داستان - صفحه 19

داستان

| شهرآرانیوز
غلامعلی هرکجا می‌رفت همان ژست خاص خودش را می‌گرفت که می‌گفت از یک یارویی به اسم همفری بوگارت یاد گرفته.
غلامعلی هرکجا می‌رفت همان ژست خاص خودش را می‌گرفت که می‌گفت از یک یارویی به اسم همفری بوگارت یاد گرفته.
کد خبر: ۱۶۱۳۷۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۰

آفتاب، نور خوش رنگش را روی علف‌های آبی پهن کرده بود. قورباغه‌ی خال‌خال‌پشمی از برکه‌ی زردرنگ بیرون پرید و خودش را روی چمن‌ها خشک کرد.
آفتاب، نور خوش رنگش را روی علف‌های آبی پهن کرده بود. قورباغه‌ی خال‌خال‌پشمی از برکه‌ی زردرنگ بیرون پرید و خودش را روی چمن‌ها خشک کرد.
کد خبر: ۱۶۰۹۳۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۹

مسافران دیگر هم از راه رسیده بودند و پای اتوبوس منتظر بودند، اما مرد میان سال و همسرش در رکاب اتوبوس ایستاده بودند.
مسافران دیگر هم از راه رسیده بودند و پای اتوبوس منتظر بودند، اما مرد میان سال و همسرش در رکاب اتوبوس ایستاده بودند.
کد خبر: ۱۶۰۴۸۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۵

به کمک داستان سفید ماجرایی برای خود شرح دهید.
به کمک داستان سفید ماجرایی برای خود شرح دهید.
کد خبر: ۱۶۰۰۷۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۵

مهین راد در کتاب «زنی که چشم هایش را در خانه جا می‌گذاشت» روایت‌هایی کوتاه، اما خیال انگیز و خلاقانه عرضه کرده که گاه خواندن آن با لذت ادبی همراه است و گاهی خواننده را به اندیشیدن وامی دارد.
مهین راد در کتاب «زنی که چشم هایش را در خانه جا می‌گذاشت» روایت‌هایی کوتاه، اما خیال انگیز و خلاقانه عرضه کرده که گاه خواندن آن با لذت ادبی همراه است و گاهی خواننده را به اندیشیدن وامی دارد.
کد خبر: ۱۶۰۲۸۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۴

صدای اذان بلند شد. بساط سفره‌ی افطار در حیاط پهن بود. سارا به همراه مادر و پدرش پس از نماز مشغول خوردن افطار شدند.
صدای اذان بلند شد. بساط سفره‌ی افطار در حیاط پهن بود. سارا به همراه مادر و پدرش پس از نماز مشغول خوردن افطار شدند.
کد خبر: ۱۵۰۵۲۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۳۱

اسم من الهام است و خیلی خوش‌حالم که دیگر به سن تکلیف رسیده‌ام و توانستم امسال برای اولین‌بار یک روزه‌ی کامل بگیرم.
اسم من الهام است و خیلی خوش‌حالم که دیگر به سن تکلیف رسیده‌ام و توانستم امسال برای اولین‌بار یک روزه‌ی کامل بگیرم.
کد خبر: ۱۵۰۵۴۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۳۱

دو سرباز لاغر اندام کوله به پشت با سر تراشیده در ایستگاه بعد وارد قطار شدند. روبه روی مرد ایستادند و کوله شان را جلو پایشان گذاشتند.
دو سرباز لاغر اندام کوله به پشت با سر تراشیده در ایستگاه بعد وارد قطار شدند. روبه روی مرد ایستادند و کوله شان را جلو پایشان گذاشتند.
کد خبر: ۱۵۹۵۴۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

در عید نوروز یکی از سنت های ایرانی گذاشتن ماهی قرمز بر سر سفره هفت‌سین است، بیایید درباره سرنوشت ماهی‌های قرمز هفت‌سین بخوانیم.
در عید نوروز یکی از سنت های ایرانی گذاشتن ماهی قرمز بر سر سفره هفت‌سین است، بیایید درباره سرنوشت ماهی‌های قرمز هفت‌سین بخوانیم.
کد خبر: ۱۵۰۴۹۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

به نظر من، خوشبختی مثل آب است: آرام، زیبا و ملایم، دلچسب و خوش‌رنگ، جذاب و گران‌بها، و من خوشبختم.
به نظر من، خوشبختی مثل آب است: آرام، زیبا و ملایم، دلچسب و خوش‌رنگ، جذاب و گران‌بها، و من خوشبختم.
کد خبر: ۱۵۳۷۶۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

