جای خالی نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها | آسیب‌شناسی رابطه مدیران و نخبگان (قسمت اول)

  • کد خبر: ۴۴۸۶۹۲
  • ۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۰
نخبگان 1
مؤسسه فرهنگی شهرآرا به مناسبت روز نخبگان، در میزگردی تخصصی با حضور رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی، مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشه‌ورزی استان و رئیس پارک علم و فناوری خراسان رضوی، موانع اثرگذاری نخبگان و استفاده نکردن از ظرفیت آنها در رفع مشکلات کشور بررسی کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، همه ما وقتی واژه نخبه را می‌شنویم، تصویر کسی به ذهنمان می‌آید که گرهی را می‌گشاید، راهی تازه پیش پا می‌گذارد، آنجا که دیگران می‌مانند او پیش‌قدم می‌شود و خلاصه یک سر‌و‌گردن با بقیه فرق دارد. جامعه‌ای که چنین‌عضوی را در درون خود می‌پروراند، حق دارد بیشترین بهره‌مندی را از این ظرفیت داشته باشد و از‌سوی‌دیگر توقع می‌رود این افراد بیشترین نقش‌آفرینی را در گشایش بن‌بست‌ها و تسهیل مسیر رشد جامعه داشته باشند. با این نگاه یکی از شاخص‌های آسیب‌شناسی جامعه و به‌نوعی حکمرانی، جنس، اندازه و الگوی توجه به ظرفیت نخبگان آن جامعه است.

به مناسبت روز نخبگان، در میزگردی با حضور سعید رضادوست، مشاور استاندار و دبیر کل اتاق اندیشه ورزی خراسان رضوی، مهدی فیضی، رئیس بنیاد ملی نخبگان استان و جواد صفایی، رئیس پارک علم و فناوری استان این موضوع را از زوایای مختلف بررسی کردیم؛ از امید و شایسته‌سالاری تا بروکراسی، وضعیت پژوهش و چگونگی شناسایی و نگهداشت نخبگان. بخش نخست این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید و بخش دوم را می‌توانید در شماره شنبه شهرآرا دنبال کنید.

نسخه‌های ناقص شناسایی نخبگان

جای خالی نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها | آسیب‌شناسی رابطه مدیران و نخبگان (قسمت اول)سعید رضادوست
مشاور استاندار و دبیر کل اتاق اندیشه‌ورزی خراسان رضوی

امید، موتور پیشران یک جامعه است. اگر امید دچار نارسایی شود، بسیاری از پیشرفت‌ها و امکان‌های توسعه نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. برای بررسی اینکه چه عاملی در سطح کلان موجب نارسایی امید می‌شود، باید به مؤلفه‌هایی مانند شایسته سالاری و شایسته گزینی توجه کرد. نخبگان یکی از جا‌هایی که طعم ناامیدی را می‌چشند همین عدم شایسته سالاری است. جامعه نخبگانی را نباید صرفا در چارچوبی آکادمیک تعریف کرد، بلکه هر فردی که در حوزه‌ای دارای دانایی و توانایی است و‌ می‌تواند در آن حوزه نقش آفرینی کند، بخشی از این جامعه محسوب می‌شود.

یکی از زمینه‌های شکل‌گیری شایسته‌سالاری، استقرار «حکومت قانون» است. در یک ساختار حکمرانی، حلقه‌های مختلف به یکدیگر متصل هستند و هرکدام از این حلقه‌ها اگر دچار مشکل شوند، نارسایی آن به چرخه بعدی منتقل می‌شود و انباشت این مشکلات، می‌تواند مانع تحقق و وقوع پیشرفت شود. زمانی که سیستم بروکراتیک فرسوده شود، به این نتیجه ختم می‌شود که به اصطلاح فقط یک امر اداری تیک بخورد.

چنین نگاه بروکراتیکی حتی وارد فرایند‌های دانشگاهی شده است. در برخی مواقع، تعداد مقاله‌ها و الزام‌های شکلی پژوهشی به شاخص اصلی ارزیابی افراد تبدیل می‌شود، درحالی که تعداد مقالات، لزوما نشان دهنده توانمندی و دانش افراد نیست. اگر صرفا تعداد مقالات و سایر شاخص‌های کمی را ملاک قرار دهیم، باید پرسید چرا با وجود این حجم از مقاله، همچنان دانشگاه‌ها و تولید علمی آن‌ها در وضعیتی به سر می‌برند که شاهدش هستیم. اگر این همه آمار داریم، چرا وضعیت دانشگاه این است؟ چرا وضعیت تولید علمی ما این است؟ نتیجه اش را ببینیم، این نتیجه نشان می‌دهد که مقدمات آن موضوع، دچار عیب‌های اساسی و کلی است.

دانشگاه به هیچ وجه تنها معیار تشخیص نخبه نیست و بسیاری از افراد اثرگذار و توانمند، ممکن است خارج از محیط دانشگاه فعالیت کنند. با صرف معیار‌های تکنیک زده دانشگاه، شفیعی کدکنی، نخبه محسوب نمی‌شود؛ زیرا ایشان مقاله علمی پژوهشی با استاندارد‌ها و تکنیک‌های مدنظر دانشگاه تهران ارائه نمی‌دهد. با چنین معیاری، باید کسی، چون شفیعی کدکنی را نیز از دایره نخبگی کنار گذاشت و درد ماجرا همین جاست.

