نور‌ها فراتر از یک ابزار بصری در شهرها قلندر شریف خبر داد: کلنگ‌زنی و بهره‌برداری از ۴۷ پروژه عمرانی طی هفته آینده در مشهد اجرای پروژه از داده تا تصمیم در رصدخانه شهری مشهد شهردار مشهد مقدس از افزایش رضایتمندی زائران دهه آخر صفر از خدمات مدیریت شهری خبر داد «دکترین پیرامونی»، رویکردی پیشگیرانه در مدیریت اراضی حریم شهر هشدار هواشناسی خراسان رضوی | وزش باد شدید و خیزش گردوخاک تا اوایل هفته آینده (۶ شهریورماه ۱۴۰۴) تسریع پروژه آزادراه حرم تا حرم به صورت مشارکتی نایب‌رئیس شورای اسلامی شهر مشهد: برای نام‌گذاری دهه مقاومت در دی‌ماه، از روز شهادت سردار سلیمانی تا روز غزه، تلاش می‌کنیم شهردار مشهد مقدس: حمایت از جبهه مقاومت روزبه‌روز ویژه‌تر می‌شود | برگزاری نشست شهرداران و حامیان غزه در مشهد در دی‌ماه ۱۴۰۴ + فیلم اجرای پروژه‌های زودبازده در محله کارگران مشهد | مشکلات شهری رفع شده‌ای که از سوی شهروندان مطرح شده است + فیلم جابجایی بیش از ۲ میلیون نفر توسط مترو مشهد در چهار روز پایانی ماه صفر بازارها، هنوز هم گرم و جاندار بر گرداگرد حرم مطهر امام رضا (ع) حلقه زده‌اند | آن تکثر پر آب‌‎ورنگ شلوغ مقاومت «داراب‌میرزا جهانسوزی» در مقابل ارتش سرخ بلشویک | او ارتش یک‌نفره بود فراخوان مشارکت در سومین جشنواره ملی «خانواده ورزش» در مشهد گلایه شهروندان از متروکه شدن کتابخانه بهمن که روزگاری قلب فرهنگی محله الهیه مشهد بود میزبانی همه هتل‌های خراسان رضوی از زائران دهه آخر ماه صفر ۱۴۰۰ میلیارد تومان اوراق مشارکت برای ساخت تصفیه خانه در مشهد تعهد شورای‌ ششم برای کاهش فاصله‌های اجتماعی در مشهد و گسترش فرهنگ همیاری رئیس و نایب‌رئیس کمیسیون خدمات شهری شورای اسلامی شهر مشهد انتخاب شدند
سرخط خبرها

بافندگی برای مال و حال

  • کد خبر: ۳۵۴۶۴
  • ۰۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۰
بافندگی برای مال و حال
محمود ناظران‌پور - تاریخ‌پژوه
خر همچنان که وسیله اصلی رفت‌وآمد در قدیم بود، وسیله اصلی بارکشی هم به حساب می‌آمد. آن‌ها که خری داشتند، بسته به اینکه چه باری را قرار است با الاغ جابه‌جا کنند، هم از «خورجین» استفاده می‌کردند و هم از «بارجامه». خورجین، ویژه حمل خربزه و امثال آن بود، اما بارجامه برای حمل خاک، کود و مانند آن استفاده می‌شد. استفاده از آن هم به این شکل بود که وقتی به مقصد می‌رسیدند، از یک طرف بارجامه را هل می‌دادند تا از پشت حیوان، پایین بیفتد، بعد هم آن را برمی‌گرداندند و همه آنچه در بارجامه بود، خالی می‌شد. درباره پالان خر و جنس آن و نحوه دوخت و دوزش پیش از این، نوشتم.
 
جنس بارجامه از پارچه قرص و محکمی بود به نام «شارکی» یا «شالکی». از همین پارچه‌ها برای پالان خر هم استفاده می‌کردند و هم برای روکش تن اسب و الاغ. پارچه شارکی معروف بود و عده‌ای کارشان، بافتن همین پارچه‌ها بود. شارکی را با نخ‌های پنبه می‌بافتند و جنس محکمی داشت. جوال و خورجین را هم از همین پارچه می‌بافتند. از شارکی یک جور خورجین مخصوص هم می‌ساختند به نام «تِیچه».
 
