به گزارش شهرآرانیوز؛ وقتی از یوزپلنگ آسیایی حرف میزنیم، معمولاً تصویر یک گربهسان کمیاب در ذهن میآید که برای بقا در دشتهای خشک ایران میدود. اما ماجرا فراتر از نجات یک گونه جانوری است.
بررسی نقشه کانونهای گردوغبار در ایران و مقایسه آن با زیستگاههای یوز نشان میدهد مناطقی که برای حفظ این گونه تحت حفاظت قرار گرفتهاند، در شمار پهنههایی با کمترین میزان تولید گردوغبار قرار دارند.
این یعنی یوز، هرچند خودش نقشی مستقیم در جلوگیری از شکلگیری طوفان گردوغبار ندارد، بهانهای برای حفظ سرزمینهایی شده است که اگر پوشش گیاهی و حیات طبیعی آنها از بین برود، میتوانند به کانون تولید گردوغبار تبدیل شوند.

محمدصادق فرهادینیا، متخصص حیات وحش و استاد دانشگاه کنت انگلستان، معتقد است حفاظت از یوز در واقع حفاظت از زیستگاههایی است که هنوز توان نگه داشتن خاک، پوشش گیاهی و حیات وحش را دارند.
وی با اشاره به نقشه منابع ایجاد طوفانهای شن در ایران توضیح میدهد که دو لکه با کمترین میزان گردوغبار دقیقاً در مناطقی قرار گرفتهاند که یوز در آنها حضور دارد و برای حفاظت از این گونه، پارک ملی و مناطق حفاظتشده ایجاد شده است.
از این زاویه، یوز را میتوان یک «گونه چتری» دانست. یعنی حفاظت از آن فقط به معنای حفظ یک حیوان نیست. برای زنده ماندن یوز باید دشت، طعمه، آبشخور، پوشش گیاهی و مسیرهای جابهجایی آن حفظ شود. هرچه این زنجیره سالمتر بماند، احتمال تبدیل زمین به کانون گردوغبار هم کمتر میشود.
حالا، اما خود یوز در وضعیت شکنندهای قرار دارد. بر اساس آخرین پایشها، ۲۷ یوزپلنگ آسیایی در ایران شناسایی شدهاند که شامل ۲۱ یوز بالغ و ۶ توله است.
این جمعیت در چند زیستگاه اصلی پراکنده است. پارک ملی توران و مناطق پیرامون آن در سمنان مهمترین زیستگاه شناختهشده یوز در ایران به شمار میرود. میاندشت جاجرم در خراسان شمالی نیز یکی از لکههای مهم زیستگاهی است. در بخشهایی از یزد و کرمان و دیگر زیستگاههای کویری و دشتی مرکز ایران در سالهای گذشته نیز حضور یوز ثبت شده بود. نقشههای مربوط به پراکنش فعلی یوز نیز توران و میاندشت را در شمار لکههای اصلی شمالی نشان میدهند.

اما برای یوز، مرز روی نقشه معنایی ندارد. حیوان برای پیدا کردن طعمه یا جفت میتواند از محدودههای حفاظتشده خارج شود و وارد جادهها، زمینهای کشاورزی یا عرصههایی شود که امنیت کمتری دارند. همین مسئله حفاظت از کریدورهای ارتباطی میان زیستگاهها را به یکی از مهمترین نیازهای بقای یوز تبدیل کرده است.
فرهادینیا معتقد است تجربه ۲۵ سال گذشته یک نکته مهم را ثابت کرده است. یوز بارها انسان را غافلگیر کرده و هر بار که شرایط زیستگاه بهتر شده، نشانههایی از بازگشت حیات در آن دیده شده است. از افزایش جمعیت گورخر در توران تا بازگشت پلنگ در عباسآباد، همه اینها نشان میدهد سرمایهگذاری روی زیستگاه میتواند نتایجی فراتر از حفاظت از یک گونه داشته باشد.
فرهادینیا بر همین اساس تأکید دارد که حفاظت از یوز میتواند از سطح تنوع زیستی فراتر برود و به مسئلهای مرتبط با حفظ سرزمین و زندگی مردم تبدیل شود.
منبع: فارس