نویسندگی برای کارلوس روئیث ثافون ناگزیری یا نفرین بوده؛ نفرینی که گرفتار شدن به آن را دوست داشته است و در آن غوطه ور شدن را.
نویسندگی برای کارلوس روئیث ثافون ناگزیری یا نفرین بوده؛ نفرینی که گرفتار شدن به آن را دوست داشته است و در آن غوطه ور شدن را.
کد خبر: ۱۵۹۲۳۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۸

دیوار شهرک و آی از دیوار شهرک. هرکسی می‌توانست بعد از کلی تقلا خودش را برساند آن بالا دنیا می‌آمد توی مشتش.
دیوار شهرک و آی از دیوار شهرک. هرکسی می‌توانست بعد از کلی تقلا خودش را برساند آن بالا دنیا می‌آمد توی مشتش.
کد خبر: ۱۵۹۱۱۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۷

آنچه که علما و حکما و رسولان الهی گفته اند که دانایی نیکوست و ساعتی تفکر بهتر از هفتاد رکعت صلاة است دانایی و آگاهی از اخبار دالر و سکه و طلا و ملک نیست. دانستن این‌ها هم نیکوست لکن به قاعده ...
آنچه که علما و حکما و رسولان الهی گفته اند که دانایی نیکوست و ساعتی تفکر بهتر از هفتاد رکعت صلاة است دانایی و آگاهی از اخبار دالر و سکه و طلا و ملک نیست. دانستن این‌ها هم نیکوست لکن به قاعده ...
کد خبر: ۱۵۹۱۱۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۷

سلام بچه‌ها! به کارگاه نمایشنامه‌نویسی خوش آمدید! امروز می‌خواهیم با هم یک نمایش بازی کنیم.
سلام بچه‌ها! به کارگاه نمایشنامه‌نویسی خوش آمدید! امروز می‌خواهیم با هم یک نمایش بازی کنیم.
کد خبر: ۱۵۰۵۳۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۷

از گوشه‌ی پرده بیرون را نگاه می‌کنم. پنجره تا جایی که جا دارد باز است و نسیم ملایمی که در گرمای خورشید داغ شده است به داخل اتاق می‌تابد.
از گوشه‌ی پرده بیرون را نگاه می‌کنم. پنجره تا جایی که جا دارد باز است و نسیم ملایمی که در گرمای خورشید داغ شده است به داخل اتاق می‌تابد.
کد خبر: ۱۵۵۴۴۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۶

اتفاقی که امشب برای من افتاد مثل یک معجزه بود، معجزه‌ای که هیچ وقت از ذهنم پاک نمی‌شود.
اتفاقی که امشب برای من افتاد مثل یک معجزه بود، معجزه‌ای که هیچ وقت از ذهنم پاک نمی‌شود.
کد خبر: ۱۵۲۵۱۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۲

می‌گفت اگر شب قدر را کسی عبادت کند و آن قدر خالص باشد و با تمام وجود قلب پاکش را روبه روی خدا بگذارد یک اتفاق می‌افتد؛
می‌گفت اگر شب قدر را کسی عبادت کند و آن قدر خالص باشد و با تمام وجود قلب پاکش را روبه روی خدا بگذارد یک اتفاق می‌افتد؛
کد خبر: ۱۵۷۹۱۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۰

بابابزرگ پیمان و پریا به خانه‌ی آن‌ها آمده بود. مادر برای افطار آش رشته پخته بود. پیمان گفت: «می‌شه امشب روی پشت بوم افطار کنیم؟»
بابابزرگ پیمان و پریا به خانه‌ی آن‌ها آمده بود. مادر برای افطار آش رشته پخته بود. پیمان گفت: «می‌شه امشب روی پشت بوم افطار کنیم؟»
کد خبر: ۱۵۲۴۹۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۰

دیگر تصمیمم را گرفته‌ام. فردا حتما مثل مامان و بابا روزه‌ام را کامل می‌گیرم.
دیگر تصمیمم را گرفته‌ام. فردا حتما مثل مامان و بابا روزه‌ام را کامل می‌گیرم.
کد خبر: ۱۵۳۷۵۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۷

در این روز‌های ماه مبارک رمضان نگاهی انداخته ایم به چند رمان و داستان کوتاه که درباره شیطان نوشته شده است.
در این روز‌های ماه مبارک رمضان نگاهی انداخته ایم به چند رمان و داستان کوتاه که درباره شیطان نوشته شده است.
کد خبر: ۱۵۷۵۰۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۷

پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->