تیچه ۲ جوال کوچک بود که حالت عمودی داشت؛ بغل تیچه‌ها ۲ دسته از جنس موی بز داشت. در تیچه معمولا خربزه، هندوانه و مانند آن می‌ریختند، آن هم به حالت عمودی. بعد از پر شدن، ۲ نفر هرکدام یک تیچه را بلند می‌کردند و روی حیوان نگه می‌داشتند و یک نفر دیگر، با ریسمان که آن هم از جنس موی بز بود، دسته‌ها را به هم می‌بست و ۲ تیچه به حالت متعادل روی حیوان قرار می‌گرفت. ریسمان بافتن، کار شَعرباف‌ها بود. ریسمان هم به‌ویژه برای آن‌هایی که خر داشتند، بسیار پرکاربرد بود. شَعر یعنی مو و شعرباف‌ها از موی بز، ریسمان‌های سفت و محکمی می‌بافتند. سیاه‌چادر عشایر هم از موی بز است.
 
سفت می‌بافند و آب از آن رد نمی‌شود. بز ۲ نوع پوشش دارد؛ مو و کرک. موی بز‌ها و پشم گوسفند‌ها را با وسیله‌ای قیچی‌مانند به نام «دوکارد» می‌چینند که به آن «کَل کردن» می‌گویند. بز را وقتی کل می‌کردند هم مو‌های بلندش چیده می‌شد و هم کرک‌هایش. کرک‌ها کوتاه و به‌شدت نرم هستند. زن‌ها در خانه، مو‌ها را از کرک‌ها می‌کشیدند و جدا می‌کردند. موی بز کاربردی داشت و کرکش، کاربردی. با کرک، پارچه‌ای درست می‌کردند به نام «بَرَک». برک‌ها پارچه‌های نرم زیبایی بودند و عموما عرضشان هم بیشتر از نیم‌متر نبود. کرک‌ها را می‌زدند؛ یعنی حلاجی می‌کردند و بعد از حلاجی با وسیله‌ای چوبی به نام «جَلَک» تبدیل به نخ می‌کردند. خانم‌ها در خانه یا حتی مرد‌ها که زمستان‌ها بیکار بودند، جلک دستشان بود و نخ می‌رشتند. نخ‌ها که زیاد می‌شد، کلافشان می‌کردند و با آن پارچه می‌بافتند. با کرک، یک جور کلاهی هم درست می‌کردند که به کلاه بجنوردی معروف بود و حسابی سر را گرم نگه می‌داشت.
 
دستکش و جوراب هم درست می‌کردند که در زمستان‌های سرد مشهد، حسابی به دردبخور بود. به پارچه‌بافی در گویش مشهدی، «تَرَه» می‌گفتند. این تره، با سبزی تره، اشتباه نشود. در قدیم به این سبزی، «تِرَّه» می‌گفتند. شعری هم بود که جوان‌ها برای دعوت یکدیگر به رقص و پایکوبی می‌خواندند. می‌گفتند: «تِرَّه و تلخون/ بیا قنبلِ ر بچرخون». تَرَه، پارچه‌بافی خانگی بود که روی زمین انجام می‌شد. چندین و چند رشته نخ پنبه‌ای را کنار هم روی دستگاه پارچه‌بافی محکم می‌کردند که می‌شد تار پارچه. پود پارچه هم همین نخ‌های پشمی یا نخ‌های کرکی بود. قالیچه‌بافی هم به همین شکل است. تار‌های قالیچه از نخ پنبه، و پود آن پشمی است. گاهی هم تار و پود قالیچه‌ها، پشمی است که البته قالیچه را از مرغوبیت می‌اندازد. قالیچه‌هایی که تار آن، از نخ‌های پنبه‌ای است، ماندگاری بهتری دارد. حتی گاهی از نخ ابریشم استفاده می‌کردند که طبیعتا مرغوب‌تر و ماندگارتر می‌شد. طناب مقنی‌ها هم از پنبه بود. چند لایه نخ توی هم می‌رفت و طناب‌های محکمی درست می‌کرد که مقنی‌ها سال‌ها با آن، دلو‌ها را از چاه بالا می‌کشیدند. دلو‌ها هم خودشان داستانی داشتند؛ از دلو‌ها هم همین‌جا می‌نویسم.
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->