قاسم رفیعا - صفحه 2

قاسم رفیعا

| شهرآرانیوز
ما به مدرسه می‌رفتیم که برویم دنبال هنر. حالا چندتا تجدید هم که در هر سال لقمه مرد بود.
ما به مدرسه می‌رفتیم که برویم دنبال هنر. حالا چندتا تجدید هم که در هر سال لقمه مرد بود.
کد خبر: ۱۴۲۰۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۰۷

قصه مادرم از روز مرگ مادرش بی بی زهرا.
قصه مادرم از روز مرگ مادرش بی بی زهرا.
کد خبر: ۱۴۱۸۹۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۰۵

این اواخر آقای محمد نجفی مرا برای بازی در یک کار کلاسیک به نام «پزشک اجباری» اثر مولیر دعوت کرد.
این اواخر آقای محمد نجفی مرا برای بازی در یک کار کلاسیک به نام «پزشک اجباری» اثر مولیر دعوت کرد.
کد خبر: ۱۴۱۴۷۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۰۳

‌می‌خواستم نمایش را ادامه ندهم، ولی حیفم آمد از اتفاقات متفاوت نمایش خاطراتی نگویم.
‌می‌خواستم نمایش را ادامه ندهم، ولی حیفم آمد از اتفاقات متفاوت نمایش خاطراتی نگویم.
کد خبر: ۱۴۱۱۰۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۳۰

داستان صوتی با عنوان «ما سرودخوانان خوبی بودیم!» به قلم قاسم رفیعا را در ادامه بشنوید.
داستان صوتی با عنوان «ما سرودخوانان خوبی بودیم!» به قلم قاسم رفیعا را در ادامه بشنوید.
کد خبر: ۱۴۰۷۷۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۹

ما فقط یک ته لهجه طرقبه ای داشتیم؛ برای همین مربی همه اش فکر می کرد باید یک بچه مشهدی، تک خوان ما باشد . برای ضبط تلویزیونی، یک تک خوان مشهدی آورده بود .
ما فقط یک ته لهجه طرقبه ای داشتیم؛ برای همین مربی همه اش فکر می کرد باید یک بچه مشهدی، تک خوان ما باشد . برای ضبط تلویزیونی، یک تک خوان مشهدی آورده بود .
کد خبر: ۱۴۰۵۳۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۷

داستان صوتی با عنوان «بازگشت به مدرسه، بعد از ۲ سال ترک تحصیل» به قلم قاسم رفیعا را در ادامه بشنوید.
داستان صوتی با عنوان «بازگشت به مدرسه، بعد از ۲ سال ترک تحصیل» به قلم قاسم رفیعا را در ادامه بشنوید.
کد خبر: ۱۴۰۰۸۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۶

ظاهرا زمستان۱۳۵۰ دقیقا وقتی من به دنیا می‌آیم، وحشتناک‌ترین زمستان کل تاریخ در ایران بوده است.
ظاهرا زمستان۱۳۵۰ دقیقا وقتی من به دنیا می‌آیم، وحشتناک‌ترین زمستان کل تاریخ در ایران بوده است.
کد خبر: ۱۳۹۹۹۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۳

می‌خواهم درمورد آن دو سالی که ترک تحصیل کردم، برای شما بنویسم. گفتم هرکس هرچه گفت، گوش نکردم. دیگر مدرسه را نمی‌خواستم. بدم آمده بود.
می‌خواهم درمورد آن دو سالی که ترک تحصیل کردم، برای شما بنویسم. گفتم هرکس هرچه گفت، گوش نکردم. دیگر مدرسه را نمی‌خواستم. بدم آمده بود.
کد خبر: ۱۳۹۵۱۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۱

هر کسی در زمینه‌ای استعداد دارد. خب، من هم در ریاضی هیچ استعدادی نداشتم.
هر کسی در زمینه‌ای استعداد دارد. خب، من هم در ریاضی هیچ استعدادی نداشتم.
کد خبر: ۱۳۹۱۰۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۹

