تنها قشری هستند که آرزو میکنم همیشه بیکار باشند، همیشه حقوقشان را سر ماه بگیرند و دقیقا هیچ کاری نکنند جز حل کردن جدول در اتاق هایشان، جز والیبال بازی کردن و وزنه زدن توی حیاط ایستگاه هایشان و توی فضای مجازی چرخیدن و پیش خانواده هایشان بودن.
آتش نشانها را میگویم، زندگی عجیبی دارند، چون وقتی زنگ ایستگاهشان میخورد دوتا معنی دارد یا یک انسان یا انسانهایی جانشان در معرض خطر است یا یک زندگی دارد خاکستر میشود و اینجاست که ثانیهها کار میکنند. وقتی میگویم ثانیه، یعنی اینکه یک عدل لباس چندصدمیلیونی چندثانیه بیشتر طول نمیکشد تا بسوزد و هر ثانیه میلیونها و بلکه میلیاردها تومان ارزش مادی و معنوی دارد و این فرشتههای شریف شغلشان این است نگذارند زندگی کسی جهنم شود.
من توی پلاسکو بودم و میدیدم این قهرمانان گمنام چگونه با یک غول از کوره دررفته جنگیدند، من بودم و دیدم وقتی آن توده میلگرد سرخ را گذاشتند عقب تریلی که ببرندش چگونه آن توده سرخ صفحه فولادی کف تریلی را ذوب کرد و نزدیک بود جان چند نفرشان یکجا گرفته شود.
توی جنگ، توی زلزله، توی تصادف، توی هر اتفاقی که خطر تهدیدت میکند، این قشر مظلوم و قهرمان، رزمندههای خط اول کمکاند، البته بدون سلاح، بدون حمله و فقط با آرامشی که به سرعت آمیخته است.
آتش نشانها حق ندارند کم بیاورند، حق ندارند گوشی همراهشان روی حالت سکوت یا پرواز باشد و هربار که با خانواده شان خداحافظی میکنند و میگویند شب میبینمت یک چیزی توی دل خودشان و خانواده شریفشان چاک میخورد، یک تسبیح انگار پاره میشود.
بیایید به همدیگر از همین امروز قول بدهیم که اگر ماشین سرخ آتش نشانی پشت سرمان چراغ میداد و آژیر میکشید برایش سریع راه باز کنیم. گفتم که ثانیهها ارزشمندند... بیایید وقتی به ماشین آتش نشانی راه دادیم جلو که رفت نیندازیم پشت سرش و با سرعت او حرکت کنیم، ممکن است ماشین دیگری هم در مسیر باشد و با این کار عملیات را مختل میکنیم. به خدا زنگ زدن به این شیربچهها و مزاحم شدن و بعد فیلم و استوری و کلیپ درست کردن خیلی کار ترحم انگیز و احمقانهای است، چند دهه است که شوخی کردن و مزاحمت برای نهادهای امدادی منسوخ شده و دیگر خنده دار نیست.
روز آتش نشانهای را به این نهاد شریف و مردمی تبریک میگویم، به آتش نشانان زن و مردی که جانشان شبانه روز کف دستشان است و مراقب بهشت زندگی مردم هستند.
تقدیم به تمام آتش نشانان ایثارگر وطن.