آیه شریف «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا؛ خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاه دارید»، مسئولیت خانواده را به یک فرد محدود نمیکند. زن و مرد، هر دو، دربرابر فضای تربیتی خانواده مسئولاند. همسران میتوانند یکدیگر را در مسیر ایمان، اخلاق و تربیت یاری کنند.
پدر میتواند زمینه رشد معنوی خانواده را فراهم کند و مادر نیز درکنار نقش عاطفی و تربیتی خود، در شکلگیری شخصیت فرزند و حفظ فضای معنوی خانه نقش اساسی دارد، از همینرو تربیت صحیح فرزند، پروژهای فردی نیست، بلکه یک مسئولیت مشترک خانوادگی است. تربیت باید از خانواده آغاز شود.
تربیت فرزند را نمیتوان به زمانی موکول کرد که کودک به سن مدرسه یا نوجوانی برسد. این فرایند از نخستین سنگبنای خانواده آغاز میشود؛ یعنی از انتخاب همسر، شکلگیری رابطه میان زن و شوهر و سپس از نخستین لحظات تولد فرزند. هرچه خانواده از ابتدا برپایه ایمان، اخلاق، محبت و مسئولیت شکل گرفته باشد، زمینه مناسبتری برای تربیت فرزند فراهم خواهد شد.
به تعبیر دیگر، تربیت فرزند از زمانی آغاز نمیشود که پدر و مادر نخستین توصیه تربیتی را به او میکنند، بلکه از زمانی آغاز میشود که فرهنگ و سبک زندگی والدین، دربرابر چشم او شکل میگیرد.
اهمیت هدایت انسان در فرهنگ اسلامی تا آنجاست که رسول خدا (ص) خطاب به حضرت امیرالمؤمنین (ع) هنگام اعزام ایشان برای هدایت مردم، فرمودند: «وَاللَّهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ بِکَ رَجُلًا وَاحِدًا خَیْرٌ لَکَ مِنْ أَنْ یَکُونَ لَکَ حُمْرُ النَّعَمِ: به خدا سوگند، اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب میکند.» (ر. ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۱، ص۳۶۰)
اگر هدایت یک انسان چنین ارزشی دارد، هدایت و تربیت اعضای خانواده که انسان سالها با آنان زندگی میکند و بیشترین تأثیر را از آنان میگیرد، اهمیت ویژهای خواهد داشت، بنابراین تربیت خانواده را نباید یک وظیفه فرعی و حاشیهای دانست. خانواده نخستین مدرسه انسان است و پدر و مادر، نخستین مربیان او هستند. آیه «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا» درحقیقت یک مسئولیت بزرگ را دربرابر ما قرار میدهد: هم خود را حفظ کنیم و هم خانواده خود را.
خانوادهای که در آن ایمان، محبت، اخلاق، گفتوگو، مسئولیتپذیری و یاد خدا جریان داشته باشد، میتواند یکی از مهمترین سنگرهای حفظ انسان دربرابر آسیبهای اخلاقی و فرهنگی باشد. ازاینرو، نجات خانواده از آتش، تنها یک تعبیر اخروی نیست، بلکه یک برنامه تربیتی است که باید از نخستین سنگبنای خانواده آغاز شود و با برنامهریزی صحیح و دقت، در تمام مراحل زندگی ادامه یابد.
نخستین اصل در تربیت خانواده، الگوبودن والدین است. فرزند بیش از آنکه از سخنان والدین تأثیر بپذیرد، رفتار آنان را مشاهده میکند و از آن الگو میگیرد. بنابراین، کسی که میخواهد فرزندش اهل نماز، صداقت، احترام، مسئولیتپذیری و اخلاق باشد، باید این ارزشها را در رفتار خود نشان دهد. تربیت، پیش از آنکه یک فرایند گفتاری باشد، یک فرایند عملی است. به همین سبب، والدین باید آنچه از فرزند خود انتظار دارند، در رفتار خویش به نمایش بگذارند.
این حقیقت را میتوان در تجربه بسیاری از خانوادههای موفق نیز مشاهده کرد؛ چنانکه مادری که چهار فرزند موفق داشت، در پاسخ به این پرسش که چگونه فرزندانش را چنین تربیت کرده است، گفته بود: «آنچه میخواستم بچهام انجام دهد، خودم عمل کردم.» بنابراین، نخستین کلاس تربیت فرزند، رفتار پدر و مادر در خانه است.
خانه نباید محیط غفلت باشد، بلکه باید محیطی باشد که در آن ارزشهای دینی، اخلاقی و انسانی محترم شمرده میشود. اگر خانه چنین جایگاهی پیدا کند، فرزند از همان سالهای نخست زندگی با مفهوم حلال و حرام، احترام، عبادت، مسئولیت و تقوا آشنا میشود و در مسیر رشد و تعالی و بالندگی، حرکت خواهد کرد.