به گزارش شهرآرانیوز؛ اگر پای درددل مربیان و والدین دغدغهمند بنشینیم، حرفشان این است که «چگونه میتوانم میل به عبادت را در جان فرزندم بنشانم، بیآنکه به ورطه اجبار بیفتم؟» بهطور کلی دلسوزان در این عرصه به دنبال آموزههای راهگشای دین هستند، پای درس استاد حجتالاسلاموالمسلمین علیهمت بناری، مدرس سطوح عالی حوزه و عضو هیئتعلمی جامعةالمصطفی، به دنبال خوانشی از آیه۲۱ سوره بقره در مسیر تربیت عبادی نشستیم و نکات درخورتوجهی برای خروج از این چرخه خستهکننده از دل آیات قرآن ارائه شد.
در بیشتر الگوهای تربیتی، جایگاه «تکلیف» و «مناسک»، جلوتر از «تعلق» و «معرفت» است و عبادت بهجای آنکه پناهگاه آرامش نسل نو باشد، تبدیل به میدان کشمکش خانوادگی شده است. قرآن کریم این گره کور را به شکلی شگفتآور باز میکند؛ مسیری که نشان میدهد اگر زاویه ورود به بندگی درست چیده شود، عبادت نه یک بار سنگین، بلکه پاسخ طبیعی عقل و عاطفه به هستیبخش مهربان خواهد بود.
آیه۲۱ سوره بقره، بهعنوان نخستین دعوت و فرمان عمومی که در قرآن کریم با آن مواجهیم، میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَالَّذینَ منْ قَبْلکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ:ای مردم! پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفریده است، بپرستید تا [با پرستیدن او]به تقوا برسید.»
خدا برای شروع کلامش، سراغ بحثهای پیچیده کلامی نرفته است و یک فرمان حیاتی دارد: «اعبدواربکم» و بعد بلافاصله میفرماید: «الذی خلقکم»؛ یعنی ماجرا اصلا از جنس «باید و نباید خشک» نیست، بلکه از جنس «شناخت ریشه» است.
خیلی وقتها فکر میکنیم تربیت عبادی فقط برای کسانی است که ظاهر مذهبی دارند، اما قرآن کریم با خطاب «یاایها الناس»، این دایره را به وسعت تمام بشریت باز میکند. خداوند این فرمان را محدود به مؤمنان نکرده است تا تربیت عبادی، یک برنامه ویژه برای طبقهای خاص شود.
عبادت، «نسخه شکوفایی» برای هر انسانی است که میخواهد از «منِ حیوانی» فاصله بگیرد و به «منِ انسانی» برسد؛ حقیقتی که اگر آن را درست لمس کنیم، دیگر در کلاس و خانه، دینداری را درقالب تکلیفی و تحمیلی به بچهها دیکته نمیکنیم؛ دیگر نماز، یک عمل بیروح و فقط برای حاضریزدن نیست؛ روزه، یک گرسنگی طاقتفرسا و اجباری نیست و دعا و خلوت با خدا، به چند خط روخوانی بیحسوحال تبدیل نخواهد شد.
درعوض، همه اینها را فرصتهای طلایی و خلوتگاههای امن برای تنفس روح و بازگشت به اصل خویش معرفی میکنیم. تربیت عبادی یعنی بیدار کردن این عطش فطری در مخاطب، تا خودش برای پر کردن این خلأ، بهسمت سجاده و پروردگارش بدود.
چرا آیه میگوید «اعبدوا ربکم» و مثلا چرا نفرمود: «اعبدوا الله»؟ تفاوت در همین یک کلمه است. «ربّ» یعنی پرورشدهنده، یعنی مربی مهربانی که هوای تو را دارد و مرحلهبهمرحله رشدت میدهد. تربیت عبادی موفق، روی ریل تربیت اعتقادی با محوریت ربوبیت حرکت میکند.
مشکل خیلی از جوانهای نسل امروز، تصویر غلطی است که از خدا دارند؛ خدایی که فقط ناظر خطاست و منتظر تنبیه. اما اگر ما «ربوبیت» خدا را پررنگ کنیم، یعنی او لمس کند که در آغوش پروردگاری مهربان، روزیرسان و هدایتگر زندگی میکند، عبادت به پاسخی عاطفی و صمیمانه از سر قدردانی بدل میشود.
