خوشا به حال این خاک که گامهای هشتمین اختر ولایت را بر خود دیده است و خوشا به حال این آسمان که سالهاست سایهگستر گنبد طلایی اوست. خوشا به حال دلهایی که نام «رضا» را بر زبان دارند و مهر او را در جان.
من، امام رضاییام؛ و چه افتخاری بالاتر از این که با همه فرسنگهایی که میان من و حرم توست، هر صبح، پیش از آنکه خورشید بر بام جهان طلوع کند، سلام و ارادتی از عمق جان به سوی تو روانه کنم؛ گویی میان من و آستانت هیچ فاصلهای نیست و آرام زمزمه کنم:
ای امام مهربانی؛ ایران به دعای تو دلگرم است و به نگاهت امیدوار. تو برای ما تنها یک نام نیستی؛ پناهی، آرامشی، امیدی و نشانی از آسمان پاک در میان این خاک.
گنبدت قبله دلهای بیقرار است، مشهد تو میعادگاه عاشقان و ایران، به برکت حضورت، حریمی است به وسعت یک دلدادگی.
ای روشنایی این سرزمین،ای پناه دلهای بیپناه وای امید خستگان راه؛ یا شمسالشّموس!
دلمان را به پنجره فولادت گره زدهایم، چراغ نامت را پیش روی ما روشن نگهدار و چشم و دل ما را به نور رضوی منور کن.
راه حرم تو، راهی نیست که تنها با قدم پیموده شود؛ راهی است که از دل آغاز میشود؛ با دلهای شکسته و بیقرار، با چشمهای بارانی، با سلامی از دور و با امیدی که هیچ فاصلهای نمیتواند آن را خاموش کند.ای شمسالشّموس!
ایران، به برکت نام تو، فقط جغرافیای یک ملت نیست؛ سرزمینی است که در قلب آن، دلهای میلیونها انسان به یک نقطه گره خورده است. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، هرجا دلی با نام تو میتپد، مشهدی از عشق برپاست.
صدای نقارهها که در عمق جان میپیچد، بوی عطر حرم که در خاطره زائران میماند و سلامهایی که از دور به آستانت میرسد، غمهای روزگار را رنگ صبر میزند و غبار خستگی را از دل میزداید.
اینجا، وطن فقط قطعهای از خاک نیست؛ جغرافیایی است که با عشق معنا شده است و در قلب این جغرافیا، آستانی طلایی میدرخشد که قرنهاست پناه دلهای خسته و مأمن جانهای بیقرار است.
صدای گلدستههای مشهد، انعکاس همان سلامی است که قرنهاست از لب زائران برمیخیزد؛ سلامی که از دورترین خانهها تا نزدیکترین پنجرههای حرم، راه خود را پیدا میکند.
تو در مشهدی، اما محبتت در سراسر این سرزمین جاری است؛ در دل پیر و جوان، در خانههای کوچک و بزرگ، در اشک چشم مادران، در دعای پدران و در دلهای خستهای که هنوز به کرامت تو امید بستهاند؛ و چه زیباست ایران؛ وطنی که در مشرقش، آسمان به زمین نزدیکتر شده است؛ سرزمینی که در قلب آن، آستانی طلایی میدرخشد و قرنهاست دلهای خسته را به سوی خود میخواند.
در روز شهادتت، ما را از دورترین فاصلهها به نزدیکترین لحظه دیدار برسان؛ که ما هنوز، با همه فاصلهها، دل در گرو پنجره فولادت داریم و امیدواریم روزی تمام سلامهای دورمان به یک «سلام» از نزدیک بدل شود.
اگر روزی چشم ما به گنبد طلاییات نرسید، اگر دستمان به ضریح مطهرت نرسید و اگر سهممان از این دنیا فقط سلامی از دور و اشکی در خلوت بود، دلمان را از خودت جدا مکن.
ما را در غربت دنیا تنها مگذار و آن روز که همه در جستوجوی پناهی هستند، در محشر، شفیع تنهایی ما باش.
آقا جان، ما به همین امید زندهایم؛ به امید نگاه تو، به امید کرامت تو و به امید آنکه در آخرین منزل، دست ما را نیز بگیری و بگویی:
«این دل، از آنِ رضاست...»
السلام علیک یا علیبنموسیالرضا (ع)
السلام علیک یا غریبالغربا
السلام علیک یا شمسالشّموس
و السلام علیک یوم وُلدت، و یوم استُشهدت، و یوم تُبعث حیّاً.