به گزارش شهرآرانیوز، جنگ را همیشه ارتشهای بزرگ و ستونهای زرهی پیش نمیبرند. گاهی یک گروهان یا حتی دسته کوچک میتواند در منطقه پخش شود، ضربه بزند و پیش از آنکه دشمن بفهمد از کجا خورده، ناپدید شود. این تفسیر دقیقی از رزم چریکی در تاکتیک «دفاع موزاییکی» ایران است؛ همان کابوسی که باعث شده حتی دیوانهای مثل ترامپ، گزینه حمله زمینی به کشورمان را غیرمنطقی بداند. البته که اگر نیروهای مسلح ایران امروزه اساتید مسلم نبرد نامتقارن هستند، این میراث گرانبها را مدیون نابغه تمام عیار جنگهای چریکی هستیم؛ اسطوره بی بدیل علم و عرفان و جنگ، شهید مصطفی چمران که دهم مهرماه، روز تولد اوست.
مصطفی چمران در روز دهم مهرماه ۱۳۱۱ در تهران متولد شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه داد و در رشته الکترومکانیک فارغالتحصیل شد. پس از آن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی برق دانشگاه تگزاس گذراند. مسیر علمی او در ادامه به دانشگاه کالیفرنیا رسید؛ جایی که در حوزه فیزیک پلاسما و شتابدهندههای ذرات از شاخصترین مراکز علمی جهان است. مصطفی در همین دانشگاه موفق به کسب مدرک دکتری شد و البته در همان سالهای اقامت در آمریکا، در کنار فعالیت علمی به فعالیت سیاسی نیز میپرداخت؛ مسیری که بهتدریج زندگی یک دانشمند را از آزمایشگاه به میدان مبارزه و سپس به جبهه جنگ کشاند.
بعد از تحصیل و فعالیتهای سیاسی در آمریکا، چمران در سال ۱۳۴۲ به مصر رفت و حدود دو سال، جنگهای چریکی و نامنظم را تعلیم دید. نبوغ سرشار او باعث شد پس از دوره کوتاهی بر همه فنون عملیاتی و تاکتیکهای آفند و پدافند مسلط شود. به همین دلیل، در اوایل دهه ۵۰ به لبنان رفت، در کنار امام موسی صدر قرار گرفت و بنیان نخستین ساختارهای اجتماعی، سازمانی و نظامی را در لبنان پایه ریزی کرد.
چمران در لبنان به فعالیت سازمانی و آموزشی میان نیروهای مقاومت پرداخت و تجربه جنگ چریکی را در محیطی آموخت که در آن، برخورد مستقیم با ارتشهای مجهز میتوانست به حذف نیروهای مقاومت منجر شود. همین تجربه، بعدها در شکل نگاه او به میدان نبرد در ایران نیز خود را نشان داد؛ جایی که تحرک، شناخت محیط، عملیات محدود و ضربهزدن به نقاط آسیبپذیر دشمن، جایگاه مهمی پیدا کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چمران به ایران بازگشت و در بحران امنیتی تجزیه طلبان کوموله و سپس جنگ ایران و عراق نقش آفرینی کرد. در روزهای آغازین جنگ، او با تشکیل ستاد جنگهای نامنظم، سازمانی برای طراحی و اجرای عملیاتهای چریکی علیه نیروهای بعثی ایجاد کرد؛ ستادی که در جبهه جنوب، بهویژه منطقه اهواز، مجموعهای از نیروهای مردمی، نظامی و داوطلب را در عملیاتهای نامنظم به کار میگرفت. گزارشهای مربوط به عملکرد این ستاد نشان میدهد که چمران تلاش داشت توان ارتش، سپاه و نیروهای مردمی را در عملیاتهای محدود و متحرک به یکدیگر پیوند بزند. مسیر زندگی پر فراز و نشیب، اما سراسر افتخار این نابغه تمام عیار سرانجام در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ و هنگام حضور در منطقه دهلاویه ختم به شهادت شد.
میراث چمران بیش از اینکه خلق یک «دکترین مکتوب» باشد، تغییر نگاه به میدان نبرد بود. تجربه جنگهای نامنظم به سبک چمران نشان داد نیروهای کوچک اگر از تحرک، آگاهی محیطی و ابتکارعمل برخوردار باشند، میتوانند هزینههای سنگینی به نیروی متجاوز تحمیل کنند؛ حتی اگر ماشین جنگی متجاوز در ظاهر بسیار بزرگتر باشد. این الگو در سالهای جنگ ایران و عراق، در کنار توان ارتش و سپاه، به توسعه شیوههایی از رزم انجامید که بر عملیاتهای محدود، نفوذ، کمین، شناسایی، حذف، انهدام و جابهجایی سریع تکیه داشتند. از این منظر، چمران را میتوان یکی از چهرههای مؤثر در شکلگیری تجربه عملی رزم نامتقارن ایران دانست؛ تجربهای که بعدها در سازمان و ساختار دفاعی کشور صورتهای پیچیدهتری پیدا کرد.
اصلیترین شباهت میان میراث چمران و مفهوم امروزی دفاع موزاییکی، شکستن وابستگی میدان نبرد به یک آرایش متمرکز است. در چنین الگویی، دفاع به مجموعهای از اجزای پراکنده، اما مرتبط تبدیل میشود؛ هر بخش میتواند در محیط خود تصمیم بگیرد، مقاومت کند و حتی در شرایط قطع ارتباط با مرکز، به نبرد ادامه دهد. چمران این منطق را در مقیاس کوچکتر و با ابزارهای جنگ نامنظم آزمود و همان تجربیات، حالا به دکترین موفق دفاع موزاییکی تبدیل شده که همان منطق را در مقیاسی گستردهتر و سازمانیافتهتر دنبال میکند. حالا امروز پس از ۴۵ سال، بر هر قطعه از این موزاییک مرگبار در جغرافیای ایران، ردپای مردی است که جنگ را از صفوف فشرده بیرون کشید و به هزاران نقطه زنده در میدان تبدیل کرد. این میراث مصطفی چمران است؛ جنگیدن با کمترین امکانات در برابر بزرگترین قدرت ها.