دیگر، عبادت برای ترس از عذاب نخواهد بود، بلکه پاسخ عاطفی به مهربانی کسی است که او را لحظهبهلحظه «تربیت» میکند. تربیت عبادی واقعی، روی ریل این «محبت ربوبی» حرکت میکند، نه روی ترس از مجازات. روش قرآنی این است که چشم فرزند را به زیباییهای خلقت، نعمت حیات، سلامتی و داشتههایش باز کنیم تا سر بر آستان شکر بگذارد.
در تربیت دینی، باید هنر «معرفی نعمت» را یاد بگیریم. قرآن برای انگیزش بندگی، ما را به سرچشمه هستی فرامیخواند: «الذی خلقکم: عبادت کنید، چون او شما را آفریده است.» گویی با یادآوری طعم آغاز حیات، آفرینش را به رخمان میکشد. این استدلالی عمیق، بسیار صمیمانه و کاملا راهگشاست.
ما به کسی که جان و هستیمان را به ما بخشیده است، مدیون هستیم. یادآوری نعمت اصل وجود، تلنگری است برای وجدان انسان و عاطفه شکرگزاری او را بیدار میکند. قبل از اینکه به فرزندمان بگوییم «نماز بخوان»، باید به او کمک کنیم تا عظمت حیات خودش را درک کند.
وقتی کسی واقعا متوجه شود که چقدر در این جهان بزرگ، مشمول لطف پروردگار بوده است، ناخودآگاه دربرابر او سر تعظیم فرود میآورد. ما نباید صرفا از بالا و آمرانه دستور بدهیم؛ باید دست متربی را بگیریم و نشانش بدهیم که خدا چقدر به او نزدیک است و لحظهلحظه زندگیاش، غرق در عنایات اوست تا وجدان خفته او بیدار شود.
ما در تربیتهایمان، خیلی زود «مناسک» را بر «معرفت»، مقدم میکنیم. فرزندانمان از ما یاد گرفتهاند که نماز میخوانیم؛ چون باید خوانده شود! و نه بهدلیل یک نیاز درونی سرشار از شوق برای ملاقات با معبود. ما از این نکته غافلیم که وقتی عبادت از ریشه معرفتی (ربوبیت) و بستر عاطفی (یادآوری نعمت) تهی شود، تبدیل به قالبی خشک و کماثر میشود که با کوچکترین شبهه یا وسوسهای فرومیریزد.
عبادتی که پشتوانه معرفتی ندارد، مثل درختی است که ریشه ندارد و با کوچکترین باد حوادث، خم میشود و این، بزرگترین آسیب تربیت ماست؛ آسیبی که شیرینی ایمان را میکُشد. اجبار کور، مقایسه کودکان در انجام فرایض و غفلت از تبیین چرایی عبادت، آفاتی هستند که رغبت به محراب را میسوزانند، درحالیکه آیه۲۱ سوره بقره به ما میآموزد که اگر میخواهیم رکوع و سجودی ماندگار شکل گیرد، باید ابتدا خِرد و احساس متربی را با عظمت خلقت و مهر ربوبی، پیوند بزنیم. باید «خدا» را در قلبش تثبیت کنیم.
فرمان عبادت در این آیه به افق «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» ختم میشود. یعنی عبادت هدف نهایی نیست، بلکه ابزار و بستری است برای رسیدن به «تقوا». تقوا نیز یعنی «مصونیت»؛ یعنی همان سیستم ایمنی روانی که آدم را دربرابر گناه و لغزشها حفظ میکند. عبادت واقعی باید «خروجی» داشته باشد.
درواقع در این نگاه، تربیت عبادی، مستقیم به تربیت اخلاقی و ارتقای شخصیت فرد، پل میزند؛ یعنی ما نباید فقط بهدنبال تعداد رکعات نماز فرزندانمان باشیم؛ باید چنانکه قرآن، خود به ما آموخته است که «إنَّ الصَّلَاه تَنْهَى عَن الْفَحْشَاء وَالْمُنْکَر» (یقینا نماز از کارهای زشت و کارهای ناپسند بازمیدارد) ببینیم که آیا این نماز، آنها را «مراقبتر» کرده است؟
آیا قدرت «نهگفتن» به بدیها را در آنها ایجاد کرده است؟ فرزندی که نماز میخواند و اهل بندگی است، باید اثر این سلوک را در صداقت، مهربانی، کنترل خشم و مسئولیتپذیری اجتماعی نشان دهد؛ چراکه عبادت، کارخانه تولید تقواست و باید محصولش را در رفتار و کردار روزمره نشان دهد.