلدیم؛ اگرچه جنگ طلب نیستیم و هم «ایرانی در هیچ مذاکرهای شکست نخورده» و نمیخورد. همان طور که حاج قاسم عزیز گفت «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم» بله، ما ملت مبعوث و پیروزیم.