مریم محبی | شهرآرانیوز؛ پاییز فقط فصل باران و لباسهای گرم نیست؛ فصل میوههایی است که هرکدامشان انگار تکهای از یک خاطره را با خودشان میآورند. از اناری که در دورهمیهایمان دانه میکردیم تا نارنگیای که پوستش بوی تمام خانه را پر میکرد، از سیبی که همیشه گوشه کوله مدرسه جا میشد تا لیموشیرینی که نسخه روزهای سرماخوردگی کودکی بود. بعضی از این میوهها را هنوز هم با همان لذت میخوریم و بعضیها سهم کمتری در سبدغذاییمان پیدا کردهاند. امروز قصه چند میوه پاییزی را برایتان گفتهایم که عطر و طعمشان یادآور روزها و خاطرههای شیرینمان هستند.
انار از آن میوههایی است که آمدنش خبر از پاییز میدهد؛ از روزهایی که کاسهای پر از دانههای سرخ و براقش وسط سفره مینشست و دستهایی کوچک برای برداشتنش از هم سبقت میگرفت. پوست ضخیمش که شکافته میشود، انگار صندوقچهای پر از یاقوت باز میشود و دانههای ترش و شیرینش زیر دندان میترکد و طعم آشنای عصرهای پاییزی زنده میشود. شاید انار بیشتر از هر چیز دیگری با سفرههای شب چله پیوند خورده باشد، اما کنار غذاهای اصیل ایرانی نیز انتخاب بسیار دلچسبی است.
طعمش به میزان رسیده بودنش بستگی دارد. اگر کمی نارس باشد گس بودنش میتواند خوردنش را سخت کند، اما وقتی کاملا رسیده باشد بافت نرم و شیرینی خاصش طعم متفاوتی به آن میدهد. شاید همین تفاوت است که خرمالو را به میوهای متفاوت تبدیل کرده است. فصل خرمالو هم چندان طولانی نیست و شاید همین فرصت کوتاه لذت خوردنش را بیشتر میکند. پس بهتر است تا وقتی در بازار هست به سراغش بروید و از طعم جذاب پاییزیاش لذت ببرید.
در بعضی خانههای قدیمی، آمدن پاییز را میشد از عطر بههایی فهمید که روی شاخههای درخت حیاط میرسیدند. بوی میوه در فضای خانه و حیاط میپیچید و خبر از فصل تازهای میداد. بعد نوبت مامانها و مادربزرگها بود که به سراغ بهها بروند و از آنها مربا، دسر یا خوراکیهای خوشعطر پاییزی درست کنند. به خام چندان نرم و آبدار نیست، اما وقتی پخته میشود، هم بافت لطیفتری پیدا میکند و هم عطرش بیشتر به چشم میآید. انگار بخشی از خاطره خانههای قدیمی، هنوز در عطر این میوه مانده است.
بویش سریع توی اتاق میپیچد. قدیمترها، معمولا بخشی از پوستش هم میرفت روی بخاری و همانجا کمکم خشک میشد و عطرش بیشتر در خانه میپیچید. مدرسه هم همین حالوهوا را داشت. نارنگیها را در کیف میگذاشتیم و زنگ تفریح دور هم پوست میگرفتیم و با هم قسمت میکردیم. گاهی هم پرتقالی را از خانه میبردیم که خوردنش در حیاط مدرسه، با دستهایی که بوی پرتقال داشت خودش بخشی از زنگ تفریح بود. بوی مرکبات برای خیلیها هنوز با همان روزهای سرد خانه و مدرسه گره خورده است..
کیوی کمکم جای خودش را بین میوههای آشناتری مثل سیب و پرتقال در ظرف میوه پیدا کرده است. شاید زمانی ظاهر قهوهای و زبرش برای خیلیها چندان اشتهابرانگیز نبود، اما کافی است آن را برش بزنید تا رنگ سبز روشن و دانههای سیاه خودش را نشان بدهد. مزه ترش و شیرینش هم آن را از طعمهای تکراری ظرف میوه جدا میکند. این روزها برای خیلیها انتخاب محبوبی شده است؛ میوهای که میشود سریع پوست گرفت، برش زد و کنار بقیه میوهها گذاشت.
ازگیل را نمیشود مثل خیلی از میوهها همان لحظه که از شاخه جدا شد، خورد. باید کمی صبر کرد تا نرم و رسیده شود؛ انگار خودش هم برای رسیدن، رسم و آیین مخصوصی دارد. در بعضی خانهها، ازگیل را بعد از چیدن در جای مناسبی میگذاشتند تا برسد و رنگ و بافتش تغییر کند. آن وقت بود که پوست و گوشت نرمش میشد و طعم ترشوشیرین خودش را نشان میداد. این میوه کوچک و قهوهای شاید به اندازه انار و پرتقال پرزرقوبرق نباشد، اما برای خیلیها مزهاش با شمال، پاییز و میوههایی گره خورده که باید برایشان کمی حوصله به خرج داد.
لیموشیرین شاید در سبد میوه امروز، کنار نارنگی و پرتقال کمی مهجور مانده باشد، اما یک زمانی پای ثابت روزهای سرد بود. بچه که بودیم، کافی بود سرما بخوریم تا چند لیموشیرین گوشه سفره ظاهر شود. بزرگترها آستین بالا میزدند، میوهها را نصف میکردند و آبشان را میگرفتند؛ بعد لیوانی پر از آب شیرین و خنک دستمان میدادند و میگفتند: «بخور، خوب میشی!» شاید آن روزها نمیدانستیم داخل این لیوان چه خبر است، فقط میدانستیم مزهاش حالمان را بهتر میکند. لیموشیرین هنوز هم یکی از میوههای فصل سرد است؛ ساده، آبدار و پر از خاطره.
سیب را تقریبا همیشه میشود پیدا کرد؛ قرمز و زرد و سبز، شیرین و ترش، سفت و ترد یا آبدار و نرم. آنقدر با زندگی روزمرهمان عجین شده که شاید دیگر به حضور همیشگیاش فکر نکنیم، اما پاییز که میرسد، سیب انگار مزه دیگری پیدا میکند؛ بوی باغ، هوای خنک و فصل مدرسه را با خودش میآورد. برای خیلی از ما، سیب فقط یک میوه نبود؛ تقریبا همیشه یکی در کوله مدرسهمان پیدا میشد، لابهلای دفترها و کتابها. زنگ تفریح که میشد، صدای گاز زدن به سیب، بخشی از همان روزهای ساده بود؛ روزهایی که هنوز کیف مدرسه بوی نان و سیب میداد.
اگر پاییز به باغهای شمال سر زده باشد، دیدن نارنجهای نارنجیرنگ میان برگهای سبز درخت، صحنه آشنایی است. درخت نارنج با برگهای سبز و براق، گلهای سفید و میوههای روشنش، ظاهر زیبایی دارد. وقتی درخت پر از شکوفه است، عطر شیرین گلهای نارنج در فضای باغ میپیچد و وقتی میوهها میرسند، بوی پوست و برگها حالوهوای دیگری به باغ میدهد.
نارنج را بیشتر با آب و پوست معطرش میشناسیم؛ از آب آن برای چاشنی غذا و از پوستش برای مربا و طعم دادن به خوراکیها استفاده میکنند. میوهای ترش و کمی تلخ که شاید جای چندانی در ظرف میوه نداشته باشد، اما عطر و ظاهرش بخشی از حالوهوای باغهای شمال است.