ژن ایرانی بیژن

  • کد خبر: ۴۴۹۲۴۰
  • ۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱
یادداشت
مردی بود که بر خلاف بقیه هنرمند‌های موسیقی به اصطلاح لس آنجلسی ریش می‌گذاشت، بر خلاف بقیه کت و شلوار سنگین رنگین می‌پوشید و خودش بود و سازش.
حامد عسکری
نویسنده حامد عسکری

سجاد یک روز صبح از خواب بیدار شد و گفت: می‌خواهم بروم کلاس ویولن، و این جمله برای بابا که عاشق صدای ویولن بود یعنی اینکه سجاد قرار بود یکی از آرزو‌های بابا را نه به اجبار که از روی شوق برآورده کند و پسرش ویولنیست بشود. آقای برخورداری در بم بهترین نوازنده ویولن بود، علمی و اصولی و روی نت یاد گرفته بود و هم کلاسی شادمهر بود. از همه مهم‌تر جوان بود و با نوجوان‌ها زبان مشترک داشت و همدیگر را می‌فهمیدند. سجاد، پدرم و آقای برخورداری یک روز رفتند کرمان و آخر شب برگشتند و یک ویولن حنایی رنگ توی یک قاب سبز مخملی، شد عضو جدید خانواده ما. آقای برخورداری یک روز آمد به سجاد دست گرفتن ساز، آرشه کشیدن و اجزای ساز را یاد داد و بعد یک حرکت رفت و آمد را روی همه سیم‌ها با سجاد تمرین کرد و بعد گفت: یک ماه همین رفت و آمد را انجام بده، دستت فرم بگیرد. یکی دوحلقه CD هم داد و گفت: ببین و به نحوه ساز دست گرفتن دقت کن و نواختن ویولنیست‌ها را ببین که مثل آن‌ها ساز دست بگیری تا من بروم سفر و برگردم. آن یک ماه خانه ما شده بود عین حیاط یک بیمارستان.

سجاد با ویولنش بی انگشت گذاری و رعایت نتی فقط آرشه می‌کشید و همین صدای آمبولانس ما را کلافه کرده بود. سجاد زل می‌زد به نواختن مرد سبیلویی که اسمش بیژن مرتضوی بود و من آنجا اولین بار بود که نامش را می‌شنیدم. مردی بود که بر خلاف بقیه هنرمند‌های موسیقی به اصطلاح لس آنجلسی ریش می‌گذاشت، بر خلاف بقیه کت و شلوار سنگین رنگین می‌پوشید و خودش بود و سازش. از نواختن اعجاز انگیزش هم نگویم. من عاشق تک نوازی هایش شدم و بعد‌ها دیدم چندتایی هم قطعه عاشقانه خوب خوانده است و مشتری اش شدم.

بیژن مرتضوی اسم امین حیایی در اخراجی‌ها هم بود، شوخی بامزه‌ای که ده نمکی با این نام کرده بود آن قدر روی شخصیت امین حیایی نشست که بعد‌ها امین حیایی شد سفیر محصولات یکی از کارخانه‌های غذایی که هم نام شخصیتش در اخراجی‌ها بود و هر وقت روی تابلو‌های شهری عکسش را کنار یکی از محصولات آن کارخانه می‌دیدم ناخود آگاه یاد او می‌افتادم در اخراجی ها، سیب روزگار چرخید و من دیگر دنبال کننده حرفه‌ای هیچ خواننده و موسیقی دانی نشدم تا چند روز پیش که خبر آمد قرار است بیژن مرتضوی قطعه‌ای برای میناب بخواند و منتشر کند. زدم پشت دستم،‌ای دل غافل دنیا را ببین، من معتقدم هر هنرمندی تعدادی آثار هنری خلق می‌کند که همه تمرین هستند، همه مشق‌اند برای یک کار، یک کار بزرگ و انگار آن تک نوازی‌های عجیب در سالن‌های بزرگ دنیا، آن تک نوازی در ارکستر‌های عجیب و غریب، مقدمه‌ای شد تا پنجه‌های استاد گرم شوند برای این قطعه. انگار همه و همه تمرین بوده‌اند تا حنجره استاد حاضر شود در دهه ششم زندگی اش کاری کند کارستان.

هنوز تا این لحظه قطعه کامل را نشنیده‌ایم ولی ناشنیده می‌گویم بر فرض، شعر و ملودی معمولی هم باشد نفس کار مهم است، مرتضوی شجاعت و رشادت فاصله گذاری با دشمنان وطنش را داشته حتی اگر پنج دقیقه به یاد بچه‌های مدرسه میناب و آمبولانس‌هایی که آمدند تا تکه تکه فرزندان ایران را ببرند از ویولن چندهزاردلاری اش فقط همان صدای آمبولانس را بشنویم باز هم کار ارزشمندی کرده است. بیژن مرتضوی منتهاالیه لذایذ دنیا را که ثروت و توجه و تشویق و سلفی و دیده شدن بود تجربه کرد و به همه آن‌ها در فرا و ورای مرز‌ها یک نه محکم گفت و تصمیم گرفت برای وطن کاری کند و آن را برای وطن ماندگار کند. نفس کار مرتضوی مهم است و بزرگ و از آن مهم‌تر باز کردن راه برای بقیه هنرمندان شریف و دوست داشتنی ایرانی است که برگردند به آغوش وطن. کار مرتضوی مهم است از این حیث که همه دشنام‌ها و تهدید‌ها و ایمیل‌ها و دایرکت‌های توهین و تحقیر را از سمت هواخواهان پسماند پهلوی به جان خرید، خون بچه‌های مظلوم میناب خونش را به جوش آورد و ایستادن در سمت درست تاریخ یعنی سمت وطن را انتخاب کرد. بیژن مرتضوی برای بچه‌های میناب خواند. خبر را برای سجاد فرستادم. چندتا چشم قلبی فرستاد، بعد گفت: این دنیا یک کنسرت تک نوازی از استاد به ما در تالار وحدت یا سالن اصلی برج میلاد بدهکار است. برایش نوشتم: آره والا. فکر کن «ای ایران» را بزند و همه ایستاده اشک بریزیم و بخوانیم.

آهان این را هم بگویم، سجاد کتاب یک خالقی را تمام نکرده بود که زلزله شد، «مرغ سحر» و «به رهی دیدم برگ خزان» و «ای ایران» را سجاد خوب می‌نواخت که زلزله سازش را بلعید و زیر دیوار مدفون شد، سجاد دلش نیامد دوباره ساز بخرد، سجاد هنوز توی خلوتش تک نوازی ویلون گوش می‌کند مخصوصا کار‌های استاد بیژن مرتضوی را.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.