درباره نویسنـده
امید مهدی نژاد

امید مهدی نژاد

شاعر و نویسنده

تعداد مطالب ۱۲۸
بازدید کل مطالب ۱۹۸,۵۵۳
کامنت های مطالب ۶

آخرین مطالب امید مهدی نژاد

حکایت ۵ جمله تأثیرگذار مخصوصا مورد پنجم

حکایت ۵ جمله تأثیرگذار مخصوصا مورد پنجم

روزی خبرنگار مجله حکمت و موفقیت که اخبار رویداد‌های مرتبط را در شمارگان بالا منتشر می‌کرد، پس از هماهنگی تلفنی برای انجام مصاحبه‌ای مطبوعاتی به نزد حکیم رفت.
کد خبر : ۲۰۲۰۷۹
۱۴۰۲/۱۰/۰۴ - ۱۶:۱۹
حکایت به هم خوردن یک مراسم خواستگاری

حکایت به هم خوردن یک مراسم خواستگاری

روزی از روز‌ها مامانِ یکی از پسران فامیل که به تازگی از خارج به داخل برگشته بود، از مامان دختر تقاضا کرد که برای انجام خواستگاری رسمی به منزل آن‌ها مراجعه کنند.
کد خبر : ۲۰۰۹۵۰
۱۴۰۲/۰۹/۲۸ - ۱۷:۰۶
حکایت اندرز حکیم در مسیر اوشان به فشم و حالا برعکس

حکایت اندرز حکیم در مسیر اوشان به فشم و حالا برعکس

سال‌ها پیش در ناحیه لواسانات حکیمی زندگی می‌کرد که برخلاف حکمای دیگر، حکیمی کاربردی بود و برای رفاه حال مراجعان خود، به آن‌ها توصیه‌ها و اندرز‌های کاربردی ارائه می‌کرد.
کد خبر : ۱۹۸۴۷۷
۱۴۰۲/۰۹/۱۴ - ۱۷:۱۲
حکایت وی و بلی

حکایت وی و بلی

در روزگاران قدیم، در دوران پادشاهی سلجوقیان، یکی از مفسدان اقتصادی که مقادیر زیادی اختلاس و سوءاستفاده از اموال عمومی کرده و مبالغ هنگفتی نیز از شاکیان خصوصی به جیب زده بود، در اثر هوشیاری مأموران، در چنگال قانون گرفتار شد.
کد خبر : ۱۹۴۰۷۵
۱۴۰۲/۰۸/۲۱ - ۱۹:۲۸
حکایت بی نتیجه غربال و پنبه

حکایت بی نتیجه غربال و پنبه

در روزگاران قدیم حکیمی که دو پسر داشت، شبی در ناحیه قلب خود دچار درد شد و پیش از آنکه مریدان وی را به بیمارستان برسانند جان به جان آفرین تسلیم کرد.
کد خبر : ۱۹۰۴۰۶
۱۴۰۲/۰۸/۰۱ - ۱۴:۳۳
حکایت حرفی که نگنجید

حکایت حرفی که نگنجید

قرن‌ها پیش و در واپسین سال‌های پادشاهی سلوکیان بر سرزمین ایران، اوضاع اقتصادی نابسامان و آشفته شد و در اثر برخی سیاست‌های داخلی و فشار‌های خارجی، صاحبان مشاغل شغل‌های خود را از دست دادند.
کد خبر : ۱۸۷۸۶۱
۱۴۰۲/۰۷/۱۷ - ۱۴:۵۹
حکایت باز شکاری و مرغ تپل

حکایت باز شکاری و مرغ تپل

در روزگاران نه چندان قدیم در نواحی مرکزی، یک باز شکاری زندگی می‌کرد که هرروز در طلب طعمه پر و بال می‌آراست تا جانوری را شکار و با آن شکم خود را سیر کند.
کد خبر : ۱۸۶۸۰۵
۱۴۰۲/۰۷/۱۰ - ۱۳:۵۸
حکایت فیل در تاریکی

حکایت فیل در تاریکی

در دوران حکومت سلطانشاهیان، تاجری از سرزمین هند به همراه مال التجاره‌ای فراوان وارد قونیه شد.
کد خبر : ۱۸۶۴۳۸
۱۴۰۲/۰۷/۰۸ - ۱۴:۳۳
حکایت پسر سوم و دو پسر دیگر

حکایت پسر سوم و دو پسر دیگر

در روزگاران قدیم در ایالت کَلیفرنیا تاجری زندگی می‌کرد که املاک و اموال بسیار داشت و صاحب تعدادی شرکت واردات و صادرات و صرافی و پاساژ بود.
کد خبر : ۱۷۴۵۳۹
۱۴۰۲/۰۴/۲۶ - ۱۸:۱۳
حکایت پاروزدن و نتیجه گرفتن در جنگل دوردست