دانشگاه در انتقال «دانش» موفقیت‌هایی داشته، اما پرسش مهم این است که آیا دانشگاه در حوزه «بینش و پرورش انسان» نیز به همان اندازه موفق بوده است یا خیر. زمانی که به این نتیجه می‌رسیم که در نگاهداشت نخبگانمان دچار مشکل هستیم، این یعنی وزارت علوم کار خود را به تمامی و درست انجام نمی‌دهد. اگر نتوان حس وطن خواهی، وطن دوستی و دیگردوستی مؤثر را در دانشگاه پرورش داد، آن سیستم دچار نارسایی جدی است و این، یکی از نشانه‌هایی است که نشان می‌دهد ما به سمت تکنیک زدگی حرکت کرده‌ایم.

سیاست شادکامی به این معناست که سیاست گذاری و حکمرانی در حوزه‌های مختلف به گونه‌ای باشد که شهروند احساس شادکامی بیشتری کند. اگر همه فرایند‌ها و شاخص‌ها به صورت رسمی و شکلی انجام شوند، اما شهروند درنهایت احساس شادکامی نکند، باید در ارزیابی و سنجش سیاست‌ها تردید کرد. اگر یک نخبه برای تحصیل یا کسب تجربه به خارج از کشور برود و پس از آن بازگردد، این می‌تواند بخشی از یک فرایند موفق باشد. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که به رفتن بدون بازگشت مبتلا شویم.

جای خالی نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها | آسیب‌شناسی رابطه مدیران و نخبگان

لزوم بازتعریف نخبگی

جای خالی نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها | آسیب‌شناسی رابطه مدیران و نخبگان (قسمت اول)جواد صفایی
رئیس پارک علم و فناوری خراسان رضوی

کل بودجه وزارت علوم ایران با هزاران استاد، میلیون‌ها دانشجو و هزاران کارمند ۷۷همت است، درحالی که در همین منطقه ما، می‌توان دانشگاه‌هایی را نام برد که بودجه آنان، بیش از ۲ میلیارد دلار است و خروجی‌های سیستم آموزش عالی ما قابل مقایسه با آن‌ها نیست.

امروز، پیش از هر چیز، به جهش علمی کشور افتخار می‌کنیم. این جهش تا اندازه‌ای کاربردی بوده است که دربرابر دو ابرقدرت جهان ایستاده‌ایم. جنگ، جنگ فناوری است. پرسش اینجاست که پاسخ‌هایی که‌ می‌دهیم، با کدام امکانات و فناوری ارائه می‌شوند؟ اگر ادعا می‌کنیم تنگه هرمز را بسته‌ایم، این اقدام با کدام فناوری انجام شده است؟ هر دانشجوی ما که فارغ التحصیل شود و برای ادامه تحصیل به دانشگاه‌های دنیا درخواست دهد، پذیرفته می‌شود؛ این نشان می‌دهد که دانشگاه‌های ما از نظر آموزشی، عملکرد مطلوبی داشته‌اند.

وزارت علوم باشرافت کار می‌کند و با وجود تمام محدودیت ها، توانمند و درخشان عمل کرده است. دردآور است که کسی خلاف این واقعیت را بیان کند. پرورش نخبگان وظیفه دانشگاه است، اما حفظ نخبگان، کار دانشگاه نیست.

تعریف نخبگی باید کامل‌تر شود. متأسفانه تعریف کلاسیک ما، بیشتر فارغ التحصیلان دانشگاهی، استادان دانشگاه و گروه‌های مشابه را دربرمی گیرد، درحالی که اگر یک فعال اقتصادی، کسب وکار موفقی راه اندازی کرده، کارآفرینی کرده و به خلق ثروت منجر شده باشد، قطعا نخبه است، اما در مسیری متفاوت از تعریف رایج نخبگی.

گره‌گشایی از مشکلات با توان نخبگان

فرزندان ما الزاما بر اساس علاقه و استعداد خود در مسیر تحصیلی مناسب قرار نمی‌گیرند، بلکه بسیاری از انتخاب ها، تحت تأثیر دستیابی به ثروت یا گرفتن پذیرش از دانشگاه‌های خارج از کشور شکل می‌گیرند و در ادامه، مسئله ناهماهنگی میان تحصیل و اشتغال پدید می‌آید.

دانشگاه فردوسی مشهد قطب علمی شرق کشور است و بیش از ۸۵۰عضو هیئت علمی و ۲۵هزار دانشجو دارد. حال، پرسش این است که این جامعه نخبگانی تا چه اندازه در تصمیم گیری‌های مشهد نقش دارند؟

با این حجم از تخصص و دانش، در کدام حوزه می‌توانیم بگوییم با بحران مواجه نیستیم؟ اگر کشور با مسائل و بحران‌های مختلفی روبه روست، یکی از مهم‌ترین منابع برای حل این مسائل، دانشگاه و متخصصان آن هستند.

