خیلی از ما دوست داریم که اهل نماز باشیم، اما نتوانستهایم انگیزههای درونی خود را برای ملازم گشتن با این عبادت بزرگ تقویت کنیم و یکی از دلایل مهم برای این امر، درک سطحی ما از این عبادت و دست نیافتن به معنا و بهرههای عظیم این عمود دین است.
همانطور که خوراکیهای لذیذی مانند گوشت، برنج و مرغ پختهشده غذاهای نفیس و دوستداشتنی جسم هستند، نماز نیز غذای روح و جان انسان است؛ حال سؤال اساسی این است که برای چشیدن طعم شیرین نماز و تبدیل آن از یک «تکلیف سنگین» به یک «غذای لذتبخش و طعم ماندگار و شیرین» برای روح و جان چه باید کرد؟ انسان از خوردن غذای جسم لذت میبرد، حالش خوب میشود، به آرامش میرسد و طبیعی است که دوباره سراغ همان غذا برود.
از آن تعریف میکند، به دیگران پیشنهادش میدهد، طعمش زیر زبانش میماند و خاطرهای خوش در ذهنش ثبت میشود. او با شوق سر سفره میآید، نشاط مییابد و به کم، قانع نمیشود؛ درست مثل طعم قرمهسبزی خانه مادربزرگ یا کباب مخصوصی در یک شهر و منطقه خاص با نان و ریحان که سالها طعمش از یاد نمیرود.
حال چه باید کرد تا انسان، شیرینی نماز را نیز بچشد، از آن خسته نشود و حالش با آن خوب باشد، سجاده پهن کند، بااشتیاق وضو بگیرد و اذان و اقامه بگوید؟ بهراستی چرا نماز خواندن سخت است؟ چرا برای برخی افراد تکراری میشود؟ طعم واقعی نماز چیست و چه کنیم تا مشتاق این عبادت باشیم؟
یکی از مهمترین عوامل در برقرار نشدن ارتباط با نماز، ناآگاهی از تأثیر آن بر ادامه زندگی است. بسیاری از افراد نمیدانند دربرابر چه کسی ایستادهاند، با چه کسی سخن میگویند، چه میخوانند، هدف از نماز چیست و چرا خداوند این برنامه عبادی را طراحی کرده است.
اگر نگاه ما به نماز، «تشرف به محضر خداوند مهربان» باشد نهصرفا «ادای یک تکلیف»، انگیزهمان برای انجام هرچه بهتر این عمل عبادی دوچندان میشود. فهم این حقیقت که خداوند هیچ نیازی به نماز نمازگزار ندارد و این خود انسان است که صددرصد از آن سود میبرد، آدمی را وارد میدانی میکند که با توجه بیشتری به اقامه نماز بپردازد.
نمازگزار با کسی وارد گفتوگو میشود که به او تعلق دارد، از اوست و بدون او هیچ است. تمام عیار و ارزش انسان در این است که لحظهای با او باشد، به او توجه کند و یادش را در دل زنده بدارد؛ چراکه حقیقت نماز، یاد خداست: «أَقِمِ الصَّلَاه لِذِکْرِی.» (طه: ۱۴). اگر روح و روان نمازگزار به منبع هستیبخش متصل شود، گویی باتری محدود خود را به یک شارژر همیشگی وصل کرده است.
انسان در این میدان شکرگزاری و اظهار ادب، تمام نیرو و انرژی خود را بازیابی میکند. او برگی است متصل به درختی تنومند، قدرتمند و پرثمر؛ قطره آبی است در اقیانوس بیکران. دیگر خیالی آسوده دارد، نه خشکیدگی در راه است و نه پژمردگی و تا زمانی که به یاد اوست، در آرامش مطلق بهسر میبرد.
باید با شناخت ظرفیتهای نماز و درک اینکه چه بستر و ماراتنی برای پرواز است، از آن بهره برد و غافل نشد. اینکه اولیای الهی در تمام شبانهروز به این عبادت پناه میبردند، نشاندهنده ظرفیت شگفتانگیز این مسیر است. قرآن کریم علت دشواری نماز را بهصراحت بیان کرده است: «وَإِنَّهَا لَکَبِیرَه إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ: همانا نماز بس سنگین و دشوار است، مگر برای خاشعان.» (بقره: ۴۵)
باید به کوچکی و نیاز و فقیر بودنمان باور داشته باشیم. زندگی بدون ذکر و یاد خداوند، بدون انجام وظیفه در محضر او، گرفتار در باتلاق خفهکننده و تاریکی کوچه بنبست است.