تدبیری که شیعه را از نابودی نجات داد و دشمن را رسوا کرد | پیروز بی‌شمشیر

  • کد خبر: ۴۳۶۵۵۴
  • ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۳
تدبیری که شیعه را از نابودی نجات داد و دشمن را رسوا کرد | پیروز بی‌شمشیر
ایام پایانی ماه صفر، فرصتی برای تأمل در سه مقطع سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است. اما در این میان، شاید کمتر به صلح امام حسن مجتبی (ع) به‌مثابه یک راهبرد قهرمانانه و حیاتی نگریسته شده باشد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ایام پایانی ماه صفر، فرصتی برای تأمل در سه مقطع سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است. اما در این میان، شاید کمتر به صلح امام حسن مجتبی (ع) به‌مثابه یک راهبرد قهرمانانه و حیاتی نگریسته شده باشد؛ صلحی که اگر نبود، به تعبیر ائمه معصوم (ع)، شیعه «مندرس» می‌شد و از میان می‌رفت.

در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعباس لاجوردی، محقق و نویسنده، با گشودن این روایت محوری، به بازخوانی صلح مظلومانه و درعین‌حال سرفرازانه امام حسن مجتبی (ع) می‌پردازیم.

اگر صلح او نبود، شیعه مندرس می‌شد

بحث را با روایتی تکان‌دهنده از معصومان (ع) آغاز می‌کنیم که فرموده‌اند: «اگر صلح جد ما امام حسن مجتبی نبود، شیعه از بین می‌رفت و مندرس می‌شد.» درباره امام‌حسین (ع) فراوان گفته شده است که اسلام را با خون خود، احیا و بنی‌امیه را مضمحل کرد. اما این روایت، نوری تازه بر راهبردی متفاوت می‌تاباند.

همواره بنی‌امیه‌ها و معاویه‌های زمان درپی بازگرداندن دین به جاهلیت بوده‌اند. در این میدان، کسانی که تحت ولایت امیرالمؤمنین (ع) هستند، حافظ و احیاگر تشیع‌اند. صلح امام حسن (ع)، نه یک عقب‌نشینی، که دقیقا همان احیاگری بود؛ همان احیاگری و زمینه‌سازی که اگر نبود، خون سیدالشهدا (ع) نیز بر زمین می‌ماند و کار ایشان هم به نتیجه نمی‌رسید.

تلقی نادرست از صلح

چرا بیشتر، صلح را مساوی با ذلت می‌پنداریم؟ تصور رایج این است که هرکه تن به صلح می‌دهد، ضعیف و مایه خواری مؤمنان است و درمقابل، هرکه به هر قیمتی می‌ایستد و فریاد می‌زند، مجاهد است. اما واقعیت این است که فریاد بدون زمینه و ریشه، نتیجه‌ای جز به خطر انداختن دوستان، تحریک دشمن و افزودن مشکل برای حجت خدا و مؤمنان ندارد.

تاریخ شیعه، نمونه‌های این قیام‌های بی‌بنیاد را در دوران امام‌صادق (ع) به یاد دارد؛ یارانی خالص که حضرت را به قیام فرامی‌خواندند، اما امام می‌فرمود: «هنوز زمان ما نرسیده است.» حرکت قوی و ثمربخش، ریشه قوی و موقعیت مناسب می‌خواهد.

درسی از عصر غیبت برای امروز ما

این منطق دقیقا در مورد امام زمان (عج) نیز صدق می‌کند. برای حرکت جهانی حضرت، دو اصل ضروری است: اول، تغییر تلقی و بینش مردم و دوم، تربیت کادر. اگر امام غایب است، تکلیف ما بیشتر می‌شود. «أفضل‌الأعمال انتظارالفرج» به معنای گوشه‌گیری نیست؛ انتظار یعنی آماده‌سازی و زمینه‌سازی.

امام راحل (ره) و امام شهید انقلاب نیز چنین کردند؛ یعنی جامعه را حفظ و قوی کردند. اگر امروز ایران به قدرتی تبدیل شده که دشمنان را به وحشت انداخته است و آنها را تحریم و تهدید می‌کند، ثمره همان مقاومت و زمینه‌سازی هوشمندانه است. اگر ریشه‌ها محکم نبود، دشمن نیازی به این همه دشمنی نمی‌دید.

چرا دین بدون ولایت، نابود می‌شود؟

چرا فرمودند اگر صلح او نبود، شیعه مندرس می‌شد؟ چون شیعه، تجلی دین کامل است؛ دینی که خداوند در غدیر فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ...: امروز دینتان را کامل کردم.» پیش از آن، به پیامبر (ص) خطاب شد: «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ... وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ». اگر ولایت ابلاغ نمی‌شد، رسالت ابتر بود.

رسول خدا (ص) مقدمات را چید، اما توطئه سقیفه، دوستان امیرالمؤمنین (ع) را محدود و درب خانه ولایت را به آتش کشید. حضرت زهرا (س) را که حجت ناطق دفاع از ولایت بود، به شهادت رساندند و حضرت امیرالمؤمنین (ع) ۲۵ سال خانه‌نشین شدند. طرح نابودی دین را دشمنان از همان‌جا آغاز کردند که این طرح با مجاهدات اهل‌بیت (ع) ناکام ماند.

