درباره نویسنـده
امید مهدی نژاد

امید مهدی نژاد

شاعر و نویسنده

تعداد مطالب ۱۱۳
بازدید کل مطالب ۸۹۴۷۲
کامنت های مطالب ۲

آخرین مطالب امید مهدی نژاد

حکایت اصلانشاه و طنز فاخر وزیر

حکایت اصلانشاه و طنز فاخر وزیر

اصلانشاه هفتم، پادشاهی شایسته سالار بود و همواره از اطرافیان خود درباره تصمیمات خود نظرسنجی می‌کرد.
کد خبر : ۲۴۴۱۸۳
۱۴۰۳/۰۵/۲۰ - ۱۳:۱۷
حکایت روباه و خروس و سگ و خر

حکایت روباه و خروس و سگ و خر

قرن‌ها پیش و در روزگار سلطان سنجر سلجوقی که نهمین سلطان امپراتوری سلجوقی و واپسین سلطان مقتدر سلجوقی بود و پس از او سلسله سلجوقیان رو به افول و خاک برسری نهاد، در یکی از قصبات شمال غزنین،  روباهی زندگی می‌کرد که بسیار حیله گر و مکار بود.
کد خبر : ۲۴۳۴۹۶
۱۴۰۳/۰۵/۱۶ - ۱۵:۳۶
حکایت جوان اول و جوان دوم

حکایت جوان اول و جوان دوم

در روزگاران قدیم، در اواسط راه ابریشم کاروان سرایی وجود داشت که کاروان‌های تجارتی و زیارتی و سیاحتی و غیره، در آنجا به استراحت می‌پرداختند.
کد خبر : ۲۴۳۲۹۵
۱۴۰۳/۰۵/۱۵ - ۱۷:۴۵
حکایت حکیم چاقوکش و پیرزن جوراب فروش

حکایت حکیم چاقوکش و پیرزن جوراب فروش

در روزگاران گذشته حکیمی زندگی می‌کرد که برخلاف بیشتر حکما،  علاوه بر کمالات روحی به کمالات جسمی نیز توجه داشت.
کد خبر : ۲۴۲۰۳۱
۱۴۰۳/۰۵/۰۹ - ۲۱:۳۰
حکایت نظریه آلبرت و کفش‌های آن سه مرد

حکایت نظریه آلبرت و کفش‌های آن سه مرد

در اوایل سده بیستم، سه مرد برای خرید کفش به یک مغازه کفش فروشی در زوریخ رفتند.
کد خبر : ۲۴۱۳۷۱
۱۴۰۳/۰۵/۰۶ - ۱۳:۰۷
حکایت مرد تن لش و گُنده غول‌های بیابان

حکایت مرد تن لش و گُنده غول‌های بیابان

در روزگاران قدیم، در یکی از شهر‌های ناحیه مرکزی، مردی زندگی می‌کرد که تنبل و تن لش و بیکار و بیعار بود و در تمام طول روز می‌خوابید و خوابش هم خیلی سنگین بود و شب‌ها نیز با رفقایش به الواطی مشغول می‌شد و خرجش را زن و بچه اش می‌دادند.
کد خبر : ۲۴۰۴۴۵
۱۴۰۳/۰۵/۰۱ - ۱۶:۰۹
حکایت سلطان واقعی جنگل و ...

حکایت سلطان واقعی جنگل و ...

در روزگاران قدیم، نرسیده به قرون وسطی، تنی چند از حیوانات جنگل که از ظلم و تعدی انسان به تنگ آمده بودند نزد شیر رفتند و از ظلم و تعدی انسان به او شکایت کردند.
کد خبر : ۲۴۰۲۲۶
۱۴۰۳/۰۴/۳۱ - ۱۶:۲۸
حکایت دست خر شکسته و گرگ خاموش

حکایت دست خر شکسته و گرگ خاموش

روزی باربر و خر در یک جاده بیابانی مشغول حمل بار مردم بودند، ناگهان خر در چاله‌ای افتاد و دستش از سه جا شکست.
کد خبر : ۲۴۰۰۱۲
۱۴۰۳/۰۴/۳۰ - ۱۶:۵۶
حکایت استانخکاره و شاعر این کاره

حکایت استانخکاره و شاعر این کاره

استانخکاره، فرزند آمن حوتپ سوم که پس از برادرش آخناتون بر تخت پادشاهی مصر نشست، فرعونی بی رحم، بی جنبه، شوخی نفهم و واقعا وحشی بود.
کد خبر : ۲۳۷۶۲۱
۱۴۰۳/۰۴/۱۶ - ۱۷:۰۴
حکایت صیاد و پند‌های پرنده سخن گو

حکایت صیاد و پند‌های پرنده سخن گو

در روزگاران قدیم در حاشیه یکی از شهر‌های نواحی مرکزی، صیادی که به کار شکار پرنده اختصاص داشت.
کد خبر : ۲۳۷۳۵۲
۱۴۰۳/۰۴/۱۵ - ۱۵:۴۸
حکایت مورچه عاشق و ابرپروژه عمرانی

