به گزارش شهرآرانیوز؛ تشکیلات اطفائیه اواخر دهه اول قرن گذشته، در مشهد پا میگیرد. در این دوره، نیروهای تنظیف اداره احتسابیه بلدیه ضمن نظافت شهر، وظیفه کمک برای اطفای حریق را نیز برعهده دارند.
کمکی که در بیشتر مواقع نتیجه خاصی بهدنبال ندارد و نیاز به تشکیلات اطفائیه را بیشازپیش مشخص میسازد.
شهرداری آن روزها در عمارت بزرگ (انبار فعلی نیروی انتظامی) دایر است؛ به همین دلیل گاراژ خرازی را در جوار خودش، بهعنوان نخستین ایستگاه اطفائیه انتخاب میکند.
در آنجا تعدادی گاری اسب و سطل آب موجود است و تعدادی نظامی نیز بهعنوان نخستین مأموران آتشنشانی مشهد انتخاب میشوند؛ اگرچه هیچکدامشان اطلاعی در این زمینه ندارند.
شهرداری مشهد یک سال قبل از جابهجایی به مکان فعلی، یعنی در سال ۱۳۱۱ خورشیدی، درخواستی برای خرید یک ماشین آبپاش مکتوب میکند.
تحویل این ماشین دو تنی بهدلیل جابهجایی ساختمان شهرداری از ارگ به میدان پهلوی (شهدای فعلی)، با تأخیر روبهرو میشود.
پس از این جابهجایی است که نخستین شعبه آتشنشانی در مشهد پا میگیرد.

اطفائیهچیها در این دوره علاوهبر خاموش کردن آتش، وظیفه دارند با ماشین آبپاشی که در اختیار دارند، معابر و خیابانها را بشویند و درختان را هم آبیاری کنند.
در روزگاری که وسایل ارتباطی اندک بود، برای باخبر شدن از حریقهای تبریز، برجی به ابتکار روسها ساخته میشود؛ برج آتشنشان یا «یانقین» که هنوز در تبریز برپاست.
یک نفر پیوسته بر فراز آن چشم میکشد تا از هرجای شهر دودی برخاست، به نیروهای پایین برج خبر دهد و عملیات اطفا با چند پمپ دستی برنزی و مسی دوطرفه آغاز شود.
در مشهد و دیگر شهرهای ایران، اما چنین وسایلی وجود ندارد.
روزنامه «حبلالمتین» در شماره ۹ سال هشتم خود به تاریخ ۱۰ شعبان ۱۳۱۸ برابر با ۱۲ آذر ۱۲۷۹ خورشیدی درباره «حریق در خراسان» مینویسد، مشهد «اسباب اطفائیه» ندارد.
در بخشی از این گزارش میخوانیم: «در خیابان علیا، جنب شفاخانه حضرت رضا، حریقی واقع شد و بسیار نقصان به اهالی وارد آورد... با وجود این، شش باب دکان با اموال و اثقال خاکستر گردید... افسوس که در همچو بلدی که دارای این وضع خیابان است، اسباب اطفائیه وجود ندارد».
نویسنده تأسف میخورد که شهری با قدیمیترین خیابان ایران، وسیلهای برای خاموش کردن آتش ندارد.
در این روزها خاموش کردن حریق برعهده قوای نظمیه و پلیس است.
روزنامه «نوبهار» در شماره ۲۲ سال اول خود به تاریخ ۱۷ محرم ۱۳۲۹ قمری، برابر با ۲۷ دی ۱۲۸۹، نامه دربانهای آستانه را میآورد: «انتظام و مسئولیت چهار بست کلیتاً با دربانها باشد و پلیسها را در آنجا امرونهی باقی نماند، ولی شبها دزدبگیری و مسئولیت سرقت و حریق با پلیس باشد».
حریقهای مشهد در این دوره به کمک تخریب بناهای همجوار و آب جاری یا حوض منازل اطراف خاموش میشود؛ گویا در سالهای بعد، چند پمپ در مشهد برپا میشود که برای پمپاژ آب حوض یا جوی استفاده میشود.
روزنامه اطلاعات یومیه در شماره ۱۹۵ سال اول خود به تاریخ ۱۹ شوال ۱۳۳۲ قمری، برابر با ۱۸ شهریور ۱۲۹۳ گزارش مفصلی از حریق شب گذشته بازار بزرگ مشهد مینویسد.
تا قبل از این گزارش، هیچ نشانی از استفاده از پمپ در اطفای حریقهای مشهد نیست.
در این گزارش میخوانیم: «قریب ساعت ۴ دکان سیگارفروشی غلامرضانام تبریزی... ناگهان شعلهور شد... شراره آتش به سایر دکاکین و سقف چوبی بازار سرایت کرده...».
«از طرف اداره نظمیه به تمام کمیسریهای محلات قدغن شد بهفوریت کلیه صاحبمنصبان و پلیسان کشیک به کمک بروند...».
«بقیه از اطراف با بیل و کلنگ مشغول بریدن و قطع کردن اتصال دکاکین و خانههای اطراف آتش شده و بر حسب تقاضای اداره نظمیه، دستگاه تلمبه بزرگ از بانک مرابحه قزاقهای مأمور بانک بهفوریت به بازار آورده...».
