زهرا زنگنه | شهرآرانیوز؛ پیش از آنکه گلاب در شیشههای امروزی جای بگیرد، ظرفهایی برای آن ساخته میشده که خودشان بخشی از هنر ایرانی بودند. تعدادی از این ظرفها اکنون در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشوند؛ از گلابدان فولادی دوره تیموری و صفوی بگیرید تا نمونههای مفرغی و میناکاریشده اصفهان. بعضی از این ظرفها سالها در خدمت آیینهای حرم مطهر امام رضا (ع) بودهاند؛ گلابدانهایی با نقش و طرح خاص که امروزه دیگر بخشی از تاریخ و سنت چندصدساله «تعطیر حرم» به شمار میآیند.
برای ایرانیان، گل محمدی فقط یک گل خوشبو نیست؛ رایحه آن قرنهاست که در کنار بخشی از آیینها و عادتهای زندگی ایرانی قرار گرفته و گلاب، عصارهای که از این گل به دست میآید، از همین مسیر جایگاهی فراتر از یک ماده خوشبوکننده پیدا کرده است. گلاب در سفرههای ایرانی، شربتها و شیرینیها، برخی کاربردهای دارویی و همچنین مناسبتهای مذهبی حضور داشته و در بعضی آیینها برای خوشبو کردن دست و صورت یا فضای مراسم به کار رفته است.
سابقه گلاب در ایران، اما فقط به مصرف آن مربوط نیست؛ تولید و تجارت آن نیز پیشینهای درخور توجه دارد. ابومنصور ثعالبی، نویسنده سده چهارم و پنجم قمری، در توصیف گلاب شهر جور (نام قدیم فیروزآباد فارس) از شهرت رایحه آن نوشته و اشاره کرده است که گلاب این منطقه به سرزمینهای دور در شرق و غرب صادر میشده است. این گزارش، یکی از شواهد تاریخی مهم درباره جایگاه گلاب در اقتصاد و فرهنگ ایران در دوره اسلامی است.
در سدههای بعد، شهرهای مختلفی در تولید گلاب شهرت یافتند و قمصر کاشان به یکی از شناختهشدهترین مراکز آن تبدیل شد. سفرنامهنویسان اروپایی دوره صفوی نیز از تولید و تجارت عرقیات و گلاب در ناحیه کاشان نوشتهاند. در نتیجه، آنچه امروز از گلاب به عنوان بخشی آشنا از فرهنگ ایرانی میشناسیم، حاصل پیوند چند عنصر است: گل محمدی، فن تقطیر، تجارت عطر و سرانجام آیینهایی که به گلاب معنایی فراتر از یک رایحه بخشیدهاند.
در حرم مطهر امامرضا (ع)، خوشبو کردن فضای بارگاه نیز مانند بسیاری از آیینهای دیگر، سابقهای طولانی دارد؛ سنتی که در اسناد آستان قدس با عنوان «تعطیر حرم مطهر» شناخته شده است. براساس اسناد تاریخی موجود در آرشیو آستان قدس رضوی، برای این کار از مواد خوشبویی، چون عطر، گلاب، مشک، عنبر، عود، اسپند و کندر استفاده میشده است.
قدیمیترین سندی که در منابع آستان قدس برای این سنت معرفی شده، به سال ۱۰۱۲ قمری بازمیگردد؛ سندی که در آن پرداخت حقوق علیاصغر نصیری، عودسوز حرم، ثبت شده است. همین یک سند، نکته مهمی را درباره ساختار خدمت در حرم نشان میدهد: عطرافشانی صرفا کاری مناسبتی و پراکنده نبوده، بلکه برای انجام آن نیروی مشخصی در خدمت آستان بوده است.
