مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ نام «سراب» به عنوان یک محله در مشهد، در قیاس با نامهایی مانند «سناباد»، «نوغان» و «چهنو»، چندان قدیمی نیست. در متون مربوط به جغرافیای مشهد در دوره تیموری، نشانی از نام محلهای به نام سراب (یا مکانی به این نام) در محدوده شهری نمیبینیم. شهابالدین عبدا... خوافی (مشهور به «حافظ ابرو»، درگذشته سال ۸۳۳ قمری) در کتاب جغرافیای خود، از محلات مشهد با این نامها یاد میکند: «کاریز»، «سناباد»، «چاهنو» (چهنو)، «دستجرد»، «منصوریه»، «ابوبکرآباد» و «پسباره» و در یادداشتهای او نیز، نشانی از نام «سراب»، یا اسمی نزدیک به این عنوان وجود ندارد. تکاپوها برای یافتن این نام و دادن اعتبار تاریخی به آن، در ادوار پیش از صفویه، یکسره به ناامیدی ختم میشود. احتمالا قدیمیترین نشان از اسمِ مکانِ «سراب» را «قاضی احمد بن شرفالدینحسین حسینی منشی قمی» (درگذشته ۹۸۵ قمری) در کتاب «خلاصةالتواریخ» ذکر میکند؛ آنجا که ذیل بررسی حوادث سال ۹۶۲ قمری، به ورود یکی از شاهزادگان صفوی به مشهد، در دوران امارت ابراهیممیرزا صفوی میپردازد و مینویسد: «آنگاه که از نیشابور گذشته متوجه مشهد مقدس شدند، خود با امراى تابین و سادات و موالى و اعیان مشهد مقدسه تا موضع علاقهبند و بازۀ عارفى به استقبال مبادرت نموده در ساعت سعید ایشان را در راه بیرون دروازۀ سراب به باغ شاهى (منظور چهارباغ است) آورده آنجا فرود آوردند... از درب سراب تا در چهارباغ که گذرگاه آن شاهزاده بود بر نَهْجى وقوع یافت که رَشک خُلدبرین و نگارخانۀ چین گردید و آوازۀ خوبى و لطافت این آیین به بلاد ماوراءالنهر و سایر بلاد خراسان رسید.» در واقع قدیمیترین نشان از عنوان «سراب» در مشهد، مربوط به دروازهای با این نام است.
به نظر میرسد که پس از دوره صفویه، نام سراب به تدریج به عنوان محلهای وسیع در غرب مشهد تثبیت شد؛ اما این محدوده پیش از آنکه عنوان «سراب» بگیرد، چه نام داشت؟ مهدی سیدی در مقدمه تصحیح کتاب «نفوذ ارض اقدس» (نخستین سرشماری شهر مشهد و تدوین شده زینالعابدینمیرزای قاجار)، محله سراب را پس از نوغان، قدیمیترین محله مشهد دانسته و آن را با محدوده سناباد قدیم تطبیق دادهاست. سیدی مینویسد: «سناباد یکی از قراء قدیمی همجوار مشهد، واقع در یک میلی غرب آن (حدود ۱۶۰۰ متری) بودهاست.» او در متن، برای اثبات این ادعا، به کتاب «معجمالبلدان» یاقوت حموی (درگذشته ۶۲۶ قمری) ارجاع میدهد و نتیجه میگیرد که فضای فعلی محله سراب با سناباد قدیم انطباق دارد؛ در حالی که محتوای کتاب مذکور چیز دیگری است. یاقوت در متن کتابش، ذیل عنوان «سناباد» مینویسد: «قریة بطوس فیها قبر الإمام علی بن موسى الرّضا ... بینها و بین مدینة طوس نحو میل» ([سناباد]روستایی در طوس است که آرامگاه امام علی بن موسیالرضا (ع) ... در آن قرار دارد. میان این روستا و شهر طوس حدود یک میل فاصله است.) بنابراین، تطبیق محله سراب با سناباد قدیم، با استناد به گزارش یاقوت حموی، چندان دقیق و قابل اعتنا نیست. علاوه بر این، پیداست که گزارش مذکور، حتی درباره موقعیت جغرافیایی سناباد نسبت به طوس (یا به طور صحیح تابران) هم، نمیتواند درست و قابل اتکاء باشد.
