داستان - صفحه 31

داستان
| شهرآرانیوز
کارگاه نمایشنامه‌نویسی | روزه‌داری باران
سلام بچه‌ها! به کارگاه نمایشنامه‌نویسی خوش آمدید! امروز می‌خواهیم با هم یک نمایش بازی کنیم.
کد خبر: ۱۵۰۵۳۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۷

داستان نوجوان | مهربان‌تر از مادر
از گوشه‌ی پرده بیرون را نگاه می‌کنم. پنجره تا جایی که جا دارد باز است و نسیم ملایمی که در گرمای خورشید داغ شده است به داخل اتاق می‌تابد.
کد خبر: ۱۵۵۴۴۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۶

داستان کودک | بهتر از هزار شب
اتفاقی که امشب برای من افتاد مثل یک معجزه بود، معجزه‌ای که هیچ وقت از ذهنم پاک نمی‌شود.
کد خبر: ۱۵۲۵۱۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۲

پسربچه‌ای که آرزوهایش زیر بالش ماند
می‌گفت اگر شب قدر را کسی عبادت کند و آن قدر خالص باشد و با تمام وجود قلب پاکش را روبه روی خدا بگذارد یک اتفاق می‌افتد؛
کد خبر: ۱۵۷۹۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۰

داستان کودک و نوجوان | شب قدر بابابزرگ و پیمان
بابابزرگ پیمان و پریا به خانه‌ی آن‌ها آمده بود. مادر برای افطار آش رشته پخته بود. پیمان گفت: «می‌شه امشب روی پشت بوم افطار کنیم؟»
کد خبر: ۱۵۲۴۹۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۰

داستان کودک | روزه‌ای که باطل نشد
دیگر تصمیمم را گرفته‌ام. فردا حتما مثل مامان و بابا روزه‌ام را کامل می‌گیرم.
کد خبر: ۱۵۳۷۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۷

نگاهی به چند رمان و داستان کوتاه درباره  شیطان | سایه اهریمن
در این روز‌های ماه مبارک رمضان نگاهی انداخته ایم به چند رمان و داستان کوتاه که درباره شیطان نوشته شده است.
کد خبر: ۱۵۷۵۰۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۷

وقت سحر
تلاشم برای نخوابیدن توی قطار راه به جایی نبرده است، این را از جایی می‌فهمم که متصدی واگن به در می‌زند و می‌گوید: «ایستگاه مشهد نزدیکه». چشمانم را باز می‌کنم و به نور‌های مسکوت ورودی شهر مشهد که کنار ریل صف کشیده اند نگاه می‌کنم.
کد خبر: ۱۵۷۲۲۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

داستان نوجوان | خاصیت ماه من
امسال حس و حال عجیبی دارم. انگار توی دلم یک پنجره به آسمان باز شده است.
کد خبر: ۱۵۰۵۵۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

کارتون | داستان سفیدی از ماجراهای من و بابام
به کمک داستان سفید ماجرایی برای خود شرح دهید.
کد خبر: ۱۵۵۴۶۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

طیاره هم از عجایب صنعتی است
نوروز بود و اشجار همه پر از گل و شکوفه بودند و بعد از افطار بساتین و باغ‌ها پر می‌شد از این رعیت نازنینی که می‌آمدند و افطار کنار هم رزق حلال طیب طاهر نوش جان می‌کردند.
کد خبر: ۱۵۶۸۹۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۴

داستان کودک | ماه کامل
سلام حرفی زیباست. پذیرفتن آغازی دوباره و از راه رسیدن حس و حالی تازه است.
کد خبر: ۱۵۰۵۳۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۳

داستان کودک | مأموریت عمو نوروز
شاید همه‌ی ما اسم ننه‌بهار و عمو نوروز را شنیده باشیم اما هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کنیم که آن‌ها واقعا وجود داشته باشند.
کد خبر: ۱۵۰۵۰۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۰۷

نمایشنامه | پرخوری عید ممنوع!
سلام بچه‌ها، خوش اومدین به کارگاه نمایشنامه‌نویسی!
کد خبر: ۱۵۰۵۲۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۰۶

نهنگ‌های کوچک قرمز
چفت شیشه جلو تاکسی، روی داشبورد یک کیسه شفاف گره زده نایلونی بود. مقداری آب توش بود و دو ماهی کوچک قرمز.
کد خبر: ۱۵۴۹۲۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۳

مظنه آدمیزاد چند
یا این آینه‌های کوفتی تصویر را درست نشان نمی‌دهند یا اصلا ما آدم‌ها توی آینه درست نگاه نمی‌کنیم.
کد خبر: ۱۵۴۵۳۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۱

داستان کودک | کلاه پشمی آقابزرگه
دانه‌های برف دانه‌دانه داشت از آسمان پایین می‌ریخت و هوا را حسابی یخ و برفی کرده بود. کلاغ‌سیاهه نه لانه داشت، نه غذا.
کد خبر: ۱۵۳۸۰۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۰

آدم خوشگل بمیره...
گوشی اش را از توی جیبش د رآورد. جست وجو کرد زیارت عاشورا با صدای فرهمند و دکمه پلی را زد و گذاشت روی سینه مسعود.
کد خبر: ۱۵۲۷۶۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۱۰

یاکریم یا موسی کوتقی
اتوبوس پشت ترافیک ظهرگاهی گیر کرده بود و آرام آرام و متر به متر پیش می‌رفت. هواگرم شده بود و دِرمقابل راننده باز بود. یک پرنده خاکستری رنگ هراسان از در وارد شد جوری که انگار تحت تعقیب پرنده‌ای شکاری باشد.
کد خبر: ۱۵۲۵۹۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۹

داستان نوجوان | معجزه‌ی زمان
اسفند که از راه می‌رسد، نسیم ملایمی که صورتم را نوازش می‌کند، عطر بهار که در خیابان‌های شهر ‌می‌پیچد، من این‌شکلی می‌شوم: پرامیدتر، مهربان‌ و شادمان.
کد خبر: ۱۴۹۵۸۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۹

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->