خوارج دیروز؛ تهدید همیشه جبهه حق

سال‌ها گذشت تا مفاسد و تبعیض‌های قومی (عرب و عجم) سر باز کرد و مردم به حضرت امیرالمؤمنین (ع) روی آوردند. حضرت ابتدا نپذیرفتند و فرمودند: «مرا رها کنید؛ من حکومت را طلاق داده‌ام.»، اما اصرار مردم و اتمام حجت (لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّه بِوُجُودِ النّاصِرِ...)، ایشان را به پذیرش واداشت و هنوز حکومت آغاز نشده بود که فتنه‌ها شروع شد؛ جنگ جمل، جنگ صفین و سپس ماجرای خوارج.

در آستانه پیروزی بر معاویه، فریب‌خوردگان با شعار «لا حُکمَ إلّا لِلّهِ» ظهور کردند؛ همان شعار به‌ظاهر حقی که امروز هم برخی را می‌فریبد، غافل از اینکه خداوند، حکم را به رسول اکرم (ص) و پس از او به عترتش واگذار کرد و فرمود: «إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلّوا: اگر تمسک به این هردو باشد، گمراهی از بین می‌رود.»

امام جوان؛ میراث‌دار فتنه‌ها و خیانت‌ها

پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، بار ولایت بر دوش امام حسن مجتبی (ع) قرار گرفت؛ امامی جوان، شجاع و آزموده در دل فتنه‌ها. اما جامعه اسلامی خسته از جنگ‌های متوالی، گرفتار شعار‌های بیجای خوارج و نفوذ منافقان بود؛ همانان که آنجا که باید سکوت می‌کردند، فریاد می‌زدند و آنجا که باید می‌جنگیدند، شمشیر به‌سوی دوستان می‌کشیدند.

امام سه‌بار سپاه را برای رویارویی با معاویه بسیج کرد، اما هربار با سستی و خیانت فرماندهان خریداری‌شده روبه‌رو شد. سکه‌های طلای معاویه، ایمان سست‌عنصران را هدف گرفته بود. این بخش از تاریخ زندگی امام‌مجتبی (ع) را نباید از خاطر دور داشت.

سیاست کثیف دربرابر راهبرد پاک

دشمن امام‌حسن (ع)، با دشمن امام‌حسین (ع) تفاوتی بنیادین داشت؛ یزید، احمقی مست و آشکارا بی‌دین بود که با حماقت خود، چهره پلید بنی‌امیه را رو کرد. اما معاویه سیاستمداری نابغه و به‌شدت پیچیده بود. او هرگز نمی‌گفت «من دین را می‌خواهم نابود کنم»، بلکه با روکشی از دین‌داری و با شعار «حفظ خون مسلمانان»، درپی استحاله اسلام به یک نظام قبیلگی عربی بود. قرآن بر سر نیزه کردن او در صفین، یک نمایش سیاسی برای فریب شامیان بود. او می‌خواست ریشه را بخشکاند، بی‌آنکه صدای قطع شدنش شنیده شود. رویارویی با چنین دشمنی، نه با شمشیر که با بصیرت و راهبردی هوشمندانه، ممکن بود.

هنر امام حسن (ع)؛ حفظ جان شیعه و خریدن زمان با صلح

امام حسن (ع) دربرابر معاویه سه راه داشت: ۱. جنگی فرسایشی با سپاهی سست‌عنصر و کشته شدن شیعیان؛ ۲. تسلیم بدون قیدوشرط؛ ۳. صلحی شرافتمندانه با شروطی که چهره دشمن را افشا کند. آن حضرت، راه سوم را برگزید و با شروطی محکم (مثل تعیین نکردن جانشین، تعرض‌نشدن به شیعیان و پرداخت غرامت)، صلح را پذیرفت.

این صلح، به هیچ‌وجه یک عقب‌نشینی ذلت‌بار نبود، بلکه دقیقا همان راهبردی بود که حضرت امیرالمؤمنین (ع) نیز در سقیفه برگزید؛ یعنی خرید زمان. چون جامعه باید می‌فهمید، کادر باید ساخته می‌شد و نفاق معاویه باید برای همگان آشکار می‌شد. این صلح، تشیع را از خطر انقراض فوری نجات داد.

صلح قهرمانانه و ۳ رکن بقای تشیع

سلام و درود خدا بر آن امام سرفراز که مظلومانه، قهرمان بی‌شمشیر تاریخ شد. کار او نشان داد که بقای مکتب اهل‌بیت (ع) بر سه رکن استوار است: رهبری قائم به قسط که زمان را بشناسد، مردم پای‌کار و بی‌تفاوت نبودن و همچنین مکتب بالنده و اصیل. امام‌حسن (ع) هر سه رکن را در سخت‌ترین شرایط حفظ کرد؛ صلحی که نه‌تنها شیعه را از «مندرس» شدن نجات داد، بلکه زمینه قیام عاشورا را نیز فراهم کرد و همین است معنای «پیروز بی‌شمشیر».

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.