به گزارش شهرآرانیوز ۹ مهر در تقویم ایران به عنوان روز ملی همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی نامگذاری شده است؛ روزی که یادآور شهادت محمد الدوره، نوجوان ۱۲ ساله فلسطینی، در سال ۲۰۰۰ میلادی در غزه است. تصویری که از پناه گرفتن این نوجوان در پشت پدرش و تلاش او برای در امان ماندن از تیراندازی منتشر شد، به یکی از تصاویر ماندگار از رنج کودکان فلسطینی تبدیل شد؛ تصویری که پس از گذشت سالها همچنان روایتگر بخشی از واقعیت زندگی کودکان این سرزمین است.
انتخاب این روز، صرفاً برای یادآوری یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه فرصتی است برای توجه دوباره به کودکانی که سالهاست زندگیشان با اشغال، آوارگی، ناامنی و جنگ گره خورده است. کودکانی که پیش از آنکه موضوع یک خبر یا تصویر باشند، کودکی دارند با مدرسه، بازی، خانواده، رؤیا و آیندهای که حق طبیعی هر کودک است.
از همین منظر، فرهنگ و هنر میتواند یکی از راههای نزدیک کردن این واقعیت به ذهن و دل کودکان و نوجوانان باشد؛ از فیلم و انیمیشن گرفته تا کتاب، داستان، برنامه کودک و آثار تجسمی. در سالهای گذشته، هنرمندان ایرانی و دیگر کشورها تلاش کردهاند بخشی از زندگی و رنج مردم فلسطین را در قالبهای مختلف روایت کنند؛ آثاری که برخی از آنها مستقیماً سراغ کودکان فلسطینی رفتهاند و برخی دیگر، تصویری گستردهتر از مسئله فلسطین ارائه کردهاند.
در ادامه، مروری داریم بر بخشی از آثاری که فلسطین و کودکان فلسطینی را به قاب سینما، تلویزیون، انیمیشن و ادبیات آوردهاند و این پرسش را دنبال میکنیم که چرا هنوز برای نسل امروز باید از فلسطین گفت و آن را روایت کرد.
سینمای ایران در چند دهه گذشته آثار متعددی با موضوع فلسطین ساخته است؛ بخشی از این آثار مستقیماً به زندگی کودکان و نوجوانان فلسطینی پرداختهاند.
«بازمانده» ساخته سیفالله داد یکی از شناختهشدهترین آثار سینمای ایران درباره فلسطین است؛ فیلمی که با محوریت یک خانواده فلسطینی و حوادث مربوط به آوارگی، اشغال و جدایی، قصه فلسطین را از دریچه زندگی مردم عادی روایت میکند.
«چشمان آبی زهرا» نیز از جمله آثاری است که شخصیت یک دختر فلسطینی را در مرکز داستان قرار میدهد. داستان این اثر درباره زهرا، دختر یک خانواده فلسطینی است که در جریان جستوجوی یک گروه پزشکی اسرائیلی برای یافتن عضوی مناسب برای پیوند، گرفتار ماجراهایی میشود. این اثر ابتدا به صورت سریال تلویزیونی ساخته شد و بعدها نسخه سینمایی آن نیز عرضه شد.
«شکارچی شنبه» نیز از دیگر فیلمهای ایرانی با موضوع فلسطین است که اگرچه مستقیماً در گونه آثار کودک تعریف نمیشود، اما از منظر روایت و حضور شخصیت کودک، میتواند برای بررسی چگونگی مواجهه سینمای ایران با مسئله فلسطین مورد توجه قرار گیرد.
در این میان، «قناری» جایگاه متفاوتی دارد؛ فیلمی که داستان یک پسربچه فلسطینی به نام فارس را دنبال میکند. فارس که دچار لکنت زبان است، یک قناری هدیه میگیرد و برای آواز خواندن پرنده به دنبال محیطی آرام میگردد؛ اما شرایط زندگی در سرزمین اشغالشده، آرامش را برای او دشوار میکند. این فیلم تلاش دارد مسئله فلسطین را از دریچه زندگی یک کودک روایت کند؛ کودکی که خواستهاش نه چیزی بزرگ، بلکه داشتن گوشهای امن برای زندگی و شنیدن آواز قناریاش است.
در سوی دیگر، سینمای فلسطین و آثار ساختهشده درباره فلسطینیان نیز نمونههای قابل توجهی برای مخاطبان کودک و نوجوان دارد.
یکی از نمونههای جالب، انیمیشن «Ayny» ساخته احمد صالح در سال ۲۰۱۶ است که داستان دو پسربچه را روایت میکند که در میانه فضای جنگ و خطر، برای نواختن موسیقی از پناه مادر دور میشوند. مؤسسه فیلم فلسطین این اثر را در مجموعهای از فیلمهای مرتبط با غزه قرار داده است یا یک روز در چادر نیز نمونهای متفاوت است؛ انیمیشنی کوتاه که زندگی یک خانواده ۹ نفره را در اردوگاه چادری در غزه روایت میکند و نکته قابل توجه آن است که این اثر توسط ۱۹ کودک آواره در دیرالبلح ساخته شده است. اینجا دیگر کودکان صرفاً موضوع روایت نیستند؛ خودشان بخشی از فرآیند روایتگری شدهاند.