«حوضهای خانههای اطراف که تمام شد، سقف حمام شاه را که متصل به بازار است، خراب، تلمبه را نصبکرده، مشغول آب زدن شدند... تا قبل صبح، آتش را خاموش کردند».
اطفای حریق با روشهای سنتی یا تخریب بنا، در عین ناکارآمدی، آسیبهای فراوانی بهدنبال دارد.
روزنامه اطلاعات یومیه در همان شماره مینویسد: «۳۶ درب دکان... با کمیسری آتش گرفته. شش دربند را هم برای انفصال کوبیده و خراب کردند...».
«در موقع اطفای نایره، دو نفر از صاحبمنصبان نظمیه که مشغول خراب کردن بودند، از پشتبام پرت شده، به پای یک نفر و کمر دیگری صدمه وارد آمد...».
«یک نفر پلیس، پشتبام یک دکان را که از داخل مشتعل شده بود، سوراخ میکرد... بهواسطه سوختن تیرها، یکمرتبه سقف خراب [شد]، پلیس و دو نفر دیگر در خاک و آتش فرورفته...».
روزنامه «نوبهار» نیز در همان تاریخ، این شیوه را نقد میکند: «آه چه حریقی! چه آفتی!... بهجز ازدحام بیمعنی و آبپاشیهای بیقاعده، چیزی دیده نمیشد... والا تمام بازار طعمه حریق زبانهدار شده بود».
روزنامه رعد نیز چند روز بعد در شماره ۱۹ سال پنجم خود به تاریخ ۲۴ شوال ۱۳۳۲ قمری مینویسد: «چون در خانههای اطراف، آب جاری کمیاب بود و اسباب خاموش کردن موجود نبود، ۳۶ باب مغازه دکان سوخت... میگویند زیاده از ۵۰ هزار تومان ضرر به صاحبان دکاکین وارد آمده».
تبریز که پیشگام امر اطفای حریق است، درست ۱۰ سال بعد از ایجاد بلدیه، تشکیلات «اطفائیه» را در اردیبهشت ۱۲۹۶ خورشیدی افتتاح میکند.
در مشهد، اما نهاد مشخصی برای فرونشاندن حریقهای گاهوبیگاه نیست و روش اطفا بههمت نیروهای نظمیه، به یاوری مردم تا اواخر دوره قاجار، همچنان برقرار است.
روزنامه «فکر آزاد» در شماره ۳۳ سال اول خود به تاریخ ۱۲ ربیعالاول ۱۳۴۱ قمری، برابر با ۱۰ آبان ۱۳۰۱ خورشیدی، از حریق پنج روز قبل مشهد در دکان عطاری حاجسیدحسن عطار در اول بازارچه سرسوق خبر میدهد: «از کمیسری بازار به رئیس نظمیه راپورت داده، آقای یاور پاشاخان با ادوات اطفائیه به محل حریق حاضر شده... حریق را خاموش مینمایند».
همین روزنامه در شماره ۳۵ از حریق کاروانسرای «مشهدیستار» و در شماره ۴۹ به حریق منزل سرهنگ مهدیخان، رئیس توپخانه، اشاره میکند.
نیروهای تنظیف اداره احتسابیه بلدیه ضمن نظافت شهر، وظیفه کمک برای اطفای حریق را نیز برعهده دارند؛ کمکی که نتیجه خاصی ندارد.
خود شهرداری در عمارت بزرگ دایر است؛ به همین دلیل گاراژ خرازی را بهعنوان نخستین ایستگاه اطفائیه انتخاب میکند.
در آنجا گاری اسب و سطل آب موجود است و تعدادی نظامی بهعنوان نخستین مأموران انتخاب میشوند.
شهرداری در سال ۱۳۱۱ خورشیدی درخواست خرید یک ماشین آبپاش میکند که با تأخیر تحویل داده میشود.
پس از جابهجایی ساختمان شهرداری، نخستین شعبه آتشنشانی در مشهد پا میگیرد.
روزنامه «آفتاب شرق» در ۲۶ آذر ۱۳۱۵ مینویسد: «اداره شهرداری شروع به ساختن محلی برای اتومبیلهای آتشنشانی کرده است... محل مزبور در امتداد شمالی خیابان پهلوی و از اراضی گورستان آبمیرزا انتخاب گردیده».
این مکان شامل نه دهانه گاراژ با سه اتاق آسایشگاه در بالای آن و دو ساختمان مجزا برای نگهبان و ناظم است.
۲۶ آبان ۱۳۱۶ دائره اتومبیل شرکت سهامی مرکزی از طریق وزارت داخله، قرارداد خرید یازده دستگاه خودروی پنجتنی آتشنشانی کارخانه چکی اِشکودا را میبندد.
سهم شهرهای شیراز، بابلسر، بهشهر، آمل، تبریز، قوچان و بروجرد یک دستگاه است و فقط اصفهان و مشهد دو دستگاه از این خودروی مدرن را میگیرند که با مخزن پر تا پنجاه کیلومتر سرعت دارد.
این خودروها در نیمه دوم ۱۳۱۷ به مشهد میرسند تا آتشنشانی مشهد با سه خودروی ویژه، شامل دو اتومبیل پنجتنی و یک اتومبیل دوتنی، نهتنها حریقهای مشهد که در برخی مواقع، حریقهای شهرهای مجاور را نیز فروبنشاند.