حانیه سالم | شهرآرانیوز؛ عبارت «أوْصِیاءِ نَبِیِّالله» وصیهای پیامبر خدا، یکی از ویژگیها و اوصاف ائمه اطهار (ع) است که در زیارت جامعهکبیره بیان شده است. منظور از وصی کسی است که افراد او را انتخاب میکنند تا بعد از مرگشان، اموری که باید انجام میدادند، او انجام دهد.
این کار در عرف به کسی واگذار میشود که شخص به او اطمینان دارد و بهدلیل همین اطمینان به او اجازه میدهد در اموالش بعد از مرگ، دخلوتصرف کند. در این فراز از زیارت، منظور کسانی هستند که پیامبر اسلام (ص) جانشینی آنها را به اذن خدا برای هدایت امت، اعلام کرده است.
همواره مرگ، بین آدمی و اندوختههایش، فاصله میاندازد و قدرت حفظ، تصرف یا افزایش آن را از او میگیرد، از اینرو هرکه اندوختهای مادی یا معنوی دارد و میخواهد بعد از مرگ، تصرفی در آن داشته باشد یا آن را حفظ کند یا افزایش دهد، به وصیت نیاز دارد. شرع مقدس اسلام بر داشتن وصیت، بسیار تأکید کرده است؛ بهگونهایکه مرگ بدون وصیت را مرگ جاهلی نامیده است.
تناسب بین وصی (جانشین) و مورد وصیت، امری ضروری است. هیچ عالِمی، چاپ یا تصحیح کتاب خود را به شخص بیسواد واگذار نمیکند؛ چنانکه هیچ تاجر یا صاحب شرکتی، اداره امور تجارت یا شرکت را به فردی ناآشنا نمیسپارد.
قرآن کریم و دین اسلام، آسان بهدست نیامده است، بلکه پیامبر (ص) برای حفظ و اعلام آنها، سالها رنج رسالت را تحمل کرد، بنابراین نخستین و عاقلانهترین انتظار از آن حضرت، این است که برای پس از خود، چارهای بیندیشد تا رنجهای او بیحاصل نشود. این انتظار، با وصیت آن حضرت برآورده میشود.
انتخاب جانشین ازسوی پیامبر (ص) برای استمرار رسالت و رسیدن به اهداف آن است. کسی که منکر تعیین جانشین و اعلام آن ازسوی پیامبر (ص) است، یا باید منکر رنج رسالت شود و بگوید، چون پیامبر آزاری برای تبلیغ دین تحمل نکرد، به حفظ آن علاقهای نداشت و آن را رها کرد، یا باید بگوید پیامبر (ص) برای نشر دین خود، رنج فراوانی کشید، اما هیچ برنامهای برای پس از خود نداشت!
ممکن است گفته شود پیامبر (ص) با واگذار کردن امر تعیین جانشین به امت، تکلیف خود را ادا کرد. در پاسخ میتوان گفت که وصیت باید مشکل را حل کند، نه اینکه مشکلی جدید ایجاد کند. بر این اساس، از کسی مانند پیامبر (ص) که عقل کل است، انتظار نمیرود که برنامهریزی او موجب درگیری در امت اسلام شود.
واگذاری تعیین جانشین به امت بدون آنکه شرایط انتخابکننده، انتخاب شونده، شرایط انتخاب، اختیارات و... بیان شود، تدبیری عالمانه نیست. تعیین جانشین برای نبوت، نهتنها کار امت نیست، بلکه از عهده نبی نیز خارج است؛ زیرا همانگونه که هیچ پیامبری در پیامبر (ص) شدن خود نقشی ندارد و فقط اراده الهی در این زمینه سهم دارد، تعیین جانشین برای نبوت نیز برعهده خداوند است و نقش پیامبر (ص) در این امر، فقط اعلام تعیین خداوند است.
دایره اختیارات جانشین (وصی)، محدود به وصیت است؛ یعنی جانشین باید خواستههای وصیتکننده را همانگونه که او وصیت کرده است، اجرا کند و از پیش خود، اختیاری ندارد. دایره اختیارات این وصی، امور مربوطبه نبوت خواهد بود؛ یعنی تعلیم و تبیین وحی و کتاب الهی، تلاش برای هدایت مردم و تلاش برای اجرای احکام دین و همچنین داشتن علم و آگاهی کافی از کتاب خدا و سنت پیامبر (ص)، شرط ضروری برای این وصی است و حتی او باید اعلم از همه مردم باشد.
پیامبر (ص) دارای دو مقام بود: یک: نبوت و رسالت؛ پیامبر (ص) خدا در تمام ۲۳ سال آخر عمر خود، دارای این شأن بود. دوم: حکومت و ریاست عام جامعه اسلامی؛ پیامبر (ص) فقط در حدود ۱۰ سالی که در مدینه میزیست، از این جایگاه برخوردار بود. شیعه معتقد است هر دو مقام پیامبر (ص) نیاز به جانشین دارد؛ زیرا بعد از رحلت حضرت، مسئولیت حفظ دین، همچنان باقی است.
فرصت تفسیر و تبیین بسیاری از آیات و احکام و بیان جزئیات آنها برای پیامبر (ص)، پیش نیامد و جانشین آن حضرت، عهدهدار این امور است. از این نظر باید همه آنچه مربوطبه کیان اسلام است، از پیامبر (ص) آموخته باشد و در میدان عمل نیز انسانی کامل و معصوم باشد.
در بسیاری از روایات، از ائمه (ع) بهعنوان اوصیای پیامبر (ص) یاد شده است که یکی از مشهورترین آنها حدیث معروف لوح فاطمه است. متن حدیث، پیام تبریک خداوند در تولد امام حسین (ع) است که با خط سفید و درخشان، بر لوحی نوشته شده بود و پیامبر (ص) بهعنوان چشمروشنی، آن را به فاطمهزهرا (س) اهدا کردند. در این لوح که جابربنعبدالله انصاری، آن را مشاهده و از روی آن نسخهبرداری کرد، اسم پیامبر (ص) و امامعلی (ع) و فرزندان آن حضرت بهعنوان اوصیای پیغمبر (ص)، همراه با برخی خصلتها و ویژگیهای آنها ثبت شده است.