حکایت - صفحه 6

حکایت
| شهرآرانیوز
حکایت مرد زیرک و مرگ ندار و ناچار
سال‌ها پیش از انقلاب بزرگ فرانسه، در یکی از شهر‌های این کشور مردی زندگی می‌کرد که واقعا مرد زیرکی بود.
کد خبر: ۱۴۳۹۱۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۱۷

حکایت طویله و قضاوت زودهنگام
در روزگاران قدیم در یکی از شهر‌های نواحی جنوبی مردی زندگی می‌کرد که به نوبه خود پسرعمویی داشت که در یکی از روستا‌های نواحی جنوبی زندگی می‌کرد.
کد خبر: ۱۴۳۰۷۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۱۲

برای وطن
چه می‌خواهیم الا اینکه عصری هواخنکی شما بنشینید، ما از جالیز برسیم، لیوان خاکشیریخمالی دستمان بدهید و قوتمان به قاعده باشد و دلمان خوش؟
کد خبر: ۱۴۲۸۲۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۱۱

حکایت جنگل: شیر و آهو و سایر درندگان
روزی از روز‌ها شیر که تقریبا سلطان جنگل بود و بر حسن اجرای قانون جنگل نظارت داشت، وقتی مشغول سرکشی از جنگل و نظارت بر حسن اجرای قانون جنگل بود، ماده آهویی را دید که در گوشه‌ای از جنگل به طور خرامان مشغول چریدن است.
کد خبر: ۱۴۲۳۷۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۰۸

حکایت مساوی شدن دیدار سلطنتی در وقت قانونی
در روز موعود مهمانان با همراهان و فرزندانشان به کاخ سلطنتی آمدند و در نهایت طی مذاکراتی که تا پاسی از ظهر به طول انجامید بر سر تشکیل دولت بریتانیا به توافق رسیدند.
کد خبر: ۱۴۰۴۹۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۷

حکایت ملاقات انجام نشده با «دیدیه دشان»
چند هفته پیش در یکی از شهرهای فرانسه، پسر کوچولویی از پدرش که باعجله حاضر می شد تا از خانه بیرون برود، پرسید: «داری به کجا می روی؟»
کد خبر: ۱۴۰۱۹۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۴

حکایت ارباب و رعیت و نوشابه و رفع انحراف تضمینی
روزی از روز‌ها که ارباب برای سرکشی به زمین‌ها به روستا آمده بود، پس از آنکه به همه زمین‌ها سر کشید و به همه حساب وکتاب‌ها رسیدگی کرد، زیر سایبانی نشست تا استراحت کند و نوشابه بخورد.
کد خبر: ۱۳۹۶۹۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۲

حکایت طناب زن و مال التجاره فراوان
امید مهدی نژاد - شاعر و نویسنده
کد خبر: ۱۳۹۳۵۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۰

حکایت عبرت آموز موش و تله موش
در روزگاران قدیم، در یکی از شهر‌های آسیای میانه، موشی به همراه تنی چند از اعضای خانواده اش در سوراخ‌های دیوار خانه‌ای زندگی می‌کرد.
کد خبر: ۱۳۸۱۰۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۱۳

اندر آداب تیغ و تیزی
به یاد داریم در عنفوان جوانی که به مکتب خانه می‌رفتیم، گویا جوانکی مزلف، متلکی به یکان از دخترکان بلوغاتی مکتب انداخته بود و دختر به برادرش نقل ماجرا کرده بود و برادر خبر را که می‌شنود، رگ غیرتش باد می‌کند
کد خبر: ۱۳۷۲۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۸

حکایت گفت و گوی دزد خُرد و دزد کَلان
در یکی از شهر‌های نواحی مرکزی، مرد جوانی که اهل کار و تلاش و کسب روزی حلال نبود و از راه هایی، چون دله دزدی و خریدوفروش دلار در ارقام کوچک و کلاهبرداری‌های زیر ۳ میلیون تومانی و کارچاق کنی و دلال بازی و مشاغلی از این دست روزگار می‌گذراند، تصمیم گرفت به مسجد برود و کفش‌های نو و تمیز نمازگزاران را سرقت کند.
کد خبر: ۱۳۷۰۹۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۷

حکایت مرد کچل و کلاه گم شده
مرد گرمابه دار از پشت دخل برخاست و نزدیک وی شد و گفت: «داداش! ما اینجا دزد نداریم.
کد خبر: ۱۳۶۴۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۳

حکایت ۲ حکیم و سس اضافه در پایان
دو حکیم که هر دو حکمای دانشمند و شایسته‌ای بودند، از منظر فکری باهم اختلاف نظر داشتند و آبشان به لحاظ اندیشگی در یک جوی نمی‌رفت.
کد خبر: ۱۳۵۸۵۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۱

حکایت مرد بی اعصاب و پسرش
شبی از شب‌ها وقتی مرد بی اعصاب خسته از کار و ترافیک به خانه برگشت، پس از آنکه لباس بیرونش را درآورد و پیژامه راه راهش را پوشید، پسر کوچکش را دید که در چهارچوب در ایستاده است.
کد خبر: ۱۳۵۴۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۸

مرغی که حکیم خورد و آبرو بر باد داد!
روزی از روز‌ها زن دوقطبی ساز، یکی از همسایگانش را که زنی سربه زیر و اخلاق گرا بود، سوژه دروغ پراکنی و شایعه پردازی‌های خود قرار داد.
کد خبر: ۱۳۴۸۲۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۴

حقیقتا ما هیچ، ما نگاه
دیشب که این ماسماسک همراهمان را داشتیم تورق می‌کردیم، یک  آن فوتوی آسمانی فرشیدخان اولاد خلف میزیحیی را برایمان فرستاد با چند خطی زیرش.
کد خبر: ۱۳۴۴۱۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۲

حکایت باقی مانده اسکندر
امید مهدی نژاد - شاعر و نویسنده
کد خبر: ۱۳۴۳۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۲۱

حکایت بزرگمهر و دکتری فلسفه با گرایش کشاورزی
لویی شانزدهم در حین قدم زدن در باغ سلطنتی، پیرمرد باغبانی را دید که مشغول کاشتن نهال گردو در ضلع جنوبی باغ بود.
کد خبر: ۱۳۳۶۱۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۷

شازده وهمی سعودی
دیشب مسواکمان را زدیم، شب کلاه بر سر عزم خواب کرده بودیم که فریدون خان، سرایدار عمارت، را دیدیم.
کد خبر: ۱۳۳۳۹۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۶

ماجرای دختر فیلسوفی که قصد ادامه تحصیل دارد
همان طور که فیلسوف جوان مشغول مطالعه در پدیدار‌های هستی و اندیشه ورزی درباره ماهیت آن‌ها بود، به چاه آبی رسید که درکنار دهی قرار داشت.
کد خبر: ۱۳۳۱۹۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۵

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->