خاطرات - صفحه 5

خاطرات
| شهرآرانیوز
خستگی‌ های آقای جنیدی
یکی دوهفته‌ای می‌شد وقتی به کلاس می‌آمد نه راه می‌رفت و نه جلو تخته می‌ایستاد. فقط می‌نشست پشت میزش و با بی حالی درس می‌داد. بر خلاف همیشه که آن قدر پرانرژی بود و با خودمان فکر می‌کردیم آقای جنیدی انگار خسته نمی‌شود.
کد خبر: ۱۶۱۷۶۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۲

یاد باد آن روزگاران یاد باد| روایتی از دورهمی ۲۵۰  شاگرد و  ۲۵  معلم مدرسه قدیمی خاقانی و  استقلال
۲۵۰ شاگرد و ۲۵ معلم مدرسه قدیمی خاقانی و استقلال، هر سال به مناسبت روز معلم دور هم جمع می‌شوند.
کد خبر: ۱۶۱۷۲۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۲

در خیابان سرخس ادای آدم‌های دیگری بودیم
ما اگرچه از هم دور بودیم، اما کنار هم بزرگ شدیم و در خیابان‌ها و کوچه‌های مختلفی با یکدیگر خاطره داریم.
کد خبر: ۱۶۱۵۶۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۱

پستچی عاشق (قسمت دوم)
با دستپاچگی نامه‌ها را انداختم توی دست دختر و گاز را گرفتم و به حال فرار از معرکه گریختم.
کد خبر: ۱۶۱۳۷۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۰

پستچی عاشق
برای اولین بار توی عمرم مِهر یک دست به دلم نشست و احساس کردم، یک دل نه صد دل، عاشق دست و صدا شده ام.
کد خبر: ۱۶۰۸۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۷

ایستگاه فوتبال و شب گردی
نه فقط سالن ورزشی راه آهن، که خود راه آهن هم، با آن ایستگاه بزرگ تاریخی اش، با آن میدانگاهی خلوت وسیع، شب‌های ماه مبارک، تبدیل می‌شد به زمین فوتبال.
کد خبر: ۱۵۹۹۵۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۳۱

رودی از غم
همه ما انگار به یک مکان و در یک زمان به تکه‌ای از شهر یا خانه یا یک ییلاق حس دیگری داریم.
کد خبر: ۱۵۶۹۰۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۴

شعر گفتن روی موتور
من از آن دست آدم‌ها – اوه ببخشید! – از آن دست شاعر‌ها بوده ام که هرجا رفته ام قلم همراهم بوده...
کد خبر: ۱۵۵۳۰۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۵

فتح آباد بازار خاطره فروشی
بازار فتح آباد مشهد، همیشه خدا، بوی عید می‌دهد، بوی خانه‌های نونَوار برق افتاده، بوی فرش‌های شسته و پرده‌های اتوکشیده...
کد خبر: ۱۵۵۳۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۵

خاطرات پستچی کتابخانه سیار (قسمت دوم)
اگر رمان چند جلدی «کوه‌های سفید»، «شهر طلا و سرب»، «تنوره‌ی آتش» و.. را خوانده باشید می‌دانید چند نوجوان برای فرار از دست سه پایه‌ها که به آن‌ها حکومت می‌کنند به سوی کوه‌های سفید که قرارگاه تعدادی آزادی خواه جوان مثل خودشان است فرار می‌کنند و در تمام این رمان، کوه‌های سفید نماد آزادی است.
کد خبر: ۱۵۴۹۲۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۳

بدون آجیل، بدون شیرینی
اصلا عید با شیرینی و آجیلش عید می‌شود. اینکه عید داشته باشی و هیچ کدام از این‌ها نباشد که نمی‌شود.
کد خبر: ۱۵۴۹۲۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۳

خاطرات پستچی کتابخانه سیار
یک فیلم تلویزیون نشان می‌داد از آقایی که می‌رفت توی روستا‌ها و بین بچه‌های روستا کتاب تقسیم می‌کرد.
کد خبر: ۱۵۴۵۲۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۱

موتورسواری در «امدادی»
من پنج سال نامه رسان بودم و سه بار گذارم افتاد به بیمارستان امدادی.
کد خبر: ۱۵۳۲۳۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۱۳

بام مشهد با بلال و باقالی
«خلج»، خاطره کوهنوردی‌های نسل‌های قبل است. راهی خاکی که از ته محله «سیدی»، صاف می‌رفته تا دل کوه.
کد خبر: ۱۵۲۹۷۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۱۱

یک لکه آبی در خیابان کوهسنگی
آدم در طول عمرش چندبار سروکارش به بیمارستان می‌افتد؟ و دانستن این‌ها چه کمکی به آدم می‌کند؟
کد خبر: ۱۵۲۳۲۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۸

سرانجام مردی که از درخت گردو افتاد (قسمت دوم)
شکسته بند، فک آقای شاه نظری راجا انداخت. ولی مگه می‌شد جلو آقای شاه نظری رو گرفت؟
کد خبر: ۱۵۱۹۴۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۶

سقوط درخت گردو با آقای شاه نظری
اینکه چطور شد من نامه رسان طرقبه شدم و حدود پنج سال نامه‌های مردم طرقبه را رساندم خودش حکایت متفاوت و جالبی است.
کد خبر: ۱۵۰۶۴۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۲۷

دلتنگی دزد است...
اولین بار چه کسی گفت دلتنگی؟ یعنی چه دلتنگی؟ آدم با دلش که دلتنگ نمی‌شود.
کد خبر: ۱۵۰۰۶۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۲۴

چشم‌های آسمانی
وقتی حتی از جنازه بی جان آدم‌ها هم می‌ترسیدیم چطور می‌خواستیم جوانی را که گلوله خورده بود به تماشا بنشینیم.
کد خبر: ۱۴۹۳۷۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۱۹

آن کاغذ‌های رنگی بر سقف خاطراتمان
حوالی دهه فجر در دبستان کوچکمان غوغایی به پا می‌شد که نوستالژی شیرینش تا سال‌ها بعد ماندگار شود و این تکرار نسل به نسل ادامه یابد.
کد خبر: ۱۴۹۳۸۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۱۹

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->