داستان - صفحه 24

داستان
| شهرآرانیوز
داستان نوجوان | انارهای شب یلدا
چهارشنبه بود. طبق معمول، کمی زودتر تعطیل شده بودیم اما این زود تعطیل شدن دلیل خوبی برای اینکه با لبخندی پهن ‌و‌ چهره‌ای خوشحال و خندان وارد خانه بشوم نبود.
کد خبر: ۱۹۲۷۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۲

داستان کودک | شب یلدا  کنار «باباجان‌ها»
مادر سه جعبه‌ی شیرینی خانگی رژیمی پخته بود. دوقلوها هم دفترهای نقاشی‌هایشان را برداشته بودند. بابا هم کلی هدیه‌های کوچک خریده بود که همه با هم کاغذ کادویشان کرده بودند.
کد خبر: ۱۹۲۷۵۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۳۰

داستان نوجوان | گروه  انار پخش‌کن‌های  شب یلدا
یلدا خیلی قشنگ است، یک شب پر از شادی و لبخند و قصه، پر از میوه‌های خوش‌مزه مانند هندوانه و انار. بابا‌بزرگ دلش می‌خواست شب یلدا که شد، همه‌ی اهل محل انار داشته باشند، انارهای شیرین و قرمز و آب‌دار.
کد خبر: ۱۹۲۷۵۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۳۰

داستان نوجوان | مهمانی ما
امروز باز هم سر همین کنترل کوچک به مشکل خوردم. البته فکر می‌کنم این دفعه حق کاملا با بابا بود. او معتقد است در جشن و دورهمی‌های خانوادگی بهتر است تلویزیون خاموش باشد.
کد خبر: ۱۹۲۷۶۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۲۹

هم‌اندیشی داستان‌نویسان و فیلم‌نامه‌نویسان خراسان در پاتوق «سیمرغ»
اولین پاتوق اقتباس سیمرغ در سینما هویزه مشهد برگزار شد.
کد خبر: ۲۰۰۸۳۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۲۸

داستان نوجوان | چه تاریک شد!
خیلی از خانم‌ها توی خانه روضه می‌گیرند و خانم‌های همسایه و فامیل را دعوت می‌کنند تا بیایند روضه گوش کنند. خانم‌گلی هم روضه داشت.
کد خبر: ۱۹۷۵۰۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۲۲

داستان کوتاه | دوستان خوب
هوا ابری بود و باد سردی می‌وزید. زنگ خانه‌ها را که زدند، بچه‌ها با شور و هیجان از کلاس‌ها بیرون آمدند. صدای رعد و برق به گوش رسید و پس از چند دقیقه باران نرمی باریدن گرفت.
کد خبر: ۱۷۷۴۷۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۱۴

داستان نویس باید بَلَدِ شهرش باشد | گزارشی از نشست «خاطرات تاریخی شهر و نقشه راه داستان نویس» در دانشگاه فردوسی مشهد
احتمالا تاریخ مانند حلقه‌های پیاز مدام دارد تکرار می‌شود و ما اگر آن واقعه را خوانش و به جهان داستان امروز دعوت کنیم، آن را می‌فهمیم و هضمش می‌کنیم و معاصرش می‌کنیم.
کد خبر: ۱۹۶۸۹۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۰۶

داستان کوتاه نوجوان | مهربانی، گرما دارد
قمری کوچک دیگر توانی برای پر و بال زدن نداشت. آن را در میان دستانش گرفت. بدن پرنده‌ی کوچک سرد بود.
کد خبر: ۱۹۳۲۰۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۰۶

داستان نوجوان | یک مشت ارزن، یک مشت گندم
خیلی‌ها وقتی گندم و خرده نان و خرده غذایی دارند، آن‌ها را برای پرنده‌ها می‌ریزند. شما تا به حال این کار را کرده‌اید؟
کد خبر: ۱۹۵۴۷۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۰۲

بیست و پنجمین جشنواره بین المللی قصه گویی خراسان رضوی به کار خود پایان داد
مرحله استانی بیست و پنجمین جشنواره بین المللی قصه گویی در استان خراسان رضوی با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.
کد خبر: ۱۹۵۶۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۹

حکایت آن کشتی و آدم هایش
یاد داریم شهید و حکیم سیاست، میرزاتقی خان امیرکبیر، رحمه ا... جایی به جد کبیرمان مرحوم ناصر الدین فرموده بودند اگر محصول یک ساله می‌خواهید گندم بکارید، اگر محصول ده ساله می‌خواهید گردو بکارید و اگر محصول صدساله می‌خواهید انسان پرورش بدهید.
کد خبر: ۱۹۵۳۵۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۸

یادداشت نوجوان | ستاره باش مثل پرستار
امروز برای من که هم مادرم و هم پدرم پرستارند روز پرافتخاری است. اینکه شغل پدر و مادر کسی پرستاری باشد زندگی‌اش را جالب می‌کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۶۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۸

داستان نوجوان | خداقوت بابا
ناگهان می‌ایستی. در آینه به خودت نگاه می‌کنی. برخلاف همیشه لباس‌هایت کمی نامرتب است و به نظر می‌آید که به‌اندازه‌ی یک کوه خسته‌ای.
کد خبر: ۱۸۲۹۱۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۸

داستان نوجوان | جایزه‌ی طلایی
برای دهمین بار به برگه‌ی توی دستم خیره شدم. اسامی کتاب‌هایی را که ‌نوشته بودم مرور کردم: «کنســـرو غـــول» مهدی رجبی، «دروازه‌ی مردگان» حمیدرضا شاه‌آبادی، «اژدهای چهاربال» مریم عزیزی، «دلقک» هدی حدادی و «هستی» فرهاد حسن‌زاده.
کد خبر: ۱۸۵۰۴۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۵

داستان کودک | کتاب‌های امید
کتاب‌ها نشسته بودند توی قفسه و چرت می‌زدند. خیلی وقت بود کسی سراغشان نیامده بود. ورق‌هایشان از بس باز نشده بود درد گرفته و روی سرشان خاک نشسته و روی جلد بعضی‌هایشان عنکبوت تار تنیده بود.
کد خبر: ۱۸۵۰۳۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۴

داستان نوجوان | خوب شد که آمدید!
این‌جوری شد که جلو خانه‌ی ننه‌جان حسابی شلوغ شد. پر از زن و مرد و بچه شد. بعضی‌ها با خودشان کاسه هم آورده بودند. همه‌‌شان هم یک قاشق توی جیبشان گذاشته بودند.
کد خبر: ۱۷۷۴۶۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۴

داستان نوجوان | این برگ‌ها مال همه است!
درخت تازه می‌خواست داد بزند و چیزی بگوید اما باد فرصتی به او نداد و توی یک چشم به هم زدن، وزید و برگ‌های زیر درخت را فوت کرد و به همه‌جا پاشید.
کد خبر: ۱۷۷۴۲۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۳

درس‌های داستان نویسی(۱)| چه کسی می‌تواند داستان بنویسد؟
اگر در ارائه تعریف از «غریزه» سخت گیر نباشیم، داستان نویسی را می‌توان امری غریزی دانست.
کد خبر: ۱۹۳۸۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۰

داستان کودک | پس‌اندازهای خوب
بعضی‌ها دوست دارند همیشه یک چیزهایی را برای روزی که شاید چاره‌ای نداشته باشند کنار بگذارند، چیزهایی مثل پول و لباس و خوراکی و ... . آقاموشه هم این‌طور بود.
کد خبر: ۱۹۳۲۰۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۸

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->