داستان - صفحه 20

داستان

| شهرآرانیوز
تلاشم برای نخوابیدن توی قطار راه به جایی نبرده است، این را از جایی می‌فهمم که متصدی واگن به در می‌زند و می‌گوید: «ایستگاه مشهد نزدیکه». چشمانم را باز می‌کنم و به نور‌های مسکوت ورودی شهر مشهد که کنار ریل صف کشیده اند نگاه می‌کنم.
تلاشم برای نخوابیدن توی قطار راه به جایی نبرده است، این را از جایی می‌فهمم که متصدی واگن به در می‌زند و می‌گوید: «ایستگاه مشهد نزدیکه». چشمانم را باز می‌کنم و به نور‌های مسکوت ورودی شهر مشهد که کنار ریل صف کشیده اند نگاه می‌کنم.
کد خبر: ۱۵۷۲۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

امسال حس و حال عجیبی دارم. انگار توی دلم یک پنجره به آسمان باز شده است.
امسال حس و حال عجیبی دارم. انگار توی دلم یک پنجره به آسمان باز شده است.
کد خبر: ۱۵۰۵۵۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

به کمک داستان سفید ماجرایی برای خود شرح دهید.
به کمک داستان سفید ماجرایی برای خود شرح دهید.
کد خبر: ۱۵۵۴۶۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

نوروز بود و اشجار همه پر از گل و شکوفه بودند و بعد از افطار بساتین و باغ‌ها پر می‌شد از این رعیت نازنینی که می‌آمدند و افطار کنار هم رزق حلال طیب طاهر نوش جان می‌کردند.
نوروز بود و اشجار همه پر از گل و شکوفه بودند و بعد از افطار بساتین و باغ‌ها پر می‌شد از این رعیت نازنینی که می‌آمدند و افطار کنار هم رزق حلال طیب طاهر نوش جان می‌کردند.
کد خبر: ۱۵۶۸۹۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۴

سلام حرفی زیباست. پذیرفتن آغازی دوباره و از راه رسیدن حس و حالی تازه است.
سلام حرفی زیباست. پذیرفتن آغازی دوباره و از راه رسیدن حس و حالی تازه است.
کد خبر: ۱۵۰۵۳۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۳

شاید همه‌ی ما اسم ننه‌بهار و عمو نوروز را شنیده باشیم اما هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کنیم که آن‌ها واقعا وجود داشته باشند.
شاید همه‌ی ما اسم ننه‌بهار و عمو نوروز را شنیده باشیم اما هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کنیم که آن‌ها واقعا وجود داشته باشند.
کد خبر: ۱۵۰۵۰۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۰۷

سلام بچه‌ها، خوش اومدین به کارگاه نمایشنامه‌نویسی!
سلام بچه‌ها، خوش اومدین به کارگاه نمایشنامه‌نویسی!
کد خبر: ۱۵۰۵۲۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۰۶

چفت شیشه جلو تاکسی، روی داشبورد یک کیسه شفاف گره زده نایلونی بود. مقداری آب توش بود و دو ماهی کوچک قرمز.
چفت شیشه جلو تاکسی، روی داشبورد یک کیسه شفاف گره زده نایلونی بود. مقداری آب توش بود و دو ماهی کوچک قرمز.
کد خبر: ۱۵۴۹۲۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۳

یا این آینه‌های کوفتی تصویر را درست نشان نمی‌دهند یا اصلا ما آدم‌ها توی آینه درست نگاه نمی‌کنیم.
یا این آینه‌های کوفتی تصویر را درست نشان نمی‌دهند یا اصلا ما آدم‌ها توی آینه درست نگاه نمی‌کنیم.
کد خبر: ۱۵۴۵۳۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۱

دانه‌های برف دانه‌دانه داشت از آسمان پایین می‌ریخت و هوا را حسابی یخ و برفی کرده بود. کلاغ‌سیاهه نه لانه داشت، نه غذا.
دانه‌های برف دانه‌دانه داشت از آسمان پایین می‌ریخت و هوا را حسابی یخ و برفی کرده بود. کلاغ‌سیاهه نه لانه داشت، نه غذا.
کد خبر: ۱۵۳۸۰۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۰

گوشی اش را از توی جیبش د رآورد. جست وجو کرد زیارت عاشورا با صدای فرهمند و دکمه پلی را زد و گذاشت روی سینه مسعود.
گوشی اش را از توی جیبش د رآورد. جست وجو کرد زیارت عاشورا با صدای فرهمند و دکمه پلی را زد و گذاشت روی سینه مسعود.
کد خبر: ۱۵۲۷۶۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۱۰

