به گزارش شهرآرانیوز؛ شنبه هفته گذشته با کشف جسد زنی سوخته روی تختخواب خانهاش در بولوار اقدسیه، قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، بههمراه گروهی از کارآگاهان پلیس آگاهی خراسانرضوی، در محل حاضر شدند. بررسیها نشان داد که جسد متعلق به زنی جوان با هویت «میترا»ست که با شالی دور گلویش، پس از بستن دستها به قتل رسیده و جسدش به آتش کشیده شده است.
با دستور مقام قضایی تحقیقات درحالی آغاز شد که بررسی دوربینهای مداربسته ساختمان نشان داد که متهمان دو مرد جوان هستند و پس از قتل و بهآتشکشیدن خانه مقتول، با آسانسور به پارکینگ رفته و خودروی زن جوان را سرقت کردهاند.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه گزارشی جدید به تیم جنایی رسید و مشخص شد که متهمان به قتل پس از سرقت لاستیکهای خودروی آریزو ۵ متعلق به مقتول، این خودرو را در جادههای روستایی منطقه تبادکان به آتش کشیدهاند. تحقیقات فنی ادامه داشت و کمتر از یک هفته دو متهم این پرونده در مخفیگاهشان دستگیر شدند و دیروز در اولین جلسه بازپرسی به جنایتشان اعتراف کردند.
متهمان این پرونده «میلاد. ر» و «اسماعیل. ش» بودند که بررسیها نشان داد گذشته از قتل این زن جوان، در پرونده دیگری متهم به سرقت مقرونبهآزار زنی دیگر با هویت «زهرا» هستند. متهمان در اظهاراتی صریح سرقت از زهرا را که متعلق به چهار ماه پیش بود، پذیرفتند.
اسماعیل درباره آن پرونده توضیح داد که در یک مهمانی که به همراه میلاد حضور داشتهاند، متوجه طلاهای زیاد زهرا شدهاند. آنها با طراحی نقشهای به بهانه کمک به زن جوان، وقتی او قصد داشته است به دکتر برود، او را سوار میکنند و کنار یک کال خودرو را نگه میدارند و با چاقو به او حمله میکنند. متهم وقتی متوجه مقاومت زن میشود، با چاقو ضربهای به گردن او میزند که زن میترسد و دست از مقاومت میکشد.
او پس از دزدیدن ۱۰ النگو و... از زن، برای صحنهسازی با میلاد تماس میگیرد و میگوید که به جای طلبش طلاهای این زن را که از آشنایانش است، دزدیده است و با هم بیحساب شدهاند. اسماعیل در ادامه گوشی زن را هم برمیدارد و او را از خودرو پایین میاندازد و فرار میکند. در ادامه متهمان طلاهای سرقتی را میفروشند و با هم تقسیم میکنند.
اسماعیل جزئیات سرقت از زهرا را توضیح داد و مدعی شد از مدتی قبل بیپول شده و نیاز شدیدی به پول داشته است. او موضوع را با میلاد در میان گذاشته و، چون سرقت طلاهای زهرا حسابی به آنها مزه داده بوده، میلاد نقشه مشابهی کشیده است تا شبیه دفعه قبل طلاهای زنی را بدزدند و فرار کنند.
آنها برای اینکه پس از سرقت طلا شناسایی نشوند، تصمیم میگیرند خودرویی سرقت کنند. چهار روز قبل از حادثه، آنها درحال عبور از کنار کال زرکش بودهاند که متوجه پرایدی میشوند که با درهای باز کناری روشن است. اسماعیل بلافاصله سوار پراید میشود و آن را میدزدد.
میلاد با دادن مشخصات خانه میترا به همدستش اعلام میکند که از قبل این زن را میشناسد و میداند که تنها زندگی میکند و طلاهای زیاد و خودروی گرانقیمتی نیز دارد. او آدرس خانه زن را به اسماعیل میدهد و چندروز قبل مقابل خانه او میروند تا نقشهشان را عملی کنند، اما بنا به مشکلاتی موفق به این کار نمیشوند. آنها چندروز دیگر منتظر میشوند تا فرصتی مهیا شود.
ظهر روز جنایت، میلاد با زن جوان تماس میگیرد و به بهانهای، طوری صحنهسازی میکند که اسماعیل برای کمک به زن جوان به خانهاش برود. متهم بعد از حاضرشدن مقابل خانه زن، پس از هماهنگی وارد خانه او میشود.
اسماعیل بهظاهر قصد کمک به زن را داشته است، اما ناگهان به سمت او حمله میکند و او را روی تخت میاندازد و دستش را دور گردنش میپیچد و از او میخواهد که مقاومت نکند و طلاهایش را بدهد؛ اما زن دست از تلاش برنمیدارد و متهمبهقتل که نمیخواسته است کسی متوجه موضوع شود، بیشتر گلوی او را فشار میدهد تاجاییکه ناگهان متوجه میشود که او دیگر نفس نمیکشد.
متهم با اعلام این موضوع که قصد کشتن زن را نداشته است به مقام قضایی توضیح داد که پس از مرگ زن، او با این تصور که شاید بیحال شده و غش کرده است، دستان او را بسته و بعد هم از پنجره طبق قرار قبلی به میلاد اشاره کرده است که او هم بالا بیاید.
با آمدن میلاد، آنها متوجه میشوند که زن جان خود را از دست داده است. متهمان پس از سرقت طلاها، سوییچ خودرو را به همراه دو گوشی مقتول برمیدارند. آنها برای صحنهسازی اقدام به آتشزدن دستمال کاغذی میکنند و آن را روی تخت میاندازند و هنگام ورود با دیدن دوربین مداربسته در خانه زن، آن را هم از جا میکنند و با خود میبرند.
میلاد نیز اظهارات همدستش را تأیید کرد و مشخص شد که آنها با خودروی مقتول به بیابانهای جاده گوارشک رفتهاند و به این بهانه که خودرو متعلق به کسی است که میخواهند گوشمالیاش بدهند، کسی دیگر را با خود همراه میکنند و پس از سرقت لاستیکهای خودروی مقتول و زاپاسش آن را به آتش میکشند تا هیچ سرنخی از خود بهجا نگذارند. آنها همچنین دوربین مداربسته را نیز زیر لاستیک خودرو خورد میکنند و حافظه آن را نیز میشکنند.
در ادامه این افراد اقدام به فروش طلاها به یک مالخر میکنند و اسماعیل با پول آن یک پژو میخرد و میلاد نیز خودرواش را عوض میکند. متهمان درباره سرنوشت گوشیهای مقتول مدعی شدند که آنها را هنگام رفتن به بیرون شهر، از پنجره بیرون انداختهاند.
اظهارات متهمان در پروندهشان ثبت شد و تحقیقات قضایی بهمنظور مشخصشدن دیگرابهامات موجود در پرونده ادامه دارد.