حکایت پاروزدن و نتیجه گرفتن در جنگل دوردست

در روزگاران قدیم در روستایی در حاشیه جنگل دوردست حکیمی زندگی می‌کرد که از حکمای برجسته بود و تعدادی مرید خاص داشت که همواره در کنارش بودند و از خرمن حکمت و معنویت او توشه برمی داشتند.
کد خبر : ۱۷۳۵۳۰
۱۴۰۲/۰۴/۱۹ - ۲۱:۲۲
حکایت حکیمی که بلد نبود

حکایت حکیمی که بلد نبود

در روزگاران قدیم در روستایی در نواحی کوهستانی سرزمین چین، حکیمی دانشمند زندگی می‌کرد که مریدان زیادی داشت و هرروز آن‌ها را به سرچشمه‌های حکمت و معنویت و عرفان رهنمون می‌کرد.
کد خبر : ۱۷۳۱۸۴
۱۴۰۲/۰۴/۱۷ - ۱۶:۲۰
حکایت نیکی کردن و انداختن در دجله

حکایت نیکی کردن و انداختن در دجله

در روزگاران قدیم پادشاهی زندگی می‌کرد که مقر پادشاهی اش شهری در کنار رود دجله بود ...
کد خبر : ۱۷۲۶۱۵
۱۴۰۲/۰۴/۱۳ - ۱۲:۳۵
حکایت سیم خاردار

حکایت سیم خاردار

امید مهدی نژاد - شاعر و نویسنده
کد خبر : ۱۷۰۶۸۲
۱۴۰۲/۰۴/۰۱ - ۱۴:۴۹
حکایت یک حکیم و مجلس عروسی

حکایت یک حکیم و مجلس عروسی

در روزگاران نه چندان قدیم، در مرکز یکی از استان‌های مرکزی، حکیمی خردمند زندگی می‌کرد که با حکمت هایش در‌های دانش را روی مردم می‌گشود و آن‌ها را به سرچشمه‌های زندگی رهنمون می‌کرد.
کد خبر : ۱۷۰۳۰۹
۱۴۰۲/۰۳/۳۰ - ۱۸:۱۴
حکایت باد نخوت در تونل کم ارتفاع

حکایت باد نخوت در تونل کم ارتفاع

امید مهدی نژاد - شاعر و نویسنده
کد خبر : ۱۶۹۹۱۶
۱۴۰۲/۰۳/۲۸ - ۲۰:۲۳
حکایت آهوی زیبا و شوهرِ خر

حکایت آهوی زیبا و شوهرِ خر

در روزگاران قدیم در یکی از دشت‌های ناحیه مرکزی، نرسیده به کوه بلند، آهوی زیبا و رعنایی زندگی می‌کرد که مرکز توجه رهگذران و گردشگران و شاعران و ادبای روزگار بود.
کد خبر : ۱۶۸۶۹۲
۱۴۰۲/۰۳/۲۱ - ۱۵:۴۰
حکایت روباهِ پیر و خرگوش

حکایت روباهِ پیر و خرگوش

در روزگاران نه چندان قدیم، گرگ جوان گرسنه‌ای که در جست وجوی غذا بود، در حاشیه جنگلی دوردست خرگوشی را دید که بی خبر از همه جا مشغول خوردن هویج بود.
کد خبر : ۱۶۶۶۷۹
۱۴۰۲/۰۳/۰۸ - ۱۳:۲۹
حکایت شیر و مدیر برنامه‌ ریزی‌ اش

حکایت شیر و مدیر برنامه‌ ریزی‌ اش

شیر رو به گرگ و روباه کرد و از اوضاع کاروبار آن‌ها پرسید. گرگ گفت: مدتی است بیکارم و البته مسئولان مقصر نیستند و تقصیر خودم است که بیکارم، چون اگر کسی واقعا دنبال کار باشد، آن را پیدا می‌کند.
کد خبر : ۱۶۵۵۷۵
۱۴۰۲/۰۳/۰۲ - ۱۸:۲۵
حکایت کشاورز خوشبخت و روباه بدبخت

حکایت کشاورز خوشبخت و روباه بدبخت

در روزگاران قدیم در روستایی واقع در مناطق دوردست مرد کشاورزی زندگی می‌کرد که به سختی در مزرعه کار می‌کرد و چراغ تولید را روشن نگه می‌داشت.
کد خبر : ۱۶۴۶۶۵
۱۴۰۲/۰۲/۲۸ - ۱۳:۴۶
حکایت زن شاکی و ببر کوهستان

حکایت زن شاکی و ببر کوهستان

در روزگاران قدیم در سرزمین گوگوریو، زنی زندگی می‌کرد که از شوهر خود شاکی بود.
کد خبر : ۱۶۳۹۷۷
۱۴۰۲/۰۲/۲۴ - ۱۹:۱۰
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->