همان طور که وقتی دندان فردی درد می‌گیرد، به دندان پزشک مراجعه می‌کند، در مسئله ناترازی نیز باید به متخصصان مراجعه کرد. ما با ناترازی‌های متعددی مواجه هستیم، چرا از این ظرفیت نخبگانی استفاده نمی‌کنیم؟ وقتی یک دانشجوی مستعد می‌بیند جامعه از تخصص دانشگاهیان استفاده نمی‌کند و ازسوی دیگر، شاهد وضعیت اقتصادی استاد خود و نیز جایگاه اجتماعی و اثرگذاری اوست، طبیعی است که درباره اثربخشی خود دچار تردید می‌شود.

بخشی از جوانانی که هنوز تجربه زندگی در خارج از کشور را ندارند، تصویر مثبت و جذابی از آن را از طریق عکس‌ها و فیلم‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند، درحالی که واقعیت زندگی روزمره، پیچیده‌تر از این تصویر است. افرادی را دیده‌ام که از دلتنگی و ناراحتی گریه می‌کنند، اما این بخش از زندگی، معمولا در عکس‌ها و فیلم‌ها دیده نمی‌شود. خانواده‌ها و جوانان باید تصویر واقعی‌تر و کامل تری از زندگی، تحصیل و کار در خارج از کشور داشته باشند.

جای خالی نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها | آسیب‌شناسی رابطه مدیران و نخبگان

۳ چالش حوزه نخبگان

جای خالی نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها | آسیب‌شناسی رابطه مدیران و نخبگان (قسمت اول)مهدی فیضی
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی

سه چالش اصلی در حوزه نخبگان، شناسایی، حمایت و توانمندسازی و نگهداشت است. در حوزه حمایت مادی و معنوی در حد توان خود عملکرد مطلوبی داریم، اما در حوزه شناسایی، دچار چالش‌هایی هستیم؛ چالش بهره برداری و نگهداشت جدی‌تر است. زمانی که نخبه را شناسایی و سپس او را توانمند کردیم، مانند کشاورزی هستیم که همه زحمت را‌ می‌کشیم، اما بعد محصولمان را باد می‌برد. بخشی از آن دراختیار ما نیست، بلکه به شرایط کشور بستگی دارد و یک فرد و سازمان نمی‌تواند آن را تغییر دهد. ازطرفی بسیاری از مسائل اجتماعی، فرهنگی و روانی در آن دخیل است که شناسایی و سیاست گذاری در این راستا بسیار پیچیده است.

امیدبخشی در کلام ساده است، اما در عمل بسیار دشوار، پیچیده و زمان بر است؛ ما هم از زاویه متولیان و هم از سمت نخبگان که شنوای دغدغه آن‌ها هستیم، در سه مجموعه شناسایی، حمایت و نگاه داشت دچار چالش هستیم.

یکی دیگر از مشکلات، توهم نخبگی است؛ گاه با افرادی مواجه می‌شویم که خود را نخبه‌ می‌دانند، اما توانمندی‌هایی را که از یک نخبه انتظار می‌رود، ندارند. اما نکته تلخ اینجاست که چرا فرد فکر می‌کند نخبه است؟ این یکی از ضعف‌های نظام آموزش عالی ماست که به یک نفر مدرک دکتری بدهیم و در حد فضای توهمی او را بالا ببریم. در حوزه مقالات، چالش‌های جدی وجود دارد که یکی از مسائل جدی پژوهشی کشور ماست. مقالات اصیل و قابل ذکر بین المللی را حتی با هوش مصنوعی نمی‌توان تکنیکی نوشت.

آموزش دانشگاهی بدون توجه به آمایش سرزمین

من در رفتن مشکلی نمی‎بینم؛ چالش اصلی اینجاست که چرا برنمی گردند؟ از عملکرد آموزش عالی زیاد دفاع نمی‌کنم؛ واقعیت این است که عملکرد وزارت علوم در عین موفقیت ها، چالش‌های جدی دارد. نقطه قوت وزارت در رشته‌های مهندسی و نقطه ضعف آن در علوم اجتماعی و علوم انسانی است. موضوع ناهماهنگی شغل و رشته تحصیلی، در علوم انسانی و علوم اجتماعی بسیار وحشتناک است.

در برخی از این رشته‌ها از هر پنج نفر، چهار نفر مشغول به کاری غیرمرتبط با تحصیلاتشان هستند و این یک موضوع جدی است. یکی از دلایل آن، بی توجهی به آمایش سرزمینی است و درنتیجه به مرحله‌ای می‌رسیم که در دانشگاه‌های دورافتاده، در رشته‌هایی که نه هیئت علمی دارند و نه آزمایشگاه و... دکتری می‌دهیم و درنهایت فرد متوقع بار می‌آید.

سرفصل‌های آموزشی ما به ویژه در علوم انسانی به طرز باورنکردنی قدیمی است، از این رو شاید تعجبی نداشته باشد دانشی که در این رشته‌ها به اصطلاح تولید می‌کنیم، چندان به کار نیاید.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.