به گزارش شهرآرانیوز، به باور تحلیلگران، محدودیتهای ظرفیت استخراج، زمانبر بودنِ توسعه معادن جدید و چالشهای زیستمحیطی، دولتها و شرکتهای بزرگ را ناچار کرده است تا استراتژیهای زنجیره تأمین خود را بازنگری کنند. آنچه تا دیروز تنها یک «چالش مدیریت پسماند» محسوب میشد، امروز به یک فرصت راهبردی صنعتی تبدیل شده است.
باتریهای لیتیوم-یون شفافترین نمونه از این تحول هستند. برای سالها، دغدغه اصلی بازار جهانی، تأمین لیتیوم، نیکل، کبالت و گرافیت از معادن بود؛ اما اکنون کانون توجه به سمت بازیابی این مواد از باتریهای مستعمل چرخیده است. شرکتهای پیشرو در این حوزه، اکنون مدعی بازیابی بیش از ۹۵ درصد از لیتیوم، نیکل، کبالت و مسِ موجود در باتریهای اسقاطی و ضایعات تولیدی هستند. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۵۰، بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از تقاضای جهانی برای این مواد کلیدی میتواند از طریق فعالیتهای بازیافت تأمین شود.
صنعت خورشیدی نیز با چالش مشابهی روبروست. اگرچه توسعه نیروگاههای خورشیدی مصرف مواد خام را به شدت افزایش داده، اما پیشرفتهای تکنولوژیک در فرآیندهای لیزری و روشهای فلوتاسیون (شناورسازی)، بازیابی نقره و سیلیکون با خلوص بسیار بالا را اقتصادی کرده است. برآوردهای موسسه «ریستاد انرژی» نشان میدهد که ارزش اقتصادی مواد بازیافتشده از پنلهای خورشیدی، از حدود ۲ میلیارد دلار فعلی به رقمی در حدود ۸۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۵۰ جهش خواهد کرد. در آیندهای نه چندان دور، نیروگاههای خورشیدی جدید به جای اتکا به استخراج نقره و سیلیکون نو، از مواد بازیافتشده نسلهای پیشین خود تغذیه خواهند کرد.
در بخش انرژی بادی نیز شاهد ابتکارات جالبی هستیم؛ به ویژه در بازیافت پرههای توربین که به دلیل مواد کامپوزیتی همواره چالشبرانگیز بودند. شرکتهای بزرگی نظیر «وئولیا» (Veolia) با خرد کردن این پرهها، آنها را به جایگزینی برای زغالسنگ، سیلیس و سنگآهک در کورههای سیمانسازی تبدیل کردهاند. این فرآیند نه تنها تقاضا برای استخراج مواد معدنی اولیه را کاهش میدهد، بلکه به کاهش ردپای کربنی صنایع سیمان و ساختمان نیز کمک میکند.
فراتر از تولید انرژی، بخش نادیده گرفتهشده این جریان، زیرساختهای فعلی شبکه برق است. با برنامههای گسترده جهانی برای نوسازی شبکهها و تقویت انتقال انرژی، حجم عظیمی از مس، آلومینیوم و فولاد در زیرساختهای فرسوده نهفته است. استخراج این مواد از خطوط انتقال قدیمی و بازگرداندن آنها به چرخه تولید، میتواند بخش قابلتوجهی از نیازهای زیرساختیِ «گذار انرژی» را بدون فشار مضاعف بر معادن زمین پوشش دهد.
در مجموع، شواهد نشان میدهد که گذار انرژی در حال گذار از یک مدل خطی (استخراج-مصرف-دورریز) به یک مدل چرخشی است. این پارادایم جدید نه تنها امنیت عرضه مواد معدنی را در میانمدت تقویت میکند، بلکه با کاهش هزینههای استخراج و فرآوری، به پایداری اقتصادی پروژههای انرژی پاک نیز کمک شایانی خواهد کرد.