جایگاه تربیتی مدرسه و نقش والدین و معلمان | نمره بیست کافی نیست!

  • کد خبر: ۴۴۷۶۱۱
  • ۰۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۰
جایگاه تربیتی مدرسه و نقش والدین و معلمان
پشت هیاهوی پرهیجان شروع سال جدید تحصیلی، رقابت نفس‌گیر «بیست‌گرایی» و اضطراب آزمون و رتبه نیز برای بچه‌ها و والدین آغاز می‌شود. بیایید صادق باشیم؛ ما والدین گاهی یادمان می‌رود که درس و نمره وسیله‌اند نه هدف نهایی.

به گزارش شهرآرانیوز؛ با شروع مهر، دوباره بوی مدرسه و شوروحال دانش‌آموزان در خیابان‌های شهر می‌پیچد و جنب‌وجوشی فراگیر جامعه را دربر می‌گیرد. اما پشت این هیاهوی پرهیجان، رقابت نفس‌گیر «بیست‌گرایی» و اضطراب آزمون و رتبه نیز برای بچه‌ها و والدین آغاز می‌شود. بیایید صادق باشیم؛ ما والدین گاهی یادمان می‌رود که درس و نمره وسیله‌اند نه هدف نهایی.

فکر می‌کنیم اگر فرزندمان، کارنامه‌ای پر از نمرات عالی داشته باشد، آینده‌اش بیمه است، غافل از آنکه مدرسه باید جایی برای یادگیری صبوری، رفاقت، انصاف و آرامش باشد؛ جایی برای تمرین زندگی. وقتی ارزش فرزند را فقط با معدل می‌سنجیم، دانشی به او می‌دهیم که معلوم نیست در بزنگاه‌های واقعی زندگی و بحران‌های روحی، چقدر به حالش مفید باشد.

این دغدغه، بهانه گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدرضا رجبی، دبیر دبیرخانه راهبری کشوری رشته علوم و معارف اسلامی وزارت آموزش‌وپرورش، شد تا جایگاه تربیتی مدرسه را از دریچه معارف دینی بازکاوی کنیم.

وقتی «نمره» جای «دانایی» را گرفت!

در سال‌های اخیر، رقابت‌های جدی علمی، آزمون‌های پی‌درپی با عناوین مختلف و تب ورود به مدارس خاص، آرام‌آرام جای «هدف» و «وسیله» را عوض کرد و آموزش را که مقدمه‌ای برای تربیت و ابزاری برای کشف حقیقت، پرورش اندیشه و مهارت زیستن بود، به «حفظ بخش‌هایی از کتاب» و «یادگیری تکنیک‌های قبولی در امتحانات» فروکاست. در واقعیت امروزِ بیشتر مدارس، درگیری اصلی دانش‌آموزان نه با مفاهیم علمی، بلکه با «نمره» است.

طبیعی است که وقتی «دغدغه دانایی» به نمره تنزل پیدا کند، محصول آن نسلی خواهد بود که شاید رتبه‌های درخشان داشته باشد، اما در مواجهه با نخستین بحران سیاسی، عاطفی، اخلاقی یا هویتیِ زندگی، شکننده و بی‌پناه است؛ آفت مهلکی که حضرت امیرالمؤمنین (ع) در حکمت ۱۰۷ نهج‌البلاغه، درباره آن هشدار داده و فرموده‌اند: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَعِلْمُهُ مَعَهُ لَا یَنْفَعُهُ: چه‌بسیار دانشمندانی که نادانی درونی‌شان آنها را تباه کرد، درحالی‌که دانش ذهنی با آنها بود، اما سودی به حالشان نداشت.»

از نگاه امام‌علی (ع)، علمی که راه زیستن را روشن نکند و مانع ضعف عقل و جهل رفتاری و اخلاقی انسان نشود، به‌جای آنکه بال پرواز باشد، باری سنگین بر دوش انسان است.

نقش و «تکلیف» واقعی والدین

قرآن کریم وقتی رسالت سرپرستی خانواده را گوشزد می‌کند، افق نگاه را از تفاخر‌های زودگذر دنیوی فراتر می‌برد و می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا...»

(تحریم، آیه۶) و این یعنی وظیفه واقعی ما به‌عنوان والدین، تربیت صحیح دینی و تلاش برای نجات فرزندان از آتش سهمگین جهنم است. والدین باید باور کنند که تلاش برای تربیت «فرزند صالح»، ضامن حقیقی عاقبت‌به‌خیری و حتی برکت مادی او در زندگی خواهد بود. درمقابل، این پرسش مطرح است که اگر کارنامه فرزند، پر از نمره ۲۰ باشد، اما دل از آرامش ایمان، حق‌جویی، عدالت‌خواهی و حیا خالی بماند، آیا خانواده به رسالت حقیقی خود عمل کرده است؟

متأسفانه بخش زیادی از اضطراب طاقت‌فرسایی که امروز بر فضای خانواده‌ها سایه انداخته است، ریشه در همین تصور نادرست و البته ناخودآگاه دارد که «سعادت و عزت و رزق فردای فرزند من، صرفا در معدل بالا و رشته‌های برتر و دانشگاه‌های مشهور، خلاصه شده است.»؛ نگرانی‌ای که تمام هم‌وغم ما شده است و خواسته یا ناخواسته، آن را به فرزندانمان هم منتقل می‌کنیم. درواقع، وقتی نخستین سؤال ما از فرزندمان بعد از مدرسه این است که «نمره امتحانت را چند شدی؟» به‌جای آنکه بپرسیم «چه یاد گرفتی؟»، ناخودآگاه داریم لذت کشف، نشاط و پویایی علمی و سلامت روانش را از او می‌گیریم.

