خانم درمان، پیرزن چاق و مهربانی بود که در ایوان خانه ویلایی اش مینشست و رودخانه را تماشا میکرد.
کد خبر: ۱۳۳۷۹۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۸
راستش بهار که رفته بودم قنات، بالای باغ باقرزادهها در استخر طبیعی، داخل قنات، ماهیهای درشتی دیده بودم و با خودم فکر میکردم حالا که آب کم شده است، حتما میشود ماهی گرفت.
کد خبر: ۱۳۳۳۹۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۶
آن روز کولهها را برداشتیم و راه افتادیم. اول با اتوبوس رفتیم جاغرق و پیاده به سمت کردینه به راه افتادیم.
کد خبر: ۱۳۳۰۱۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۴
تا دوازده سیزده سالگی لباسی مخصوص خودم نداشتم. ما چهار تا برادر بودیم که لباسها را به نوبت تنمان میکردیم
کد خبر: ۱۳۲۵۶۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۱
از دوران بچگی هر موقع که میگفتیم کوه، منظورمان رفتن به پینه ور بود.
کد خبر: ۱۳۲۲۰۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۰۹
زندگی مان را وقف هنر کردیم. از اول ابتدایی رفتیم توی گروه سرود و درحالی که معنی و حتی تلفظ درست خیلی از سرودها را نمیدانستیم، آنها را میخواندیم.
کد خبر: ۱۳۱۷۹۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۰۷
بعد از این همه سال، هنوز وقتی در جایی میبینم مردم توی صف ایستاده اند، اگر وقت داشته باشم، چنددقیقهای میروم داخل صف و لذت میبرم.
کد خبر: ۱۳۱۰۲۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۰۲
کلاس اول بودم که انقلاب شد. قبل از عید که رفتیم مدرسه، خانم معلمها بی حجاب بودند. بعد عید، چندتایی باحجاب شده بودند.
کد خبر: ۱۳۰۷۴۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۳۰
هر فصلی بازی خودش را میآورد. یک دفعه میدیدی همه کاغذباد درست میکنند و میروند تپههای اطراف...
کد خبر: ۱۳۰۲۶۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۷
کودکی و نوجوانی ما به دو قسمت قبل از خلق فوتبال و بعد خلق فوتبال تقسیم میشد.
کد خبر: ۱۲۹۹۶۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۵
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۹۵۷۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۹۲۵۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۰
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۸۸۵۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۱۸
تو کوچه آسیا فقط کل میرزا تلویزیون داشت. آن هم کمدی بود، ولی سیاه و سفید. همه جمع میشدند خانه کل میرزا و حوادث انقلاب را میدیدند.
کد خبر: ۱۲۸۵۹۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۱۶
ما شنا را از استخرهای خاکی شروع میکردیم. به این معنی که خودمان چند سنگ را توی رودخانه میگذاشتیم.
کد خبر: ۱۲۸۰۲۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۱۱
هر روز که از کوچه سرازیر میشدم میدیدم بی بی نگران دم در ایستاده.
کد خبر: ۱۲۷۷۰۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۰۹
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۶۴۷۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۳۰
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۶۱۵۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۲۸
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۵۵۹۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۲۳
قاسم رفیعا - شاعر و طنزپرداز
کد خبر: ۱۲۵۲۵۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۲۱