جایی که خاطره هنوز ایستاده است

  • کد خبر: ۴۵۳۳۰۰
  • ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۸
جایی که خاطره هنوز ایستاده است نوشتاری بر عکس «محمد باقری نژاد»
نوشتاری بر عکس «محمد باقری نژاد» درباره عکاسی از مکان‌هایی که با خاطره آمیخته‌اند.
حمید سلطان آبادیان
نویسنده حمید سلطان آبادیان عکاس و پادکستر

هانری کارتیه برسون [۱] (Henri Cartier-Bresson)، عکاس مطرح فرانسوی می‌گوید: «ما عکاسان با چیز‌هایی سروکار داریم که پیوسته در حال ناپدید شدن هستند؛ و وقتی ناپدید شدند، هیچ وسیله‌ای در جهان نمی‌تواند آن‌ها را بازگرداند. ما نمی‌توانیم خاطره را ظاهر و چاپ کنیم.»

این جمله بخشی از حقیقت را درباره عکاسی نشان می‌دهد، اما با این حال، گاهی یک عکس، نه برای بازگرداندن گذشته، بلکه برای روبه رو شدن با آن ساخته می‌شود. عکس به ثبت رسیده توسط

«محمد باقری نژاد» در یکی از خیابان‌های مشهد، فقط مقایسه‌ای میان یک حیاط خانه دیروز و یک خیابان تازه احداث شده امروز نیست؛ تلاقی دو زمان، دو حافظه و دو روایت از یک مکان است. دستی که عکس قدیمی را در برابر شهر امروز نگه داشته، گذشته را زنده نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد که حافظه، برخلاف شهر، هرگز به طور کامل بازسازی یا ویران نمی‌شود. این عکس گفت وگویی است میان گذشته و اکنون، میان آنچه ازدست رفته و آنچه هنوز در حافظه باقی مانده است.

از نظر سبک، این عکس در مرز میان عکاسی مستند، مفهومی (Conceptual Photography) و بازعکاسی یا عکاسی دوباره ۲) (Rephotography) قرار می‌گیرد؛ هرچند یک بازعکاسیِ کلاسیک نیست، زیرا به جای تکرار دقیق کادر قدیمی، از عکسی قدیمی به عنوان عنصری روایی در دل یک تصویر جدید استفاده شده است.

مارک کلت (Mark Klett) پدر سبک بازعکاسی (Rephotography) در پروژه مشهور The Rephotographic Survey Project به مکان ثبت عکس‌های قرن نوزدهم آمریکا بازگشت و دقیقا از همان نقطه، دوباره عکس‌هایی تازه ثبت کرد. هدف او تنها ثبت تغییرات نبود؛ بلکه می‌خواست نشان دهد که زمان چگونه چشم انداز، فرهنگ و حتی شیوه دیدن ما را تغییر می‌دهد.

اما سبک عکاسی «محمد باقری نژاد» بیشتر شبیه عکس‌های پروژه Dear Photograph (عزیزترین عکس) است. این پروژه خلاقانه و جهانی در دنیای عکاسی توسط هنرمند کانادایی، تیلور جونز (Taylor Jones) در سال ۲۰۱۱ آغاز شد. ایده اصلی پروژه این است که عکاس، یک عکس قدیمی را در همان مکان واقعی که سال‌ها پیش گرفته شده است، نگه دارد و دوباره از آن صحنه عکس برداری کند.

در عکس‌های این پروژه، دست شخص عکاس که عکس قدیمی را نگه داشته در پس زمینه دقیق همان مکان امروزی دیده می‌شود و تضاد و پیوند زیبایی بین گذشته و حال ایجاد می‌کند. اما در عکس «محمد باقری نژاد» مکان واقعی عکس، احتمالا تخریب شده و از بین رفته است.

عکس ترکیب بندی محکمی دارد. خطوط وسط خیابان چشم را به مرکز تصویر هدایت می‌کنند. پرسپکتیو (و ماهیت) خیابان حس حرکت زمان را برای بیننده تداعی می‌کند. عکس قدیمی دقیقا نزدیک مرکز کادر، قرارگرفته و تبدیل به نقطه ثقل بصری شده است. دست، نقش واسطه میان بیننده و گذشته را بازی می‌کند.

اگر دست حذف می‌شد، عکس صرفا یک مقایسه تاریخی بود. اما وجود دست باعث می‌شود این عکس روایت کننده یک خاطره شخصی شود. عکس را می‌توان به سه لایه تقسیم کرد: ۱-دست عکاس (زمان حال با روایتی شخصی)، ۲-عکس قدیمی (گذشته)، ۳-تصویر شهر امروز با ساختمان‌ها و جرثقیل‌ها و خیابان بی انتهایش (واقعیت معاصر رو به پیشرفت)

این سه لایه باعث می‌شوند بیننده مدام میان گذشته و حال سفر کند. آیا خانه‌ای قدیمی در این مکان بوده است؟ آیا آن خانه با حیاطی کوچک و باصفایش که محلی برای بازی این کودکان بوده، حالا درگذر بی رحم زمان، تخریب شده و اثری از آن برجای نمانده و خیابانی که خود، نمادی پررنگ از عبور و گذر است، به جای آن احداث شده است؟! آیا بر روی خاطره‌ها می‌توان خیابانی کشید که آدم را از دیروز‌ها و گذشته‌ها و در مفهومی کلی‌تر «هویتش» بردارد و به امروز (زمان حال) یا فردا‌ها و آینده ببرد؟! و آیا در این عبور و گذر، آسیب و فرونشست و اندوه و فراقی نیست؟

این عکس برای ما سؤالاتی ایجاد می‌کند و قرار نیست به این سؤال‌ها پاسخی بدهد.

عکس قدیمی در وضوح کامل است و پس زمینه، که نمایی از شهر امروزی است، کمی محو شده است. این موضوع به نگاه احساسی و نوستالژیک عکاس یا راوی، عمق و تأکید بیشتری می‌بخشد. او در این عکس، به دنبال گذشته می‌گردد و اکنون شهر، نتوانسته است حواس او را به خود معطوف کند.

این عکس درباره ساختمان‌ها و خیابانی تازه احداث شده در مشهد نیست. درباره یادآوری و فراموشی است. شهر تغییر کرده است. اما حافظه تغییر نکرده و چیزی از یاد نرفته است.

در هنر معاصر، یکی از مفاهیم مهم این سؤال را مطرح می‌کند که: آیا مکان بدون خاطره هنوز همان مکان است؟ این عکس دقیقا همین سؤال را مطرح می‌کند. کودکانی که در عکس قدیمی هستند احتمالا دیگر کودک نیستند و آدم‌هایی بزرگ شده‌اند. شاید عکاس، خودش یکی از همین کودکان باشد. آن خانه قدیمی و حیاطش تخریب شده است، اما مکان هنوز وجود دارد. می‌توان گفت موضوع این عکس صرفا «نوستالژی» نیست. بلکه عکس «محمد باقری نژاد» به موضوع مهم «هویت مکان» پرداخته است.


۱) هانری کارتیه برسون (زاده ۱۹۰۸– درگذشته ۲۰۰۴)، عکاس فرانسوی بود که در ابداع و گسترش فتوژورنالیسم و همچنین عکاسی لحظه‌ای و خیابانی نقش اساسی داشت.

۲) بازعکاسی، یا عکاسی دوباره (به انگلیسی: Rephotography) و نیز عکاسی تکراری

(repeat photography)، عمل عکاسی از یک مکان در دو بار، با فاصله زمانی بین دو تصویر؛ یک نمای زمانی، «همان زمان و اکنون» از یک منطقه خاص است.

 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.