حکایت مورچه عاشق و ابرپروژه عمرانی

در روزگاران قدیم، در یکی از شهر‌های صنعتی شخص ثروتمندی زندگی می‌کرد که از سرمایه گذاران کلان و بازرگانان برجسته و شاخان بازار و همه چیزتمام‌های زمان خود بود.
کد خبر : ۲۳۶۹۴۵
۱۴۰۳/۰۴/۱۲ - ۱۸:۱۲
حکایت تعمیرکار تعمیر محور و دهان صاحب کشتی

حکایت تعمیرکار تعمیر محور و دهان صاحب کشتی

سال‌ها پیش در یکی از بنادر یکی از کشور‌های حاشیه دریای تیرنی مردی زندگی می‌کرد که صاحب یک کشتی تفریحی بود و با این کشتی تفریحی مردم را از این ور دریای تیرنی به آن ور دریای تیرنی می‌برد و از این راه امرار معاش می‌کرد.
کد خبر : ۲۳۶۵۴۰
۱۴۰۳/۰۴/۱۱ - ۱۱:۰۰
حکایت وزیر اعظم و اکرم و اختر

حکایت وزیر اعظم و اکرم و اختر

در روزگاران قدیم، در زمان حکومت آق قویونلو‌ها بر نواحی مرکزی و غربی سرزمین ایران، روزی وزیر اعظم دربار آق قویونلوها، وزیران و ملازمان و چاکران و نوکران و مخلصان درگاه را خبر کرد تا برای جلسه به دفتر وی بیایند
کد خبر : ۲۳۶۲۷۲
۱۴۰۳/۰۴/۰۹ - ۱۷:۰۸
حکایت نامزد انتخابات و پس گردنی انتقامی

حکایت نامزد انتخابات و پس گردنی انتقامی

در یکی از انتخابات سابق در یکی از کشور‌های خارج، نماینده یکی از نامزد‌های انتخابات در حال بازدید از حوزه انتخابیه اش بود که در حاشیه شهر چشمش به مرد رنجور و تکیده‌ای افتاد که در میان زباله‌ها به دنبال غذا می‌گشت.
کد خبر : ۲۳۵۹۴۴
۱۴۰۳/۰۴/۰۷ - ۱۶:۲۳
حکایت پسر بالغ و برجام + اصغر فرهادی اضافه

حکایت پسر بالغ و برجام + اصغر فرهادی اضافه

در اواخر دوران سلجوقیان جنب پمپ بنزین خانواده‌ای می‌زیست که تنها یک فرزند پسر داشت.
کد خبر : ۲۳۵۷۰۴
۱۴۰۳/۰۴/۰۶ - ۱۵:۴۷
حکایت ۳ عابر و جهان بینی برعکس پیرمرد نابینا

حکایت ۳ عابر و جهان بینی برعکس پیرمرد نابینا

در روزگاران قدیم در یکی از شهر‌های بزرگ و پرجمعیت، پیرمرد نابینایی زندگی می‌کرد که در حاشیه خیابان منتهی به میدان اصلی شهر می‌نشست و لیف و کیسه و سفیداب و شامپو تخم مرغی و تیغ خودتراش می‌فروخت.
کد خبر : ۲۳۵۲۵۲
۱۴۰۳/۰۴/۰۳ - ۱۳:۵۵
حکایت پدر و دختر و دو خواستگار

حکایت پدر و دختر و دو خواستگار

در روزگاران قدیم پدر و دختری با هم زندگی می‌کردند. همسر مرد که به نوبه خود مادر دختر بود سال‌ها پیش از دنیا رفته بود.
کد خبر : ۲۳۴۸۱۸
۱۴۰۳/۰۳/۳۱ - ۱۵:۰۸
حکایت پشت گوش اشکان بند در مذاکرات صلح

حکایت پشت گوش اشکان بند در مذاکرات صلح

در اواسط روزگار اشکانیان که در سال‌های خیلی قبل بر سرزمین ایران حکمرانی می‌کردند، نزاع مرزی میان ایران و روم بالا گرفت و طرفین حملات پراکنده‌ای را به مواضع یکدیگر انجام دادند.
کد خبر : ۲۳۴۳۷۵
۱۴۰۳/۰۳/۲۹ - ۱۸:۴۹
حکایت شمع مخصوص و محفل پروانگان

حکایت شمع مخصوص و محفل پروانگان

در روزگاران قدیم، شخصی به پادشاه پروانگان، که پادشاهی بدبین بود و تا در مورد چیزی تحقیقات کافی نمی‌کرد قانع نمی‌شد، خبر داد که شمعی به بازار آمده است.
کد خبر : ۲۳۲۷۰۰
۱۴۰۳/۰۳/۲۰ - ۱۶:۴۵
حکایت تتل بابایا و خاموش شدن مسئولان مؤسسه

حکایت تتل بابایا و خاموش شدن مسئولان مؤسسه

در یکی از شهر‌های یکی از کشور‌های دیگر، مؤسسه خیریه‌ای وجود داشت که علاوه بر کار‌های دیگر به کار خیر مشغول بود و مسئولان آن تلاش می‌کردند گام‌هایی هرچند کوچک در راستای کمک به اقشار ضعیف جامعه بردادند.
کد خبر : ۲۳۲۵۱۱
۱۴۰۳/۰۳/۱۹ - ۱۳:۳۴
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->