داستان - صفحه 25

داستان
| شهرآرانیوز
داستان کوتاه نوجوان | مهربانی، گرما دارد
قمری کوچک دیگر توانی برای پر و بال زدن نداشت. آن را در میان دستانش گرفت. بدن پرنده‌ی کوچک سرد بود.
کد خبر: ۱۹۳۲۰۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۰۶

داستان نوجوان | یک مشت ارزن، یک مشت گندم
خیلی‌ها وقتی گندم و خرده نان و خرده غذایی دارند، آن‌ها را برای پرنده‌ها می‌ریزند. شما تا به حال این کار را کرده‌اید؟
کد خبر: ۱۹۵۴۷۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۰۲

بیست و پنجمین جشنواره بین المللی قصه گویی خراسان رضوی به کار خود پایان داد
مرحله استانی بیست و پنجمین جشنواره بین المللی قصه گویی در استان خراسان رضوی با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.
کد خبر: ۱۹۵۶۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۹

حکایت آن کشتی و آدم هایش
یاد داریم شهید و حکیم سیاست، میرزاتقی خان امیرکبیر، رحمه ا... جایی به جد کبیرمان مرحوم ناصر الدین فرموده بودند اگر محصول یک ساله می‌خواهید گندم بکارید، اگر محصول ده ساله می‌خواهید گردو بکارید و اگر محصول صدساله می‌خواهید انسان پرورش بدهید.
کد خبر: ۱۹۵۳۵۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۸

یادداشت نوجوان | ستاره باش مثل پرستار
امروز برای من که هم مادرم و هم پدرم پرستارند روز پرافتخاری است. اینکه شغل پدر و مادر کسی پرستاری باشد زندگی‌اش را جالب می‌کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۶۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۸

داستان نوجوان | خداقوت بابا
ناگهان می‌ایستی. در آینه به خودت نگاه می‌کنی. برخلاف همیشه لباس‌هایت کمی نامرتب است و به نظر می‌آید که به‌اندازه‌ی یک کوه خسته‌ای.
کد خبر: ۱۸۲۹۱۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۸

داستان نوجوان | جایزه‌ی طلایی
برای دهمین بار به برگه‌ی توی دستم خیره شدم. اسامی کتاب‌هایی را که ‌نوشته بودم مرور کردم: «کنســـرو غـــول» مهدی رجبی، «دروازه‌ی مردگان» حمیدرضا شاه‌آبادی، «اژدهای چهاربال» مریم عزیزی، «دلقک» هدی حدادی و «هستی» فرهاد حسن‌زاده.
کد خبر: ۱۸۵۰۴۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۵

داستان کودک | کتاب‌های امید
کتاب‌ها نشسته بودند توی قفسه و چرت می‌زدند. خیلی وقت بود کسی سراغشان نیامده بود. ورق‌هایشان از بس باز نشده بود درد گرفته و روی سرشان خاک نشسته و روی جلد بعضی‌هایشان عنکبوت تار تنیده بود.
کد خبر: ۱۸۵۰۳۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۴

داستان نوجوان | خوب شد که آمدید!
این‌جوری شد که جلو خانه‌ی ننه‌جان حسابی شلوغ شد. پر از زن و مرد و بچه شد. بعضی‌ها با خودشان کاسه هم آورده بودند. همه‌‌شان هم یک قاشق توی جیبشان گذاشته بودند.
کد خبر: ۱۷۷۴۶۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۴

داستان نوجوان | این برگ‌ها مال همه است!
درخت تازه می‌خواست داد بزند و چیزی بگوید اما باد فرصتی به او نداد و توی یک چشم به هم زدن، وزید و برگ‌های زیر درخت را فوت کرد و به همه‌جا پاشید.
کد خبر: ۱۷۷۴۲۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۳

درس‌های داستان نویسی(۱)| چه کسی می‌تواند داستان بنویسد؟
اگر در ارائه تعریف از «غریزه» سخت گیر نباشیم، داستان نویسی را می‌توان امری غریزی دانست.
کد خبر: ۱۹۳۸۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۰

داستان کودک | پس‌اندازهای خوب
بعضی‌ها دوست دارند همیشه یک چیزهایی را برای روزی که شاید چاره‌ای نداشته باشند کنار بگذارند، چیزهایی مثل پول و لباس و خوراکی و ... . آقاموشه هم این‌طور بود.
کد خبر: ۱۹۳۲۰۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۸

اتاق فکر علیه فرسودگی
در دهه ۶۰ میلادی، جان بارتِ آمریکایی در واکنش به داستان‌های بی خاصیت زمانه اش – داستان‌هایی که از فرط تکرار شکل‌های کلاسیک و مدرن، اثرگذاری اش را از دست داده بود - مقاله «ادبیات فرسودگی» را منتشر کرد. اگرچه بارت بعد‌ها در ادعای خود تجدیدنظر کرد، اصل قضیه درخور درنگ بسیار است.
کد خبر: ۱۹۳۵۱۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۸

داستان کودک | نوکم پر از حرف است!
بعضی‌ها همیشه عادت دارند سر و صدا کنند و با این کارشان همسایه‌ها را کلافه کنند. گنجشکی هم این‌طور بود. از بس جیک‌جیک می‌کرد.
کد خبر: ۱۸۵۰۸۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۴

درباره سفر زندگی و نویسندگی | گزارشی از نشست صمیمانه با پروانه محسنی آزاد، همسر بیژن نجدی
نشست صمیمانه با پروانه محسنی آزاد، همسر بیژن نجدی درباره سفر زندگی و نویسندگی در کافه کتاب آفتاب مشهد برگزار شد.
کد خبر: ۱۹۱۹۴۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۰

داستان نوجوان | دستکش‌های بوکس چرمی
وارد خــانـــه کــه شدم، از خوشحالی دویدم سمت آشپزخانه. بوی غذای مامان غوغا کرده بود. بالای سر اجاق ایستادم و در قابلمه را برداشتم. نگاه خریدارانه‌ای به محتویاتش انداختم.
کد خبر: ۱۸۵۰۹۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۹

داستان نوجوان | روزی برای من
بابا دیــس گرد مســـی را بینمان گذاشت. به نان‌های سنگک کنجدی و کباب‌های داغ اشار کرد و گفت: بسم‌ا... . بفرمایید. ازگرسنگی بی‌طاقت شده بودم.
کد خبر: ۱۷۷۴۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۸

داستان کودک | چه هسته‌های قشنگی!
همه ترشی‌های خوش‌مزه و رنگارنگ را دوست دارند. نبات خانم هم این‌طور بود. دلش می‌خواست کلی ترشی درست کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۷

داستان کودک | شلغم ریزه
شلغم‌ها برای سرماخوردگی خیلی مفیدند اما خیلی از بچه‌ها شلغم‌ها را دوست ندارند. از مزه و بوی شلغم خوششان نمی‌آید. شلغم کوچولو از این موضوع ناراحت بود.
کد خبر: ۱۸۷۵۴۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۳

داستان نوجوان | امام مهربانم، تولدت مبارک
همـه‌ی بــچـه‌ها شعرهای قـشنگ بلدند، شعرهایی که آن‌ها را برای دیگران می‌خوانند. نرگس هم یک شعر خیلی قشنگ بلد بود.
کد خبر: ۱۸۲۸۷۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۲

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->