ریحانه موسوی | شهرآرانیوز؛ نمایشگاه «رفتار بازی گون»، مجموعهای از آثار ثریا مجتهد سیستانی این شبها در نگارخانه رادین برپاست. هنرمند بیش از آنکه بخواهد روایت مشخصی را به مخاطب منتقل کند، او را به تماشای یک روند دعوت میکند؛ روندی که از تجربههای مختلف او با ماندالا*ها، سلف پرترهها و نقاشیهای تکه تکه شده شکل گرفته است. در این آثار، نخهای پشمی، طلق، تکههای رنگی و نقشهای تکرارشونده در کنار هم قرار گرفتهاند و ترکیبهایی متفاوت و گاه شبیه به بافتها و نقشهای دست ساز به وجود آوردهاند.
سال ۱۴۰۲ اتفاقی در زندگی ثریا مجتهد سیستانی رخ داد که به گفته خودش، باعث شد نسبت به معنای زندگی دچار تردید شود. او در این باره گفت: مدتی شروع به کشیدن طرحهای بی معنی کردم تا فکرم را از معنای آنچه در حال تولیدش بودم، خلاص کنم و بفهمم چه چیزی ارزش پرداختن دارد. فقط میخواستم گوشهای بنشینم، دست هایم مشغول کار باشند، در خیالاتم رها شوم و چیزی تولید کنم تا آرام شوم. به گفته این هنرمند، نقطه آغاز شکل گیری این مجموعه، یک تجربه ساده با کاغذ بوده است.
وی در این باره توضیح داد: کاغذ را تا زدم و طرحی کشیدم. وقتی کاغذ را گشودم، قرینه آن ایجاد شده بود. احساس خوبی به من دست داد؛ چون چیزی تولید کرده بودم، بدون اینکه بخواهم برای آن فلسفه سازی کنم. پس از آن، مدام طرحهای قرینه زدم. کم کم به این نتیجه رسیدم که کاغذم را بیشتر و با الگوهای مختلف تا کنم. در نتیجه، قرینهها بیشتر شدند و کار به «ماندالا» رسید.
مجتهد سیستانی ادامه داد: در این میان تصمیم گرفتم برای آن به دنبال معنا و فلسفه باشم. روان شناسی، ماندالا درمانی یونگ، عرفان و شمسه را پشت سر گذاشتم. کمی که گذشت، دیگر حوصله این معناها را هم نداشتم. به خودم آمدم و به دنبال چرایی انجام این کارها بودم. شاید در حال فرار از یک سری معناها به معناهای دیگری بودم، اما برایم اهمیتی ندارد و نمیخواهم خودم را جزءبه جزء تعریف کنم.
این هنرمند معتقد است نمیتوان ادعا کرد که خود را از معناها رها کرده است، چراکه به گفته او، بخش زیادی از ذهن و نگاهش در طول سالها و در بستر جامعه شکل گرفته است. او در این باره ابراز کرد: هیچ وقت نمیتوانم ادعا کنم که خودم را از یک معنا خلاص کردهام، زیرا ۳۰ سال افکارم در این اجتماع شکل گرفته است؛ بنابراین وقتی چیزی تولید میکنم، نمودی از این افکار و گذشته در آن وجود دارد.
با این حال، آنچه امروز برای او اهمیت دارد، بیشتر از هر چیز به بازی، خیال، کلاژ و تکرار بازمی گردد. او عنوان کرد: آنچه اکنون برایم مهم است، بازی کردن، خیال آسوده، کلاژ و تکرار است؛ اینکه دستم چیزی را قیچی کند، بدوزد و همه چیز را به چشم متریال ببیند.
مجتهد سیستانی، از ویژگیهای مهم آثارش را امکان «بازیابی» دوباره خود بیان کرد و گفت: کارهایی که از قبل وجود داشتهاند و متریالی که اطرافم بوده، شاید هرکدام چندین بار تغییر کرده و به اثر دیگری تبدیل شدهاند.
او همچنین این شیوه کار را در تضاد با سختگیری همیشگی خود دانست و گفت: برای من که همیشه سختگیر بودم و گاهی چندین ماه فعالیت نمیکردم، چون فکر میکردم اکنون باید چه چیزی خلق کنم، این شکل از فعالیت مانند بازی بود. گاهی حتی شبیه شانس بود، چون نمیدانستم وقتی کاغذم را باز میکنم، ماندالای تولیدشده چگونه خواهد بود. به گفته او، در روند شکل گیری این آثار حتی از هوش مصنوعی نیز استفاده شده است.
مجتهد سیستانی در این باره بیان کرد: گاهی اوقات از هوش مصنوعی استفاده کردم تا تغییراتی در طرح هایم ایجاد کند. دوباره خودم تغییراتی در آن ایجاد میکردم و به هوش مصنوعی میدادم. این هنرمند ریشه بصری این مجموعه را نیز به دورهای از زندگی خود و حضور در کلاسهای هنرهای سنتی مرتبط دانست و توضیح داد: این طرحها از جایی شروع شدند که فعالیتها و قرینه سازی هنرجویان رشتههای مختلف هنرهای سنتی، از جمله تذهیب و نگارگری را میدیدم.
او در پایان، این آثار را نوعی مواجهه نقاشی با تذهیب بیان کرد و افزود: این آثار برای من نوعی بانک تصویری و ایده به شمار میآیند. متریال این کارها از نخهای پشمی، طلق، ماندالا، سلف پرتره و نقاشیهای تکه تکه شده است. در تهران حدود یک سال است که چنین هنری انجام میشود، اما در مشهد هنوز ندیدهام، شاید افرادی مشغول به آن باشند.
* به طرحهایی با هندسه دایره وار و نقش و نگارههایی متقارن گویند که بر اساس عرفان شرقی بیانگر حیات تکرار شونده و نظم و هماهنگی در هستی است.