داستان - صفحه 23

داستان
| شهرآرانیوز
حکایت معجزه در واترپمپ
چندی پیش در بندر واترپمپ تاجر خداناباوری زندگی می‌کرد که معتقد بود جهان از سر صدفه به وجود آمده و خالقی ندارد.
کد خبر: ۲۰۶۶۰۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۲۶

داستان کوتاه | به فکر هم باشیم
تا پس‌فردا تعطیل بودیم‌‌. مانند همیشه می‌خواستم یک ساعت دیرتر بیدار شوم؛ اما وقتی صدای دختر‌عمه‌هایم را شنیدم که از مامان، سراغم را می‌گرفتند، بیدار شدم.
کد خبر: ۱۹۵۴۷۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۲۵

نگاهی به کتاب پاییز از پاهایم بالا می‌رود | سلوک زن ایرانی در  داستانی مدرن
کتاب «پاییز از پاهایم بالا می‌رود» در دانشگاه فردوسی مشهد نقد و بررسی شد.
کد خبر: ۲۰۵۵۸۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۲۱

داستان نوجوان | دو تصویر، یک اشتباه
کارنامه‌ام را که دیدم آتش گرفتم. در همه‌ی درس‌ها سنگ تمام گذاشته و بدون یک نمره‌ی قبولی، همه را از یک کنار افتاده بودم! واقعا از من بعید بود. بعد از آن همه درس خواندن و تست زدن، این حقم نبود.
کد خبر: ۲۰۲۱۵۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۲۰

یادداشت کودک | نان، برکت خداست
از ترس اینکه مامان ناراحت شود که چرا لقمه‌ام را نخورده‌ام، سریع داخل جیب کاپشنم قایمش کردم. کتاب‌ها را مرتب کردم و می‌خواستم کاپشنم را سر جالباسی بگذارم که مامان از آشپزخانه صدایم زد و گفت بروم نانوایی.
کد خبر: ۱۸۷۵۳۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۸

خانه زیبای ارنست همینگوی به فروش گذاشته شد + تصاویر
خانه‌ای در شیکاگو که زمانی ارنست همینگوی و همسر اولش هادلی ریچاردسون در آن زندگی می‌کردند، برای نخستین بار پس از ۵۵ سال برای فروش گذاشته شد.
کد خبر: ۲۰۴۶۷۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۷

یادداشت نوجوان | مادر یعنی زندگی
سلام خداجانم. از شما به اندازه همه‌ی آسمان‌ها و ستاره‌هایی که آفریدی تشکّر می‌کنم که به من پدر و مادر دادی تا زندگی کنم.
کد خبر: ۱۹۶۹۶۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۷

مشهد، هزارتوی تاریخ و داستان!
تاریخ مشهد چه پیشنهاد‌هایی برای داستان نویسان دارد؟
کد خبر: ۲۰۴۴۳۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۶

داستان کودک | انشایی برای مادرم
انشا نوشتن کار جالبی است. می‌توانید درباره‌ی هر چیزی انشا بنویسید. مریم قرار بود برای کسی یا چیزی که بیش از همه دوستش دارد انشا بنویسد.
کد خبر: ۱۹۶۹۷۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۶

داستان نوجوان | مخصوص مامان
درست یک ساعت و ۲۰ دقیقه بود که داشتم به حرف‌های عماد گوش می‌دادم. گوش‌هایم نزدیک بود سوت بکشند و از سرم دود بلند شود.
کد خبر: ۱۹۷۰۰۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۳

داستان نوجوان | توپ پنچر
اگر مهیار صدایش را درنیاورده بود، اگر با دست‌های لرزان و عرق‌کرده و چشم‌های خجالت‌زده‌اش به آقای مسعودی خیره نشده بود، اگر با طرز حرف زدن استرسی‌اش سیر تا پیاز ماجرای آن روز را لو نداده بود...
کد خبر: ۲۰۳۳۲۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۲

داستان کودک | غول‌غولک و پاستیل‌های نارنگی
غول‌غولک هر کاری می‌کرد اشک‌هایش بند نمی‌آمد. از وقتی رفت توی نارنگی و بیرون آمد، همه‌اش دلش می‌خواست گریه کند.
کد خبر: ۲۰۲۱۷۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۰

داستان نوجوان | دوست زمستانی ما
سلامتی ما به هم ارتباط دارد. اگر یک نفر به بیماری‌های ویروسی مانند سرماخوردگی یا آنفلوانزا مبتلا شود، با رعایت نکردن نکات بهداشتی و فاصله از دیگران، ممکن است به‌سرعت بقیه را نیز دچار مشکل کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۶

نگاهی به ۲ کتاب برگردانده‌شده به فارسی درباره امام هشتم (ع) و روزگارشان
کتاب‌های نوشته شده درباره امام هشتم(ع) می‌تواند مواد خام و دانسته‌هایی در اختیار نویسنده فارسی‌زبان بگذارد که بر کیفیت اثر ادبی او‌ می‌افزاید.
کد خبر: ۲۰۲۴۵۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۶

نام نویسنده مشهدی در میان نامزدهای جایزه ادبی «جلال»
نامزدهای بخش‌های رمان و داستان بلند، مجموعه داستان، نقد ادبی و مستندنگاری شانزدهمین دوره جایزه «جلال آل‌احمد» درحالی معرفی شدند که نام جواد رستم‌زاده، نویسنده مشهدی، نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود.
کد خبر: ۲۰۱۸۲۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۳

داستان کوتاه | شب مسابقات، استرس ممنوع
همین‌طور که فکرهایم تا عمق آسمان پیش می‌روند، ناگهان یک تکه ابر بزرگ روی آسمان پهن می‌شود. دیگر نه ماه پیداست، نه همان چند ستاره. فکر اینکه فردا دوباره نوک مدادهایم بشکنند یا خودکارهایم ننویسند دست‌هایم را سرد می‌کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۷۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۲

داستان نوجوان | انارهای شب یلدا
چهارشنبه بود. طبق معمول، کمی زودتر تعطیل شده بودیم اما این زود تعطیل شدن دلیل خوبی برای اینکه با لبخندی پهن ‌و‌ چهره‌ای خوشحال و خندان وارد خانه بشوم نبود.
کد خبر: ۱۹۲۷۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۲

داستان کودک | شب یلدا  کنار «باباجان‌ها»
مادر سه جعبه‌ی شیرینی خانگی رژیمی پخته بود. دوقلوها هم دفترهای نقاشی‌هایشان را برداشته بودند. بابا هم کلی هدیه‌های کوچک خریده بود که همه با هم کاغذ کادویشان کرده بودند.
کد خبر: ۱۹۲۷۵۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۳۰

داستان نوجوان | گروه  انار پخش‌کن‌های  شب یلدا
یلدا خیلی قشنگ است، یک شب پر از شادی و لبخند و قصه، پر از میوه‌های خوش‌مزه مانند هندوانه و انار. بابا‌بزرگ دلش می‌خواست شب یلدا که شد، همه‌ی اهل محل انار داشته باشند، انارهای شیرین و قرمز و آب‌دار.
کد خبر: ۱۹۲۷۵۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۳۰

داستان نوجوان | مهمانی ما
امروز باز هم سر همین کنترل کوچک به مشکل خوردم. البته فکر می‌کنم این دفعه حق کاملا با بابا بود. او معتقد است در جشن و دورهمی‌های خانوادگی بهتر است تلویزیون خاموش باشد.
کد خبر: ۱۹۲۷۶۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۲۹

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->