باید توجه داشت که منابع جغرافیایی و تاریخی، مرقد مطهر امام رضا (ع) را استقرار یافته بر روی اراضی روستای سناباد میدانند؛ «ابنحوقل» (درگذشته ۳۶۷ قمری) در کتاب «صورةالارض» مینویسد: «قبر علی بن موسیالرضا علیهالسلام در بیرون شهر نوقان است در مجاورت آن قبر رشید، در مقبرهای زیبا در قریهای به نام سناباد که حصنی استوار دارد و گروهی در آن معتکف هستند.» حال با عنایت به این نکات، آیا باید تطبیق لااقل بخشی از محدوده محله سراب قدیم را با اراضی سناباد کتمان کنیم؟
به نظر میرسد که در این زمینه نیز، باید با احتیاط عمل کرد. محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، در کتاب بسیار ارزشمند «مطلعالشمس» (جلد دوم) که در حدود سال ۱۳۰۰ قمری به رشته تحریر درآمدهاست، مینویسد: «قنات سناباد که در مشهد جاری است، مجرای آن در محله سراب از باغ عنبر میباشد که خود جزو موقوفه آستانه است و موافق شرط واقف، مقداری از آب این قنات به مطبخ آستانه میآید. شش دانگ قنات بر آستانه مقدسه وقف است.» وی اضافه میکند: «سایر قنواتی که در این شهر، بلکه در همین محله سراب جاری است عبارتست از قناتقلیچخانی، قنات ممیشخان، قنات محمدولیخان سردار قاجار ... قنات شیخ مؤمن کاظمینی، قنات رکنآباد و قنات سلسبیل». از گزارش اعتمادالسلطنه که در صحت آن تقریبا تردید نداریم، میتوان دو نکته مهم استنباط کرد:
نخست: با توجه به جاری بودن قنات سناباد، قدیمیترین قنات تاریخ مشهد، بر روی اراضی محله سراب، میتوان این احتمال را نسبتا قوی دانست که دستکم بخشی از اراضی این محله، قسمتی از زمینهای سناباد قدیم بودهاست. به دیگر سخن، علت انتساب اراضی محله سراب به سناباد قدیم، با توجه به مسئله عبور قنات کهنسال مشهد، استحکام بیشتری دارد تا استناد به گزارش یاقوت حموی.
دوم: ادعای دلیل نامگذاری محله (سراب یا سَرِآب) مبنی بر عبور قناتهای فراوان مشهد از میان این محله، میتواند تا حدود زیادی درست باشد.
اعتمادالسلطنه برای مشهد ابتدای قرن چهاردهم قمری، شش محله بزرگ و ۱۰ محله کوچک نام میبرد. سراب، طبق گزارش وی، یکی از محلات بزرگ مشهد است که «در سمت غربی [مشهد]و محله چهارباغ (از محلات کوچک) در غربی شهر است الا آنکه این محله به وسط شهر نزدیکتر و محله سراب دورتر میباشد. به این معنی که محله چهارباغ بین محله سراب و بست مبارک واقع شده و طرف غربی محله سراب وصل به باروی شهر است و این دو محله ... محاذی خیابان عُلیاست». طبق مستندات موجود تاریخی و نقشههای باقیمانده از دوره قاجار، به ویژه نقشه «کلنل دالمج» که مربوط به محرم سال ۱۲۸۶ قمری است؛ بخش عمدهای از محله سراب، شامل باغات بسیار گستردهای میشد که برخی از آنها مانند باغ امامجمعه، باغ عنبر، باغ خاننایب، باغ آصفالدوله و باغ سالار، از نظر طراحی و فضای سبز در زمره بهترین باغهای منطقه و بلکه خراسان بودهاند. قسمتی از این فضای سبز، در جبهه جنوب غربی، با تأسیس ارگ مشهد در دوره ملکمحمود سیستانی (حدود سال ۱۱۳۶ قمری) دچار تخریب شد. این تخریب، با هدف توسعه بناهای مربوط به ارگ حکومتی، مانند بنای «باروتکوبخانه»، «توپخانه»، «سربازخانه»، «غورخانه» و میدان بزرگ، شتاب بیشتری پیدا کرد و در دوره قاجار، بخش عمده فضاهای سبز این بخش از محله سراب، دچار نقصان شدهبود. بافت سبز این منطقه، به دلیل وجود درختان مشجر، به صورت مانع و سنگری طبیعی برای دفاع از محدوده ارگ حکومتی عمل میکرد. این محله در میانه دوره قاجار، حدود سال ۱۲۵۷ خورشیدی و زمان سرشماری زینالعابدینمیرزای قاجار، منطقهای اعیاننشین بود که در آن گروه مهمی از نخبگان علمی، هنری و اقتصادی شهر مشهد زندگی میکردند و خانههای اجارهای آن عمدتا در اختیار ثروتمندان دیگر بلاد و عُمّال حکومتی قرار داشت.