ماجرای اعزام بچه‌های گروه سرود طرقبه به جبهه، خودش حکایتی شنیدنی است.
ماجرای اعزام بچه‌های گروه سرود طرقبه به جبهه، خودش حکایتی شنیدنی است.
کد خبر: ۱۳۸۳۱۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۴

مادرم صبح تا شب، کافی گوش می‌کرد و من همه نوار‌های کافی را حفظ بودم و گاهی این طرف و آن طرف، آن‌ها را با تقلید صدای مرحوم کافی می‌خواندم.
مادرم صبح تا شب، کافی گوش می‌کرد و من همه نوار‌های کافی را حفظ بودم و گاهی این طرف و آن طرف، آن‌ها را با تقلید صدای مرحوم کافی می‌خواندم.
کد خبر: ۱۳۷۸۴۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۲

بعد از ماجرای شعر «بچه محله امام رضا»، اتفاقات بانمکی افتاد...
بعد از ماجرای شعر «بچه محله امام رضا»، اتفاقات بانمکی افتاد...
کد خبر: ۱۳۷۵۰۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۹

آقام چندباری با مادرم سینما رفته بود؛ همان روزی که سیگار مردی روی چادر زن بغل دستی ما افتاد و سوخت و نزدیک بود واقعه سینما رکس در مشهد اتفاق بیفتد.
آقام چندباری با مادرم سینما رفته بود؛ همان روزی که سیگار مردی روی چادر زن بغل دستی ما افتاد و سوخت و نزدیک بود واقعه سینما رکس در مشهد اتفاق بیفتد.
کد خبر: ۱۳۷۰۹۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۷

عیسی که از سربازی برگشت، عوض شد. رفت کلاس‌های شبانه و درس خواند و باسواد شد.
عیسی که از سربازی برگشت، عوض شد. رفت کلاس‌های شبانه و درس خواند و باسواد شد.
کد خبر: ۱۳۶۶۷۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۵

داستان صوتی به قلم قاسم رفیعا با عنوان «ما بدو، حاج رضا بدو» را در ادامه بشنوید.
داستان صوتی به قلم قاسم رفیعا با عنوان «ما بدو، حاج رضا بدو» را در ادامه بشنوید.
کد خبر: ۱۳۶۴۶۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۵

عیسی که دیگر اسمش عیسی نبود و پسردایی من نبود، مسیر زندگی اش عوض شد.
عیسی که دیگر اسمش عیسی نبود و پسردایی من نبود، مسیر زندگی اش عوض شد.
کد خبر: ۱۳۵۸۵۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۳۰

برادر عیسی، خب طبعا موسی بود. برعکس شخصیت شر و شیطان عیسی، همه به سر موسی قسم می‌خوردند.
برادر عیسی، خب طبعا موسی بود. برعکس شخصیت شر و شیطان عیسی، همه به سر موسی قسم می‌خوردند.
کد خبر: ۱۳۵۴۶۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۸

عیسی یک سال با من فاصله سنی داشت، ولی انگار ۲۰ سال از من بزرگ‌تر بود.
عیسی یک سال با من فاصله سنی داشت، ولی انگار ۲۰ سال از من بزرگ‌تر بود.
کد خبر: ۱۳۵۰۷۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۵

عمو کلبه حسن فقط دوست داشت برود مکه و رفته بود، ولی هروقت موقع نماز، تلویزیون کوچکشان خانه خدا را نشان می‌داد، باز چشم هایش پراشک می‌شد.
عمو کلبه حسن فقط دوست داشت برود مکه و رفته بود، ولی هروقت موقع نماز، تلویزیون کوچکشان خانه خدا را نشان می‌داد، باز چشم هایش پراشک می‌شد.
کد خبر: ۱۳۴۳۱۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۱

پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->