نگاهی دوباره به فیلم مست عشق به بهانه روز بزرگداشت مولانا

  • کد خبر: ۴۴۹۲۳۵
  • ۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴
مست عشق
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر و عارف نامدار قرن هفتم، یکی از چهره‌های ماندگار ادبیات فارسی است؛ شاعری که دیدار او با شمس تبریزی، فصل مهمی از زندگی و اندیشه‌اش را رقم زد. «مست عشق» به کارگردانی حسن فتحی با بازسازی بخشی از زندگی مولانا و شمس، تلاش کرده تا تصویری سینمایی از این دو شخصیت ارائه کند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ «مست عشق» از آن فیلم‌هایی بود که پیش از اکران، موضوع و شخصیت‌هایش می‌توانستند آن را به یکی از آثار مهم سینمای ایران درباره ادبیات و تاریخ بدل کنند. روایت مولانا و شمس تبریزی، دو چهره‌ای که قرن‌هاست در ادبیات و فرهنگ ایرانی حضوری زنده دارند و مواجهه میان آن‌ها ظرفیت فراوانی برای یک درام سینمایی داشت. فیلم با همین پشتوانه و با حضور بازیگران شناخته‌شده، توجه زیادی را به خود جلب کرد، اما پس از نمایش با نقدها و بحث‌های جدی درباره روایت، فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و نسبت فیلم با واقعیت تاریخی روبه‌رو شد.

فارغ از داوری درباره خود فیلم، «مست عشق» یک پرسش مهم‌تر را دوباره پیش روی سینمای ایران گذاشت: چرا سینمای ما با وجود گنجینه‌ای عظیم از شخصیت‌ها، دوره‌ها و رویدادهای تاریخی و ادبی، هنوز در ساخت آثار تاریخی با محدودیت‌ها و خلأهای جدی مواجه است؟ بخش مهمی از این مسئله به دشواری بازسازی جهان تاریخی، هزینه‌های تولید، نیاز به پژوهش دقیق و حساسیت در روایت شخصیت‌های واقعی بازمی‌گردد. اما مسئله فقط امکانات نیست؛ سینمای تاریخی به فیلمنامه‌ای نیاز دارد که بتواند میان حقیقت تاریخی و منطق درام تعادل برقرار کند.

از فردوسی و مولانا و حافظ تا بسیاری از چهره‌های تاریخ معاصر، تاریخ و فرهنگ ایران پر از سوژه‌هایی است که می‌توانند به آثار ماندگار سینمایی تبدیل شوند. با این حال، فاصله میان این ظرفیت عظیم و تعداد آثار جدی ساخته‌شده درباره آن، همچنان قابل توجه است. شاید تجربه «مست عشق» بیش از آنکه صرفاً درباره موفقیت یا ضعف یک فیلم باشد، یادآور همین خلأ باشد؛ اینکه برای ساخت سینمای تاریخی، تنها انتخاب یک شخصیت بزرگ کافی نیست و باید جهانی تاریخی، باورپذیر و دراماتیک برای او خلق کرد.

زندگی مولانا، اما تنها به سرودن شعر و تدریس محدود نماند. ملاقات او با شمس تبریزی در میانه قرن هفتم هجری، نقطه عطفی در زندگی‌اش بود؛ دیداری که در روایت‌های تاریخی و ادبی، تأثیری عمیق بر مسیر فکری و معنوی مولانا گذاشت و بعد‌ها بازتاب گسترده‌ای در آثار او پیدا کرد. همین رابطه میان مولانا و شمس، بار‌ها دستمایه نویسندگان و هنرمندان قرار گرفته است.

مست عشق روایتی سینمایی از مولانا و شمس

حسن فتحی در فیلم مست عشق به سراغ همین مقطع از زندگی مولانا رفته است. فیلم که با بازی پارسا پیروزفر در نقش مولانا و شهاب حسینی در نقش شمس تبریزی ساخته شده، بخشی از زندگی این دو شخصیت را در قونیه روایت می‌کند. فیلمبرداری اثر نیز در ترکیه انجام شده و در زمان تولید، به عنوان پروژه‌ای مشترک میان سینماگران ایران و ترکیه معرفی شد.

مست عشق البته قرار نیست یک مستند تاریخی یا زندگی‌نامه تصویری دقیق از مولانا باشد. سازندگان، اثر را روایتی سینمایی از زندگی مولانا و شمس قرار داده‌اند. حسن فتحی نیز بعد‌ها تأکید کرد که هدف فیلم، ساخت زندگی‌نامه مولانا نبوده و تمرکز اصلی بر ملاقات شمس و مولانا و تأثیر این دیدار بر شخصیت مولانا بوده است.