مجموعه Drawing for Better Dreams نیز با استفاده از نقاشیهای کودکانی ۹ تا ۱۲ ساله ساخته شده و زندگی و آرزوهای کودکان فلسطینی را از دریچه نقاشیهای خودشان به تصویر میکشد؛ روایتی که نشان میدهد در کنار رنج، نباید رؤیا و میل کودک به آینده را نیز از او گرفت؛ و یا از دیگر انیمشنهای موفق در این حوزه میتوان به انیمیشن The Tower اشاره کرد که داستان «وردی»، دختر ۱۱ ساله فلسطینی ساکن یک اردوگاه پناهندگان در لبنان را روایت میکند؛ دختری که از طریق داستانهای سه نسل خانوادهاش با گذشته و تاریخ آوارگی آنها آشنا میشود.
سینما تنها ابزار آشنایی کودکان با فلسطین نیست. کتاب کودک و نوجوان میتواند با فاصله گرفتن از تصاویر خشن، به سراغ تاریخ، زندگی، فرهنگ، خانواده و آرزوهای کودکان فلسطینی برود.
برای کودک ایرانی، شناخت فلسطین میتواند از یک قصه آغاز شود؛ قصهای درباره کودکی که خانهاش را دوست دارد، مادری که نگران فرزندش است، پدری که برای آینده خانواده تلاش میکند یا کودکی که مانند هر کودک دیگری دوست دارد به مدرسه برود و بازی کند.
«بچههای فلسطین» نوشته غسان کنفانی، مجموعهای از ۱۵ داستان کوتاه است که در هرکدام، کودکی فلسطینی در مرکز روایت قرار دارد. کنفانی در این داستانها از کودکی، آوارگی، جنگ و زندگی در سایه حوادث سیاسی میگوید و در کنار رنج، بر امید کودکان به آینده نیز تأکید دارد.
«کودکی در فلسطین» نیز مجموعهای از کاریکاتورهای ناجی العلی، هنرمند و کاریکاتوریست فلسطینی، است که زندگی و رنج مردم فلسطین را از نگاه تصویر روایت میکند. شخصیت «حنظله» و نگاه کودکانه، اما تلخ ناجی العلی به واقعیت فلسطین، از ویژگیهای شناختهشده این مجموعه است.
این شیوه روایت، فلسطین را از یک خبر دور به یک انسان نزدیک تبدیل میکند؛ کودکی که اگرچه هزاران کیلومتر دورتر زندگی میکند، اما در بسیاری از خواستههای ساده، تفاوتی با کودک ایرانی ندارد.
نسل کودک و نوجوان امروز، مخاطب بخش بزرگی از روایتهای تصویری و محتوای شبکههای اجتماعی است. اگر خانواده، مدرسه، ناشر، سینما و رسانه برای این نسل قصهای دقیق، انسانی و متناسب با سن او روایت نکنند، شناخت او از فلسطین ممکن است صرفاً به تصاویر پراکنده اخبار یا محتوای کوتاه فضای مجازی محدود شود.
آشنایی با فلسطین برای کودک، الزاماً به معنای نشان دادن تصاویر خشن جنگ نیست؛ میتوان از زندگی، فرهنگ، خانه، خانواده، بازی، مدرسه، ادبیات، غذا، موسیقی، آرزو و خاطرات کودکان فلسطینی گفت و از همین مسیر، مفهوم همدردی و همبستگی را به زبان کودکانه منتقل کرد.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم خود سازمان ملل نیز روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین را صرفاً به نشستهای سیاسی محدود نکرده و بر فعالیتهای فرهنگی، انتشار مطالب و حتی نمایش فیلم به عنوان بخشی از برنامههای این مناسبت تأکید کرده است.
فلسطین برای نسل کودک و نوجوان، نیازمند روایتهایی است که نه فقط اشک، بلکه شناخت ایجاد کنند؛ نه فقط تصویر ویرانی، بلکه زندگی را نشان دهند؛ و نه فقط از جنگ بگویند، بلکه از کودکی سخن بگویند که حق دارد مانند همه کودکان جهان، امنیت، آرامش، مدرسه، بازی و آینده داشته باشد.
شاید یکی از مهمترین راههای زنده نگه داشتن مسئله فلسطین نیز همین باشد؛ اینکه قصه این سرزمین از حافظه نسلها پاک نشود و کودک امروز، کودکی را آن سوی مرزها ببیند که با وجود فاصله جغرافیایی، درد و آرزوهایش برای ما بیگانه نیست.