اسناد دیگری نیز جزئیات بیشتری از این سنت به دست میدهند؛ بخشی از آنها صورت هزینههایی برای خرید مواد معطرند؛ از عود هندی و کندر گرفته تا صندل سفید، سعد کوفی و چوب ارسی. نمونههایی از این اسناد در دوره قاجار، هزینه خرید مواد خوشبوکننده برای حرم را ثبت کردهاند. در کنار این مواد، وسایل مختلفی نیز برای نگهداری و استفاده از آنها به کار میرفته است: عطردان و عطرپاش، گلابدان و گلابپاش، بخوردان و بخورسوز، عنبردان و عنبرسوز و عوددان و عودسوز.
با گسترش رواقهای سرپوشیده، استفاده از مواد دودزا نیز با محدودیت روبهرو و عنبرسوزی در رواقها ممنوع و به صحنها محدود شد. گلاب، اما بدون ایجاد دود، همچنان میتوانست در فضای حرم حضور داشته باشد. به همین دلیل، گلابدانها را باید بخشی از ابزار و فرهنگ خدمت در حرم دانست؛ اشیایی که امروز نمونههایی از آنها در موزه آستان قدس رضوی، بخشی از این تاریخ را پیش چشم ما نگه داشتهاند.
یکی از قدیمیترین آثار این مجموعه، گلابدانی فولادی متعلق به قرن نهم قمری است. ظرف، بدنهای گنبدیشکل و یکپارچه دارد و از آثار دوره تیموری به شمار میرود. برای حفظ رایحه مایع درون ظرف و در عین حال زیبایی بیشتر، در آن روی دستهای نیمدایرهای قرار گرفته است.
سرلوله گلابدان نیز شکل متفاوتی دارد و به سر حیوانی با دهان گشوده شباهت پیدا میکند. دو طرف دسته و انتهای لوله با نوارهای برجسته تزیین شدهاند. سادگی کلی بدنه در کنار جزئیات قسمت لوله و دسته، از ویژگیهای قابل توجه این ظرف قدیمی است.
گلابدان فولادی دیگری از این مجموعه به قرن دوازدهم هجری تعلق دارد؛ ظرفی شلجمیشکل (شکلی کروی که دو قطب آن اندک فروشدگی دارد) که در سال ۱۱۲۷ قمری در اصفهان ساخته شده است. خطوط و گلوبرگهای برجسته، سراسر بدنه را پوشاندهاند و در دایرههای دو سوی ظرف، گل محمدی کندهکاری شده است.
روی لوله نیز نقشی شبیه فلس ماهی دیده میشود. اما شاید مهمترین ویژگی این گلابدان، اطلاعاتی باشد که کتیبههای آن در اختیار ما میگذارند. نام «فیضالله شوشترى» به عنوان سازنده اثر با خط ثلث بر ترنج زیر لوله آمده و نام «اسماعیل جبادار» نیز با خط نستعلیق زیر دسته دیده میشود. در بخشهای دیگری از ظرف، نام واقف، سلطان حسین و اطلاعات مربوط به محل و مورد استفاده گلابدان ثبت شده است.
گلابدان مفرغی دستهدار ساخت اصفهان، با بدنهای کروی و گردنی استوانهای و بلند، نمونه دیگری از این مجموعه است. دسته و لوله در امتداد گردن ظرف قرار گرفتهاند و لوله با دو حلقه برجسته به سه بخش تقسیم شده است.
روی لوله و بدنه از ترنج، نیمترنج و نقوش اسلیمی استفاده شده و در محل اتصال لوله و گردن به بدنه، تزیینات فلزی و ردیفی از فیروزههای کوچک دیده میشود که بخشی از آنها از میان رفته است. سطح بدنه نیز با نقوشی شبیه فلسهای درشت ماهی پوشیده شده است.
روی یکی از بخشهای قلمدانیشکل گردن عبارت «وقف کشیکخانه» و روی بخش دیگر ادامه آن، یعنی «خدام امام شد»، حک شده است. این کتیبه به روشنی محل استفاده از این گلابدان در حرم مطهر را نشان میدهد.
