به گزارش شهرآرانیوز، «تنهاترین دختر جهان» داستان دختری است که به همراه مادربزرگش در یکی از روستاهای فلسطین زندگی میکند و پس از تجربه تلخ جنگ و از دست دادن پدر و مادرش در کودکی، قدرت تکلم خود را از دست داده است. او در شرایطی آکنده از ترس و ناامنی، تصمیم میگیرد در برابر اشغال و ظلم تسلیم نشود و برای خانه و سرزمینش کاری انجام دهد.
این رمان با ترکیب فضای واقعگرایانه جنگ و عناصر خیالانگیز، روایتی متفاوت از مقاومت ارائه میدهد. حضور موجودی ماورایی که تنها دختر توانایی دیدن آن را دارد، یکی از عناصر رازآلود داستان است؛ موجودی که در مسیر مبارزه به دختر کمک میکند و ابعاد تازهای به ماجرا میبخشد.
داستان با تمرکز بر تجربههای این دختر، شجاعت و امید را در دل شرایط دشوار به تصویر میکشد و نشان میدهد که ایستادگی در برابر ظلم، لزوماً به امکانات و قدرت فراوان نیاز ندارد؛ گاهی یک تصمیم برای تسلیم نشدن میتواند نقطه آغاز مقاومت باشد.
«تنهاترین دختر جهان» همچنین به موضوعاتی، چون دوستی، حفظ هویت و پایبندی به باورها میپردازد و قهرمانی را به تصویر میکشد که با وجود تنهایی و آسیبهای ناشی از جنگ، خود را ناتوان نمیبیند و برای آینده سرزمینش تلاش میکند.
این رمان با بهرهگیری از عناصر فانتزی در بستر مسئله فلسطین، تلاش دارد مخاطب را با تجربههای انسانی کودکانی همراه کند که جنگ، زندگی و آیندهشان را تحت تأثیر قرار داده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
روبه روی آینه میایستم و زل میزنم توی چشمهایم. دستهایم را روی آینه میگذارم و فشار میدهم و توی دلم میگویم:ای آینه جادویی، مرا به دنیای درون خودت ببر. چشمهایم را میبندم و منتظر میمانم آینه مرا بکشد تو، اما هرچقدر آینه را هل میدهم، فایدهای ندارد.
یک نفر دارد به شیشه اتاق میکوبد. بیرون تاریک است. صدای خروپف مادربزرگم توی خانه پیچیده است؛ برمیگردم. ترس همه وجودم را گرفته است. آهسته آهسـته با پاهایی که از ترس دارد میلرزد، به طرف پنجره قدم برمیدارم. با خودم میگویم: نترس. اصلا چرا باید بترسی؟ همیشه که از توی تاریکی غول و دیوها بیرون نمیآیند! اینجا که شبیه شهر خودمان نیست! اینجا هنوز آرامش دارد، امنیت دارد.
کتاب «تنهاترین دختر جهان» نوشته مریم کوثری هنرمند از سوی انتشارات ۲۷ بعثت منتشر شد.
منبع: مهر