اتوبوس پشت ترافیک ظهرگاهی گیر کرده بود و آرام آرام و متر به متر پیش می‌رفت. هواگرم شده بود و دِرمقابل راننده باز بود. یک پرنده خاکستری رنگ هراسان از در وارد شد جوری که انگار تحت تعقیب پرنده‌ای شکاری باشد.
اتوبوس پشت ترافیک ظهرگاهی گیر کرده بود و آرام آرام و متر به متر پیش می‌رفت. هواگرم شده بود و دِرمقابل راننده باز بود. یک پرنده خاکستری رنگ هراسان از در وارد شد جوری که انگار تحت تعقیب پرنده‌ای شکاری باشد.
کد خبر: ۱۵۲۵۹۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۹

اسفند که از راه می‌رسد، نسیم ملایمی که صورتم را نوازش می‌کند، عطر بهار که در خیابان‌های شهر ‌می‌پیچد، من این‌شکلی می‌شوم: پرامیدتر، مهربان‌ و شادمان.
اسفند که از راه می‌رسد، نسیم ملایمی که صورتم را نوازش می‌کند، عطر بهار که در خیابان‌های شهر ‌می‌پیچد، من این‌شکلی می‌شوم: پرامیدتر، مهربان‌ و شادمان.
کد خبر: ۱۴۹۵۸۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۹

در هر شهری که قدم می‌گذاشتیم و با اهالی اش اختلاط می‌فرمودیم اصرار اکید داشتند که شهرشان مرکز کاینات است و خداوند در هیچ جای دیگری شهری، چون شهر آن‌ها خلق نکرده است.
در هر شهری که قدم می‌گذاشتیم و با اهالی اش اختلاط می‌فرمودیم اصرار اکید داشتند که شهرشان مرکز کاینات است و خداوند در هیچ جای دیگری شهری، چون شهر آن‌ها خلق نکرده است.
کد خبر: ۱۵۲۳۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۸

برای ما که از دیوار‌های صاف هم بالا می‌رفتیم قلاب گرفتن یک امر حیاتی و ژئوپولتیک بود.
برای ما که از دیوار‌های صاف هم بالا می‌رفتیم قلاب گرفتن یک امر حیاتی و ژئوپولتیک بود.
کد خبر: ۱۵۲۱۳۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۷

هر طرف شهر را که نگاه می‌کنی شور و شادی موج می‌زند. ریسه‌ی پرچم‌های رنگی که به مناسبت جشن بزرگ مبعث پیامبر اسلام* و تولد امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) کوچه‌ها را زیباتر کرده است واقعا دیدنی است.
هر طرف شهر را که نگاه می‌کنی شور و شادی موج می‌زند. ریسه‌ی پرچم‌های رنگی که به مناسبت جشن بزرگ مبعث پیامبر اسلام* و تولد امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) کوچه‌ها را زیباتر کرده است واقعا دیدنی است.
کد خبر: ۱۴۹۸۳۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۶

شبکه‌ AMC، با انتشار یک تصویر از آغاز رسمی مراحل تولید سریال فرعی مجموعه The Walking Dead «مردگان متحرک» با محوریت شخصیت‌های ریک و میشون خبر داد.
شبکه‌ AMC، با انتشار یک تصویر از آغاز رسمی مراحل تولید سریال فرعی مجموعه The Walking Dead «مردگان متحرک» با محوریت شخصیت‌های ریک و میشون خبر داد.
کد خبر: ۱۵۱۷۶۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۶

آقا مستقیم؟ - راننده تاکسی- از سمت داخل- در جلو را باز کرد و گفت: بفرمایید، ایشالا هممون صراط مستقیم بریم! بیا بالا عزیز.
آقا مستقیم؟ - راننده تاکسی- از سمت داخل- در جلو را باز کرد و گفت: بفرمایید، ایشالا هممون صراط مستقیم بریم! بیا بالا عزیز.
کد خبر: ۱۵۱۳۳۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۲

بعد سال‌ها نقره خانم وانت سوار شدیم، یاد از جوانی کردیم، کیفور شدیم، یکان خواننده خوش صدایی هم توی آن ماسماسک ماشین می‌خواند.
بعد سال‌ها نقره خانم وانت سوار شدیم، یاد از جوانی کردیم، کیفور شدیم، یکان خواننده خوش صدایی هم توی آن ماسماسک ماشین می‌خواند.
کد خبر: ۱۵۱۱۸۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۱

هرکجای جهان، مسئولی پشت میزش نشسته باشد باید بداند که روزی... ساعتی... و دقیقه‌ای می‌رسد که او بیاید و آرام به در شیشه‌ای دفترش تقه بزند و وارد شود.
هرکجای جهان، مسئولی پشت میزش نشسته باشد باید بداند که روزی... ساعتی... و دقیقه‌ای می‌رسد که او بیاید و آرام به در شیشه‌ای دفترش تقه بزند و وارد شود.
کد خبر: ۱۵۰۹۰۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۳۰

پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->