داستان فیلم نیز با ناپدید شدن شمس و تلاش برای کشف سرنوشت او پیش می‌رود و در ادامه با رفت‌وبرگشت میان زمان‌های مختلف، رابطه مولانا و شمس و شخصیت‌های پیرامون آنها را روایت می‌کند. این انتخاب باعث شده فیلم از یک زندگی‌نامه خطی فاصله بگیرد و بیشتر به سمت یک درام تاریخی و معمایی حرکت کند.

تصویری که سینما از مولانا می‌سازد

ساخت فیلم درباره شخصیتی مانند مولانا کار ساده‌ای نیست. بخش مهمی از زندگی و شخصیت او به تحولات فکری و عرفانی‌اش مربوط می‌شود؛ مسائلی که انتقال آنها به زبان تصویر، دشوارتر از روایت رویداد‌های بیرونی زندگی یک شخصیت تاریخی است.

مست عشق تلاش کرده این مسئله را از مسیر رابطه مولانا و شمس حل کند؛ یعنی به جای آنکه تمام زندگی مولانا را در یک فیلم روایت کند، بر دوره‌ای تمرکز داشته باشد که ملاقات با شمس، زندگی او را دستخوش تغییر کرد.

این رویکرد، البته با نقد‌هایی نیز روبه‌رو شده است. برخی منتقدان معتقدند فیلم در بخش‌هایی بیش از اندازه درگیر خرده‌روایت‌ها شده و همین موضوع باعث شده رابطه فکری و عرفانی مولانا و شمس آن‌طور که انتظار می‌رود در مرکز فیلم باقی نماند. در نقدی که در هنرآنلاین منتشر شده، از جمله به ضعف پرداخت برخی روابط و شخصیت‌های فرعی و پیچیدگی روایت اشاره شده است.

وقتی تاریخ با درام ترکیب می‌شود

یکی از بحث‌های اصلی درباره مست عشق به فاصله میان روایت فیلم و روایت‌های تاریخی بازمی‌گردد. فیلم برای ساخت یک داستان سینمایی، ناگزیر از انتخاب، حذف، جابه‌جایی و گسترش برخی موقعیت‌هاست؛ مسئله‌ای که در مورد شخصیت‌های تاریخی حساسیت بیشتری پیدا می‌کند.

ماجرای شمس و کیمیا خاتون، یکی از بخش‌هایی است که در نقد‌های منتشرشده درباره فیلم مورد توجه قرار گرفته است. برخی منتقدان روایت فیلم در این زمینه را با منابع تاریخی محل اختلاف دانسته‌اند و معتقدند حذف یا کم‌رنگ شدن برخی جزئیات، به خط داستانی فیلم آسیب زده است.

از سوی دیگر، نمی‌توان انتظار داشت یک فیلم داستانی تاریخی دقیقاً مانند یک کتاب پژوهشی رفتار کند. تفاوت میان واقعیت تاریخی و روایت سینمایی از همان ابتدا باید مورد توجه مخاطب باشد. مسئله اصلی این است که مخاطب بداند آنچه در مست عشق می‌بیند، الزاماً تمام آن چیزی نیست که منابع تاریخی درباره مولانا و شمس روایت کرده‌اند.

مست عشق در نهایت یک روایت سینمایی از مولانا و شمس است؛ روایتی که نقاط قوت و ضعف خود را دارد و در برخی بخش‌ها از روایت‌های تاریخی فاصله می‌گیرد. اما شاید مهم‌ترین کارکرد چنین آثاری این باشد که مخاطب را پس از پایان فیلم، از پرده سینما به سمت کتاب ببرد؛ جایی که برای شناخت مولانا، هنوز باید سراغ خود مولانا رفت.

«مست عشق» را می‌توان تلاشی سینمایی برای نزدیک کردن یکی از مهم‌ترین فصل‌های زندگی مولانا به مخاطب امروز دانست؛ فیلمی که با فضاسازی تاریخی، بازی بازیگران و روایت رابطه مولانا و شمس، بخشی از جهان این دو شخصیت را به تصویر کشیده است، هرچند در روایت برخی اتفاقات و شخصیت‌ها با منابع تاریخی فاصله دارد. با این حال، شاید مهم‌تر از میزان انطباق یک اثر داستانی با تاریخ، فرصتی باشد که چنین فیلم‌هایی برای دوباره دیده‌شدن مولانا ایجاد می‌کنند؛ فرصتی که می‌تواند به جای توقف در روایت سینمایی، مخاطب را به سمت خود مولانا، خواندن مثنوی معنوی و دیوان شمس و شناخت دقیق‌تر اندیشه و آثار او هدایت کند. مست عشق هرچقدر هم که از واقعیت فاصله داشته باشد، شناخت مولانا را نباید به روایت سینما محدود کرد؛ برای شناخت او، بهترین مقصد همچنان آثار خود اوست.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.