مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ بعضی با قرآن کوچکی زیر بغل آمدهاند، بعضی نوجواناند و تازه صدای خودشان را شناختهاند، بعضی چند سالی است که در محافل، جدی میخوانند و حالا آمدهاند تا نظر استاد را جویا شوند. مجلس آرام آرام پر میشود. هرکس چند آیه میخواند، همان چند آیه متوقف میشود، نکتهای میشنوند و دوباره از اول شروع میکنند. اینجا حسینیه خیاطهای مشهد است؛ یکی از مکانهایی که نامش با حافظه چند نسل از قاریان این شهر گره خورده است. در میان استادانی که در این جلسه نشستهاند، محمدکاظم محمدزاده نیز حضور دارد. بخشی از کارش گوش کردن است. اداره چنین مجلسی، صبوری میخواهد. تشخیص اینکه کجا باید ایراد گرفت و کجا باید اجازه داد نوجوان، آیه را تا آخر بخواند، با اوست. برای یک دهه، هر چهارشنبه شب به این محفل میآید.
محمدکاظم محمدزاده سال۱۳۳۴ متولد شد. کودکی اش با جغرافیای قدیمی مشهد گره خورد. آغاز آشنایی جدی او با قرآن به سالهای نخست کودکی برمی گردد؛ به مکتب خانه و سپس مدرسهای که در آن آموزش قرآن و معارف دینی جدی گرفته میشد. هنوز راهی طولانی تا قرائت حرفهای مانده بود. قرآن در آن سالها ابتدای چیزی بود که باید کلمه به کلمه خواندنش را یاد میگرفت. نخستین تجربههای خواندنش هم ساده بود. او در کودکی، قرآن را همان طور که بلد بود، روان میخواند، اما همین خواندن ساده کافی بود تا خانواده بفهمد علاقهای جدی در او شکل گرفته است. با این حال زندگی آن قدرها ساده پیش نرفت. پدرش را در نوجوانی از دست داد و به عنوان فرزند بزرگ خانواده، نان آور خانه شد. روز باید سهم خودش را از زندگی واقعی برمی داشت و شب برای درس و قرآن وقت پیدا میکرد.
مشهد آن سالها شبکهای از جلسات قرآنی داشت؛ گاهی در مسجد، گاهی در حسینیه و گاهی در خانهای که هفتهای یک شب، لوازم اضافه اتاق برای تکیه زدن قاریان دورتادورش، کنار میرفت. او صدای قاریان را میشنید، نوار تلاوت گوش میداد و از استادان مختلف نکته میگرفت. در محضر استادانی، چون محمدعلی اوحدی، میرحسین حافظیان، ابراهیم پورفرزیب (مولایی) و سیدمرتضی سادات فاطمی نشست. برایش شیوه رفتار، اداره جلسه، برخورد با مردم و حتی آداب اجتماعی یک قاری نیز بخشی از آموزش قرآن بود. مسیرش کم کم از صف شاگردان به جایگاه استاد رسید. در سالهای پایانی دهه ۱۳۵۰ حضور او در مسابقات جدیتر شد. پس از انقلاب اسلامی هم در رقابتهای قرآنی شرکت کرد و به نمایندگی ایران در مسابقات بین المللی حاضر شد. حضور در مسابقات طرابلس لیبی یکی از نقاط عطف زندگی حرفهای اش شد؛ جایی که عنوان نخست را به دست آورد. برای قاری جوانی از مشهد، این فقط یک مدال نبود. پس بازگشتش به شهر با مسئولیتی تازه همراه شد. فعالیت او به حسینیه خیاطها محدود نماند. بخشی از زندگی قرآنی اش به حرم رضوی رسید. در دهه های۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ در جلسات قرآن ماه رمضان دارالسلام حرم امام رضا (ع) حضور و مسئولیت داشت؛ دورهای که محافل قرآنی حرم یکی از مهمترین محلهای تجمع قاریان مشهد و کشور بود.

در سالهای بعد در رقابتهای بین المللی دیگری حضور یافت؛ از جمله مسابقات مالزی و مسابقات بین المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران، اما در حوالی سی سالگی تصمیم گرفت از فضای رقابتی فاصله بگیرد. این پایان خواندن نبود؛ تغییر شکل کار بود. از آن پس، آموزش، داوری، جلسه داری و سفرهای قرآنی سهم بیشتری پیدا کرد. او برای برنامههای قرآنی به کشورهای مختلف رفت، اما مهمتر از فهرست سفرها، مسیری بود که از یک مکتب خانه کوچک آغاز شده بود و حالا به آموزش نسل دیگری از قاریان رسیده بود. سال ۱۳۹۱ نیز نام محمدکاظم محمدزاده در میان خادمان قرآن کریم قرار گرفت و در حوزه آموزش از او تجلیل شد. عنوانی که شاید بیش از افتخارات مسابقهای به چیزی شباهت داشت که خودش سالها انجام داده بود؛ آموزش دادن.
او درباره آموزش قرآن نگاهی داشت که از تجربه خودش میآمد. مکتب خانههای قدیمی را دیده بود و سخت گیری هایشان را به یاد داشت. به همین دلیل در گفت وگوهایش بر تشویق نوجوانان و ایجاد علاقه تأکید میکرد. از طرف دیگر معتقد بود قاری حرفهای با چند ماه کلاس و چند تکنیک ساخته نمیشود. باید مجلس دید، استاد دید، گوش داد، تمرین کرد و زمان گذاشت. زندگی خودش شاهد همین حرف بود. کودکی که در مشهد روخوانی قرآن را آغاز کرده بود، سالها بعد به جایی رسیده بود که قاریان جوان برای شنیدن نظرش روبه رویش مینشستند. مدالهای بین المللی گرفته بود، در محافل متعدد خوانده بود و در کشورها و شهرهای مختلف تلاوت کرده بود، اما یکی از روشنترین یادگارهایی که از او باقی ماند نه روی سکوی مسابقه، بلکه در جلسات قرآن بود. صبح یکشنبه ۱۴مهر ۱۳۹۸ خبر درگذشت محمدکاظم محمدزاده منتشر شد. او شصت و چهارسال داشت. یک روز بعد، پیکرش در مشهد تشییع و در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.
هاشم روغنی، پیشکسوت قرآنی کشور و از دوستان قدیمی مرحوم استاد محمدزاده، درباره مراودات خود و آن مرحوم با رهبر شهید انقلاب نقل میکند: مرحوم محمدزاده یکی از قاریان متخلق قرآنی بود که من به اتفاق او در سالهای پیش از انقلاب در مسجد کرامت مشهد خدمت رهبر شهید میرسیدیم و در جلسات قرآنی که صبحهای هر جمعه با حضور معظم له برگزار میشد، شرکت داشتیم. حضرت آقا در این جلسات به قاریان و مداحان توصیه میکردند که چقدر خوب است که قراء و مداحان برای خود حرفه و ممر درآمدی داشته باشند و برای قرائت قرآن و مداحی کردن پولی دریافت نکنند. بنا به همین توصیه حضرت آقا، مرحوم محمدزاده وارد عرصه چشم پزشکی و فروش عینک شد. مرحوم محمدزاده کارش را توسعه داد و در سالهای گذشته اکثر مقامات عینک هایشان را از او تهیه میکردند.