الیوم که بر یکی از شوارع مشهد عزیز قدم میزدیم و یاد از گذشته میکردیم، پیرزالی دیدیم نحیف و ریزه میزه.
کد خبر: ۱۶۶۴۴۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۰۷
سالها بود که در دلش تمنای عصیان و طغیانی نبود. سالها بود که نماز و روزهاش از سر عادت و تجارت نبود. سالها در سرما و گرما رفته بود حرم و هرچه میکرد و میگفت و میدید رفاقت بود و لطف. یک شلنگ نازک آبیرنگ و کپسولی بیستکیلویی رفیق این سالهایش بود.
کد خبر: ۱۶۵۷۷۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۰۳
در مطبوعات قلم زدن، از مردم گفتن و برای مردم گفتن است. از طرفی، قلمت را سمباده میزنی و نرم و لطیفش میکنی که کسی دردش نیاید و به کسی بر نخورد و کسی از نان خوردن نیفتد و نانی هم قرض ندهی.
کد خبر: ۱۶۵۷۵۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۰۳
متروپل خبری سهمگین بود که اتفاق افتاد و خوزستان مظلوم یک بار دیگر بر پیکر مجروحش زخمی نشست جان کاهتر از زخمهای قبل.
کد خبر: ۱۶۵۵۶۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۰۲
دختر داشتن حس غریبی دارد. قشنگ میتوانی ببینی یک تکه از قلبت دارد جلویت راه میرود، لبخند میزند.
کد خبر: ۱۶۵۱۴۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۳۱
نزدیک ضریح شد و کاغذ را انداخت توی ضریح. بعد زیر لب زمزمه کرد: من این رباعیها را برای شما گفتم.
کد خبر: ۱۶۴۴۱۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۲۷
من خانه ام حوالی میدان فردوسی است در تهران و هر بار که از کنار آن پیرمرد باشکوه رد میشوم، نقل، نقل احیاگر زبان فارسی است.
کد خبر: ۱۶۴۱۵۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۲۵
پشت در اتاق زایمان منتظر بود. دوقلوها قرار بود بیایند و زندگی دونفره شان را حالا دوبرابر کنند.
کد خبر: ۱۶۳۲۴۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۲۰
اردیبهشت خانم را ببینید چه دلبر است، هر روزی یک لباس میپوشد، یکی از یکی هوش ربا تر، یکی از یکی رنگارنگتر ... تا چشم کار میکند عطر است و شکوفه و رنگ.
کد خبر: ۱۶۳۰۷۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۹
چند کفتار حلقه زده بودند بر گرد دخترکی نوگل و چونان رستم از راه رسید و با دست خالی به پیکار برخاست، کاردآجینش کردند جانکم. تیغی بر قلبش و تیغی بر ریه اش نشاندند و به دیار باقی رهسپارش کردند. چندین روز است دندان قروچه ایم و خشم.
کد خبر: ۱۶۲۶۴۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۷
و شب بود اقلیما. شغالها زوزه میکشیدند و هوای دهگاه ورم کرده و چرک بود، بوی پهن تازه و شکمبه خالی شده شتر دهگاه را برداشته بود.
کد خبر: ۱۶۱۹۴۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۳
داستان صوتی با عنوان «مرگ با طعم انگور» به قلم حامد عسکری را در ادامه بشنوید.
کد خبر: ۱۶۱۸۵۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۲
گویا روزی در بلاد فرنگ را روز لبخند و خنده نام گذاری کرده اند. هم خوشحال گشتیم و هم کمی دلگیر.
کد خبر: ۱۶۱۵۶۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۱
سروده تازهای است از حامد عسکری
کد خبر: ۱۶۰۶۶۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۶
تماشای فوتبال را در کارنامه نداشتیم که به لطف این دو وروجک سرتق تجربه کردیم و الحق هم شیرین بود و دل چسب، حالا بازی تمام شده داریم از گوشه گوشه اتاق پوست تخمه و پوست پرتقال و پسته جمع میکنیم.
کد خبر: ۱۶۰۲۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۴
اولین و تنها رویارویی ام با گوزن از نزدیک در روسیه بود در باغ وحش مسکو.
کد خبر: ۱۵۹۶۶۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۳۰
آنچه که علما و حکما و رسولان الهی گفته اند که دانایی نیکوست و ساعتی تفکر بهتر از هفتاد رکعت صلاة است دانایی و آگاهی از اخبار دالر و سکه و طلا و ملک نیست. دانستن اینها هم نیکوست لکن به قاعده ...
کد خبر: ۱۵۹۱۱۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۷
دل ظرف محبت و فیض خداست، جلو خانه کریمترین آدم شهر هم بروی و ظرف ببری و نذری بخواهی ظرفت کثیف باشد چیزی نمیریزد.
کد خبر: ۱۵۸۱۲۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۱
روایت حامد عسکری از جلسه شعر رهبر معظم انقلاب.
کد خبر: ۱۵۷۷۳۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۹
با برادرم یک مغازه کوچک لپ تاپ فروشی زده بودیم و با هم کار میکردیم، هم برادر بودیم هم شریک.
کد خبر: ۱۵۷۳۶۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۶