نمونه دیگری از ساختههای اصفهان، گلابدانی مفرغی و بدون دسته است. این ظرف شلجمیشکل، پایهای کوتاه و مخروطی دارد و گردن بلند آن نقش دسته را ایفا میکند.
سطح بدنه و گردن با ترنج، نیمترنج و لچکترنجهایی پوشیده شده است که درون آنها نقوش اسلیمی، بندها و گرهها قرار گرفتهاند. بخش داخلی گردن نیز قلمزنی شده و با گل و برگهای ریز تزیین شده است.
سرلوله این گلابدان به شکل دهان اژدها ساخته شده و نوارهای تزیینی روی لوله، ظاهر آن را کامل کردهاند. ارتفاع ۴۰ سانتیمتری این اثر نیز آن را به یکی از نمونههای شاخص این مجموعه تبدیل کرده است.
پنجمین اثر، گلابدانی مسی با تزیینات میناکاری است که به آثار اصفهان در قرن دوازدهم هجری تعلق دارد. بدنه شلجمی (حجم بیضی شکل) و لوله بلند و عمودی آن با نقوش اسلیمی پوشیده شده است و دسته ظرف از میانه بدنه آغاز میشود و با انحنایی زیبا به لوله میرسد. گل محمدی، گل و برگهای اسلیمی، شاخههای مو و خوشههای انگور از جمله نقشهایی هستند که در بخشهای مختلف ظرف دیده میشوند. در قسمت پایین بدنه نیز نقوش هندسی سبزرنگ قرار گرفته است. بخشی از میناکاری این گلابدان در گذر زمان از بین رفته و لوله آن نیز آسیب دیده است؛ نشانههایی که در کنار زیبایی اثر، گذر زمان و سابقه استفاده از آن را نیز روایت میکنند.
در میان این آثار قدیمی، نمونهای معاصر نیز وجود دارد: دو گلابپاش کرویشکل از نقره همراه با یک ظرف شیشهای تراشدار. این مجموعه را شرکت «Asprey» در لندن ساخته و حمدبنخلیفهآلثانی، امیر قطر، در سال ۱۳۸۷ خورشیدی به آستان قدس رضوی اهدا کرده است.
گلابپاشها گردنی باریک و کشیده دارند و در دهانه آنها سوراخهای ریزی برای پاشیدن گلاب تعبیه شده است. بدنه کروی آنها با نوار طلاییرنگ و تزیینات قالبی آراسته شده و ظرف شیشهای همراه نیز با بدنه کروی و نقوش اسلیمی تراشخورده، مجموعه را کامل میکند.
گلابدان نقرهای با دسته اسلیمی، نمونهای متعلق به قرن سیزدهم هجری شمسی است. بدنه گلابیشکل ظرف به گردنی باریک و بلند میرسد و دهانه آن برای ریختن گلاب به سمت جلو کشیده شده است. ارتفاع این گلابدان نقرهای ۲۲ سانتیمتر است و انتهای بدنه بر روی پایهای مخروطی کوتاه ختم میشود.
روی گردن، قابهای برگمانندی با گلهای شاهعباسی قلمزنی شده و چهار سرترنج روی بدنه نیز با نقوش اسلیمی تزیین شدهاند. میان نیمترنجها، نقش گل و مرغ قرار گرفته که با تکنیک قلمزنی اجرا شده است.
آخرین اثر، گلابپاش مسی با آبکاری نقره و ارتفاع ۲۴/۵ سانتیمتر است. بدنه آن با نقوش گیاهی قلمزنی شده و در ظرف به صورت پیچی ساخته شده است. فرم کشیده و متناسب ظرف، در کنار سطح نقرهاندود آن، جلوهای متفاوت به این گلابپاش بخشیده است. نقوش قلمزنیشده نیز از عناصر تزیینی اصلی اثر هستند و نشان میدهند که حتی ظرفی با کاربری روزمره، میتوانسته با ظرافت و دقت هنری ساخته شود.