نقش معلم در «انسان‌سازی»

بیایید یک سوزن هم به خودمان (معلم‌ها) بزنیم. در فضایی که اگر نوجوانی در یک امتحان نمره نگیرد، تمام «من» خودش را شکست‌خورده می‌بیند، چگونه می‌شود از «معنویت»، «عدالت‌جویی» و حتی «بندگی» حرف زد؟

اهل‌بیت (ع) به ما آموخته‌اند که تربیت یعنی «احیا»؛ یعنی زنده کردن ظرفیت‌های پنهان آدم‌ها، و معلمی که با این نگاه وارد کلاس می‌شود، ناتوانی یک دانش‌آموز در یک مسئله ریاضی را نه یک فاجعه، بلکه فرصتی برای تقویت اعتمادبه‌نفس او می‌بیند. با همین نگاه کریمانه است که شاگرد یاد می‌گیرد در حیاط مدرسه، به‌جای آنکه هم‌کلاسی‌اش را یک رقیب برای نمره ۲۰ گرفتن ببیند، او را رفیقی بداند که باید دستش را گرفت.

«معلم آگاه و دغدغه‌مند»، با در دست گرفتن همین لحظه‌های غیررسمی، یعنی خنده‌ها، شکست‌ها و معاشرت‌های روزمره، درکنار درس‌های رسمی، مدرسه را از یک «آموزشگاه» به «مکان تربیت» تبدیل می‌کند؛ خانه‌ای که در آن «انسان» ساخته می‌شود، نه‌فقط حافظه‌اش.

تربیت برای «میدان عمل»

با این توضیحات واضح است که در نظام تربیتی اصیل، مدرسه نیز نباید صرفا یک «آموزشگاه تست و نمره» باشد، بلکه باید بستری برای تمرین زندگی، مسئولیت‌پذیری و اخلاق‌مداری تعریف شود. «تربیت برای زندگی» چیزی فراتر از سرفصل‌های کتاب‌های درسی یا بخشنامه‌های وزارتی است؛ همان‌جا که دانش‌آموز یاد می‌گیرد وقتی نمره امتحانش کم شد، دنیا به آخر نرسیده و هنوز هم پیش خدا و معلم و والدینش، مثل قبل، عزیز است؛ همان‌جا که می‌آموزد «چگونه دربرابر شکست‌ها تاب بیاورد»، «چطور با هم‌کلاسی خود نه به چشم رقیب، که به چشم یک برادر و همراه نگاه کند»، «در بزنگاه‌های فردی و اجتماعی، چگونه بر مبنای ارزش‌های الهی و انسانی تصمیم بگیرد»، «به‌جای خودمحوری، در فکر ساختن تمدن نوین اسلامی باشد» و... مدرسه، زمانی «محیط تربیت» است که به فضایی برای هویت‌بخشی، شنیدن صدای نوجوان و میدان دادن به مسئولیت‌پذیری او تبدیل شود، آن‌هم نه درقالب دستورالعمل‌های خشک، بلکه در متن رفتار معلم و مربی و این، درسی است که ماندگارتر از هر فرمول ریاضی یا نکته کنکوری است.

تربیت در آیینه رفتار، نه موعظه

فراموش نکنیم که نوجوان امروز، بیش از آنکه به «شنیدن نصایح» و «آموزش‌های دینی» نیاز داشته باشد، تشنه «دیدن الگو‌های زنده» و «تجربه‌های زیسته معنوی» است. اگر در خانه مدام از اخلاق گفته شود، اما ترازوی ارزش‌گذاری فقط معدل باشد، یا در مدرسه درس دینی داده شود، اما در رفتار معلم، نشانه‌ای از سعه صدر، تواضع و انصاف دیده نشود، کلام نه تنها بی‌اثر خواهد ماند، بلکه اثر معکوس خواهد داشت.

اگر صرفا آموزش ببیند و معارف را در ذهنش جمع کند، اما به کار نبندد و تجربه نکند، علاقه او به معارف دینی، به تنفر تبدیل می‌شود. کلید حل این مشکل، پیوند تربیتی خانه و مدرسه است که در این بیان نورانی امام‌صادق (ع) نهفته است: «کُونُوا دُعَاه لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ اَلْوَرَعَ وَ اَلاِجْتِهَادَ وَ اَلصَّلاَه وَ اَلْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَه: با غیر زبان خود، مردم را به‌سوی خوبی دعوت کنید تا پارسایى و سخت‌کوشى و نماز و خوبى را از شما ببینند؛ زیرا اینها خود دعوت‌کننده است.»

وقتی معلم و والدین، خودشان همانی باشند که می‌خواهند شاگرد و فرزندشان یاد بگیرد و در عمل، تجربه‌های معنوی ناشی از ایمان، صبوری و احترام را به نمایش بگذارند، دانش‌آموز درس «زندگی و بندگی» را پیش از آنکه در کتاب بخواند، در چشم‌ها و رفتار‌های مربیانش زندگی خواهد کرد.

امانت‌های خدا

مهرماه به ما یادآوری می‌کند که بچه‌های ما «امانت خدا» هستند؛ اگر تمام فرمول‌های دنیا را در ذهن فرزند خود بریزیم، اما به او یاد ندهیم که چگونه در سختی‌ها به خدا توکل کند، چطور عدل و انصاف داشته باشد و چگونه با مهربانی زندگی کند، تربیت را باخته‌ایم. بیایید امسال بیش از آنکه نگران نمره باشیم، نگران «آرامش و ایمان» فرزندانمان باشیم؛ تکیه‌گاهی که در تمام تندباد‌های فردا، دستشان را خواهد گرفت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.