با این حال، توسعه بافت شهری در قلب فضای سبز قدیمی، این جرئت را به مردم عادی دادهبود که بافت مشجر آن را با ساخت خانه، کشیدن کوچههای طویل و تأسیس زیرساختها به ورطه نیستی بکشانند. در میان محله، عمارت «مصطفیقلیخان» یک سازه شاخص برای نشان دادن این تغییر کالبدی بود. رونق تکیههای «علیمردانخان»، «کربلائی معصومه»، «خواجه روشنایی» و حمامهای سراب و سالار، خبر از توسعه بافت شهری و ایجاد مناطق زیستی متراکمتر در محله سراب، از میانه قرن سیزدهم قمری به بعد میدهد. پس از شروع این تغییرات، بخش غربی این محله که در مجاورت باروی مستحکم شاهتهماسبی قرار داشت، گسترش بیشتری پیدا کرد. کنسولگری انگلیس در میانه قرن نوزدهم میلادی (نیمه دوم قرن سیزدهم قمری)، در قسمت غربی محله سراب و مجاورت زمینهای منطقه ارگ بنا شد. ایجاد کنسولگری که در فضای مرزی شهر قرار داشت، منطقهای برای تمرکز جدید اقلیتهای مذهبی ایجاد کرد. بعدها، ارامنه و سپس کلیمیها در بخشهای حاشیهای این منطقه ساکن شدند و با تأسیس مغازههایی مانند «برناردی» که توزیع کننده اقلام وارداتی و غربی گوناگون در مشهد بود، بافت فرهنگی این بخش نیز، دستخوش تغییرات اساسی شد؛ آنگونه که اولین سینماهای مشهد، نخستین فضای سبز مدرن و با الگوی غربی شهر (میدان ارگ و باغ ملی بعدی با طراحی مسیو لولو مستشار اداره گمرکات) و نیز، اولین خیابان دارای چراغبرق (کوچه ارگ) در همین منطقه پا گرفت و منشأ تغییرات کالبدی بیشتر در سطح مشهد شد.
محله سراب با تأسیس کوچههایی مانند جنت و خیابانهایی مانند ارگ (امام خمینی امروزی)، در ادوار بعدی، برای مدتی نسبتا طولانی موقعیت خود را به عنوان منطقه اعیانی مشهد حفظ کرد. این مسئله، به ویژه باعث سکونت افراد متمولی مانند «حاج حسین ملک» در آن و زمینهساز احداث تأسیسات مختلف زیرساختی، از ادارات گوناگون دولتی و نظامی تا قدیمیترین بیمارستان همچنان فعال شهر مشهد (بیمارستان منتصریه؛ تأسیس: ۱۲۹۸ خورشیدی) در این محدوده شد. هر چند که محله سراب در دهههای اخیر، رونق گذشته خود را تا حد زیادی از دست داده، اما همچنان میراثدار تحولات تاریخی و پیشینه ۱۲۰۰ ساله شهر مقدس مشهد است.